1980-1989: از Counterculture به فرهنگ — معنی ’80s,

از Counterculture به فرهنگ اما در اینجا هیچ فرهنگ با محیط زیست و مرگ کمونیسم: معنای ’80s,
ژانویه 2, 1990

1981

نیویورک

عزیز Lin
امروز مادر من ملاقات ویلیام باروز. او, او گفت:, دعوت به این مهمانی شام بود که همه مردان است. به عنوان نشانه ، او گفت: ویلیام باروز است که هوش از بیشترین چاقو او تا کنون ملاقات کرد. او ایستاده بود در برابر یکی از دیوار اتاق ناهار خوری و تماشا او را به رفتن به محل کار. او را دوست دارد حیوانات. او نمی خواست به صحبت کردن با او و او می خواست به نامرئی و تماشا کنید. مادر من می خواهد به یک دیوار.

P. S. من قصد ندارم تا به حال چیزی برای انجام با هر کسی.

سان فرانسیسکو در نزدیکی ماموریت

عزیز Zoozoo,
زندگی خوب است حتی اگر دیروز من حمله توسط یک دوچرخه باند. هفت سیاه, بچه ها, آنها نیست, لعنتی از من بزرگتر بود اما آنها با دختران بزرگتر سوار در اطراف من در دوچرخه خود را و به آنها گفت که از آنجایی که من یک مرد و یک پانک آنها قصد کشتن من. من خوش شانس بود چرا که آنها نمی خواهید برای کشتن من در حال حاضر. من حدس می زنم که چرا من هنوز زنده هستم.

مامان گفت: من نباید در این مورد ناراحت تهوع حادثه به دلیل مشکل سیاسی است نه شخصی. او گفت: من نباید همیشه اشتباه سیاسی به صورت شخصی و یا دیگری من خودخواه. “بهتر خودخواه تر از مرگ” من می دانم که پدر من می خواهم می گویند, اما من هیچ نظری ندارم که او چه کسی است. او گفت که شهردار در (می تواند شهردار شود؟) تلاش برای خلاص شدن از Chicanos و همجنسگرایان است rezoning شهر به طوری که همجنسگرایان را به حرکت به ماموریت Chicano خاک. این Chicanos که یک فرم خوب از مردانگی اسلحه و یا در حال در آغوش و در حال تنظیم گی hangouts مانند “راش” کارخانه در آتش است.

من یک کودک هستم و به این نیازی ندارم گه. گفتم مامان من نیاز آموزش و پرورش است. او گفت که او بود در حال حاضر حلق آویز کردن با این بچه ها که فراموش RE/جستجو در (مجله) آنها استفاده می شود برای انجام جستجو و نابود کردن! و کسانی که از مردم در مورد همه و تنها چیزهایی که جالب اینجا. در مورد علامت پائولین کامپیوتر-اجرا هیولا که حمله غول پیکر, عکس از مریم باکره و کسی به نام ریگان; مانند مورد واقعی, هنرمندان, هنرمندان از بدن tattooists. اگر من واقعا می خواهم به یاد بگیرند که من می تواند بیرون رفتن و پیدا کردن که در آن یادگیری است به جای شکایت در همه زمان ها. او گفت که اگر من فکر می کنم سیستم به من کمک کند, من در حال حاضر مرده است. مادر من بیش از حد دشوار است.

1984

SF

عزیز Zooz,
من بیمار خود NYC پانک. در اینجا که در آن خشونت واقعی است. در سن دیگو Chicanos در حال تیراندازی در اتومبیل در بزرگراه. این Chicanos زندگی در این آهنگ یا خندق در بالای تپه از بزرگراه. آنها واقعا زندگی در خندق; بلکه آنها دزدکی حرکت کردن بیش از تیجوانا مرز و چمباتمه زدن در خندق تا زمانی که آنها می توانید کسب درآمد زیر حداقل دستمزد pittances غنی سفیده دست برای خدمات مانند و باغبان. اما این یک مقدار زیادی از پول در مکزیک که در آن خانواده زندگی می کنند. Chicanos باید از آن لذت ببرید بیش از حد; برای تفریح آنها خالی بسیاری در آتش و کمینگاه در آزادراه اتومبیل. من می خواهم انجام همان چیزی که اگر من می توانم, اما شما را درک نمی کردند.

که چون شما نمی درک هنر واقعی چون شما نیویورک, هنر جهان می خورد و پول است.

و به عنوان پدر من که می گویند هر چیزی چون من هرگز ملاقات او می گوید پول ندارد که در آن در.

صحبت از خشونت که من دوست دارم دیوانه وار به جز زمانی که آن را در برابر من خواندن این نویسنده ویلیام گیبسون که از برخی جهات بهتر از ویلیام باروز و از برخی جهات نیست. خواندن او fuckface. “آسمان بالا بندر رنگ از تلویزیون گوش به مرده کانال و یک مرده سیاه بیرون آمدن از آن است.” او اولین نویسنده من خوانده ام در یک مدت زمان طولانی است که مذاکرات در مورد من و شما. من قصد دارم برای یک نویسنده باشد. به عنوان به زودی به عنوان من یاد بگیرند به نوشتن. این راه من می خواهم برای نوشتن. (مادر گفت: آن را به من به یک نویسنده باشد چون من یک دختر. او باید بدانید.)

نیویورک

عزیز لیندا
من با استفاده از نام کامل خود را به دلیل اگر شما می خواهید به عنوان یک نویسنده شما در حال رفتن به مجبور به خلاص شدن از شر تمام آنچه که counterculture تلخه که فقط ولایتی. سان فرانسیسکوییها جدا هستند. مادر می گوید که اگر شما می خواهم به یک هنرمند که کار مهم شما هر دو باید به بخشی از جامعه بزرگ جهانی و تاثیر بزرگ جهان است. شما می توانید تاثیر نمی گذارد بزرگ جهان اگر شما با استفاده از برخی از عجیب و غریب در زبان شما و دوستان خود اختراع و شما پوشیدن لباس های پر از سوراخ های خود را نشان می دهد. آن را نه خود خشونت من شی. آن را محلی و انزوا که تاکید کردند. شما باید برای جلوگیری از دیدن تنها سمت خود را از همه چیز به خاطر خود طرف از چیزهایی است که قطره قطره شدن و شما در حال رفتن به زندگی می کنند در قطره قطره شدن و هرگز یک نویسنده اگر شما در به عنوان شما می خواهید. نویسندگان ارتباط برقرار کنند; آنها نه توهمی و همه می دانند که تنها دلیل ماندن مردم در سان فرانسیسکو است چرا که آنها از جا در رفته.

چه هنرمندان (من نفرت چگونه شما همیشه استفاده از “واقعی”) در حال حاضر انجام شده است تکرار نقاط دیگر. اشیاء. ما برای ورود به جهان است. و ما را به پول. من دیده ام مادر با فقر و تقریبا او را کشته هنر است. (رابطه جنسی نمی باشد ارزش آن.) شاید شما نمی بینم به اندازه کافی bums. من هر روز حداقل یک صد دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خیابان. شاید شما نمی دانید که چه چیزی واقعی خشونت است. خشونت واقعی فقر است و آن چیزی جز تعفن و هنر است که می آید از آن بدبو است بیش از حد.

هنرمندان در اینجا از جمله مادر (پدر رفت و با برخی از فروشنده اما او هرگز اهمیت) استفاده از معکوس تکنیک های. آنها به سادگی دوباره نشان دهنده بخش های مختلف از آینده است. با هیچ کدام از آن هیپی moralism که فرستاده ما پدر و مادر خشمگین به پانک; بدون سبکی فشفشه — prettiness — خود را ویلیام گیبسون می پوشد مانند یک لباس صورتی. تنها drag queens مجاز بود. در اینجا ادبیات توسط یک پسر به نام ریچارد شاهزاده که اصولا یک هنرمند اما می تواند هر چیزی:

او هرگز نمی تواند تصور کنید آنچه در آن باید به صرف یک روز کامل بدون نیاز به جلوگیری از یک آینه است. و جایی که او زندگی می کردند او مطمئن ساخته شده تا به حال هرگز یک تفکر و در هر سطحی که انجام می کردم dulled یا مالیده و در هر سطحی که شد خیره نگه داشته و آن را به لهستانی انداخته رو در یک سطل.

تمیز….

1986

لندن

عزیز Zoozoozoo,
شما عزیزم من و مادر در لندن است. نیویورکی عزیز من خیلی استانی; در آنها زندگی می کنند که مرگ است که در نیویورک و هرگز می دانم که کل جهان وجود دارد در خارج از جزیره خود را کشت.

این GLC (Greater London شورای) (آمریکایی ها آنقدر مبتذل و احمقانه به توضیح ساده ترین چیزهایی که به آنها) این شهرستان اجرا می شود. لندن لذت بردن از mugging-رایگان تمیز کردن لوله (مترو) بسیار عالی و خدمات پزشکی رایگان و اغلب زندگی در دولت, مالی, لزبین مشترک. اینجا همه چیز سرگرم کننده است! هر شب من به این باشگاه تابو و بزرگ, گی زیبایی که در واقع آمریکایی! به من می اندازد در اطراف و همه طول می کشد خاموش برخی یا همه لباس. راشل Auburn, باشگاه, دی جی, که همچنین طرح های لباس معمولا می پوشد توتو طلا و پاستا. هر دو و هیچ کس fucks. آنها چیزهای دیگر. که به زبان انگلیسی راه است. سبک. در پنج صبح همه ما رفتن به خانه. من شیک در حال حاضر و من هرگز رفتن به رنج می برند و دوباره.

مادر می گوید که زندگی در اینجا خوب است برای زنان تنها به این دلیل که فمینیسم بسیار قوی است. اما انگلیسی فمینیست های عجیب و غریب هستند زیرا آنها بر این باورند که یک زن است و به زن به عنوان یک فمینیست و به زن نه به خواب با زنان دیگر به خانه بازگشت اما نه به می خواهید به خواب با مردان است. از آنجا که بسیاری از لزبین ها اینجا نیست doctrinaire فمینیست بسیاری از فمینیست نمی کنند. مادر نیست داشتن به عنوان بسیار سرگرم کننده به عنوان من, اما زمانی که من یک زن پیر من قصد دارم به طور غیر عادی, بنابراین من می توانید تعداد زیادی از سرگرم کننده است. چون من قصد دارم به یک نویسنده باشد و اگر شما لازم نیست که شما نمی توانید نوشتن هست. آمریکایی ها را درک نمی کنند.

به عنوان برای هنر است. هنر به عنوان در the film society. واقعا…. هر کس در اینجا منظورم این است که هر کس در خیابان, ارتباط از طریق موسیقی خالکوبی و لباس. همه ما می خواهم هر چیزی برای Jean Paul Gaultier. هیچ یک از ما را بدست آورده پول است. به طوری که نیاز شهر نیویورک, هنر, مری, Boone, بازار سهام بازی ؟

نیویورک

عزیز Lin
مامان و من انجام آنچه ما می توانیم. ما نگه داشتن همه Levelors بسته به طوری که هیچ نوری وارد آپارتمان. مادر نمیخواهد هر عاشق به او نفوذ خاک بیشتر از سه بار و من هرگز می خواهم به لمس می باشد. I don’t give a damn اینکه آیا یا نه شما را در درک. مادر یک هنرمند مشهور و شروع به ساختن پول. آنها می گویند که ’80

s در مورد پوچی. اما. این واقعی است ،

1989

لندن

عزیز Zoozoo,
من به تماشای یک کشور, برو به جهنم در چهار سال. آن را احتمالا گرفته شده بیش از آن است که: هنگامی که من برای اولین بار آمد اینجا من خیلی آمریکایی, من نمی تواند درک کند که من زندگی در یک فرهنگ خارجی. بسیار کمتر است که این فرهنگ تقریبا مرده است. شاید با توجه به یک ضرب سه گانه; یک کلاس سیستم بار یک زن به نام مارگارت تاچر بار اشتیاق برای هر دو روز از امپراتوری و برای قرن 19 تجاری اتحادیهی.

من دیده ام در حدود نیمی از دوستان ما بیرون رفتن با مواد مخدر و یا مرگ ناشی از ایدز است. در حال حاضر من به تماشای یک ملت می میرند. من دیده ام که چگونه زمانی که سیاسی در ساختار اقتصادی تبدیل می شود از متمدن رفاه اجتماعی به تقلید از آمریکا postcapitalism هر فرد در زندگی کاملا تغییر میکند. ثروتمند و موفق در اینجا جوابی نیامد و در فرم خود را از مرگ و یا خستگی. دیگران مانند جیمز دین در شورشی بدون ایجاد خستگی مفرطe یک فیلم آمریکایی را به هر جایی اگر آنها تا به حال جایی برای رفتن.

من می خواهم از در حال حاضر. من نمی دانم چه چیزی برای انجام با زندگی من, اما من نمی خواهد در این زندگی مرگ است.

P. S. احمقانه است که دیوار است که هر کسی می تواند بدست بیش از پایین است: کل جهان تغییر کرده است.

نیویورک

عزیز Lin
بیا اینجا! چون احمقها در دولت ما تلاش برای عبور از سانسور بیل و شاید خواهد شد, تمام هنرمندان که من با شما موافقم در حال استانی و egotistic در provinciality در نهایت خشم در حال مبارزه است. در حال حاضر این شهرستان است که بسیاری از رادیکال و هنر خوب و بی خانمان اشغال پارک ها و پیاده روها و لوله های افزایش مانند مارها از طریق پیاده رو ها و ساختمان ها. باعث می شود ویلیام گیبسون به کهنه نویسنده است. در حالی که این شهر پوسیدگی هنرمندان و سیاه پوستان و حتی دیگران در حال مبارزه است. مینیمالیسم را به جهنم رفته. سیاه پوستان پیشرو هستیم راه ما. بنابراین دریافت الاغ خود را بیش از اینجا. ما نیز ممکن است رفتن به جنگ برای شادی به عنوان سخت به عنوان ما می توانیم به دلیل این که آیا ما برای مبارزه با و یا انتخاب ما مانند زامبی ها زندگی می کنند ما باید به مرگ به هر حال.

داغ خود را گربه در اینجا ، ■

بعدی…

جرم و جنایت به عنوان سرگرمی: یک شر لازم است
توسط ترزا نجار

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

ایندکسر