این حیف و میل دهه: چرا من بچه ها حق دارند که عصبانی کردن
ژانویه 2, 1990

من هرگز فکر نمی کردم بسیار زیادی در مورد آینده تا سال 1980 زمانی که من و همسرم تصمیم به پایان دادن به ما بی خیال سال — بعد از ظهر چرت زدن خود به خودی شام در شهر بلند یکشنبه صبح در رختخواب با روزنامه ها و موسیقی کلاسیک — و یک نوزاد. در واقع ما تا به حال دو — دو بسیار پر انرژی تستوسترون-گرفتار پسران. در حال حاضر من نمی تواند متوقف فکر کردن در مورد چه نوع از جهان آنها را به ارث می برند. به نظر می رسد به احتمال زیاد به آرام تر از جنگ سرد ما به ارث رسیده بلکه بیشتر آلوده است. تا آنجا که به اقتصاد می رود آنها حق دارند به عصبانی کردن.

بله امریکا تولید 17 میلیون شغل جدید است. اما در سه راه ما حیف و میل آینده در طول 1980s. اول ما را به صرف بیشتر از ما به دست آورده است. دوم شکاف بین غنی و فقیر افزایش قابل توجهی. ما disinvested در توانایی ما برای تولید ثروت است. در اثر ما حیف و میل آینده ما است.

این همه زمانی آغاز شد که رونالد ریگان خریداری شده به “وودو اقتصاد” (به عنوان جورج بوش با فصاحت توصیف ruminations از عرضه اقتصاددانان) و انتظار می رود که کاهش مالیات در سال 1981 را بیشتر درآمد به خزانه. خود را برآورد شد خاموش در حدود یک تریلیون و نیم دلار است.

در ضمن اکثر آمریکایی ها احساس می شود نه بهتر از قبل بلکه به عنوان اگر آنها بودند. به اصطلاح اقتصادی “بهبود” یا “توسعه” که در سال 1983 شروع شد و برای اولین بار در نیم قرن است که در آن متوسط دستمزد کار آمریکایی ها کاهش یافته است که نسبت به تورم است. هنوز کارت اعتباری و دیگر مصرف کننده-قسط خرید رفت تا از 300 میلیارد دلار کل بدهی در سال 1980 به بیش از 800 میلیارد در حال حاضر.

نه به outdone شرکت های بزرگ امریکا رفت و خود را در آن صرف ولگردی و قانونی شکنی — gobbling تا سهام در حیرت انگیز قیمت. تصاحب اهرمی buyouts و دیگر وال استریت نوآوری حذف بیش از 800 $میلیارد دلار از سهام از شرکت ترازنامه و تحت فشار قرار دادند تا بدهی 130 درصد در طول دهه به 1.9 تریلیون دلار. به عنوان یک نتیجه, حدود یک سوم از جریان نقدی از شرکت های بزرگ امریکا است که در حال حاضر اختصاص داده شده به پرداخت بهره.

که در آن همه پول به ما قرض می آیند ؟ آنچه که ما نمی تواند قرض گرفتن از خودمان ما با اقتباس از خارجی ها (به طور فزاینده ای ژاپنی) به آنها ما در حال حاضر مدیون حدود 600 میلیارد دلار است. این می آید به حدود 25 دلار در سود ماهانه پرداخت شده توسط هر مرد ، زن و کودک در ایالات متحده است. شما ممکن است آگاه باشید که شما در حال پرداخت آن شما هستند — به عنوان کسری از هزینه از محصولات شما خرید و بخشی از این مالیات به شما پرداخت.

ما می توانیم انتظار برای رفتن به این پرداخت و بیشتر به عنوان ما بدهی های خارجی کوه. مگر, البته, ما را انتخاب کنید به پرداخت خارجی در راه های مختلف — می گویند پرداخت اجاره در مکان های که در آن ما زندگی می کنند و یا کار و یا بخشی از سود در این کار ما را انجام دهد. در واقع این دقیقا به انتخاب ساخته شده زمانی که ما به فروش خارجی ما املاک و مستغلات و شرکت های ما. (سرزنش خارجی برای “خرید آمریکا” است مانند سرزنش مرتهن زمانی که او موافقت خود را با خرید خانواده ما ارثیه.)

وجود دارد دیگر انتخاب ما می تواند ، ما به سادگی می تواند صرف کمتر است. اما این است که یک جایگزین بسیار جذاب برای بسیاری از آمریکایی ها که بودجه خانواده در حال حاضر کشیده به حد. این امر می تواند خوش طعم تر اگر ثروتمند در میان ما با مته سوراخ بالاتر سهم بار اما در اینجا ما می آیند تا در برابر دومین میراث 1980s — رشد شکاف بین فقیر و غنی.

ما در حال حاضر بالاترین نرخ مالیات بر درآمد بالا از هر کشور صنعتی. اگر جورج بوش در راه خود را و contrives کاهش سود سرمایه مالیات نرخ موثر خواهد بود و حتی پایین تر است. و از آنجا که خیلی از تامین اجتماعی به صندوق در حال حاضر استفاده می شود برای بودجه-کسری بودجه کاهش و از آنجا که بسیاری فقیرتر کار آمریکایی ها پرداخت بیشتر در تامین اجتماعی حقوق و دستمزد مالیات از آنها در مالیات بر درآمد ما نیز در اثر در میان بالاترین نرخ مالیات بر درآمد پایین از هر ملت مدرن. اضافه کردن به این همه محلی و ایالتی مالیات فروش لازم برای تامین مالی برنامه های اجتماعی است که دولت فدرال را رها کرده است و شما می آیند تا با یک سیستم مالیاتی که فوق العاده عقب.

با تشکر از رونالد ریگان و جورج بوش و دوستان خود 1980s شد یک زمان فوق العاده به غنی در امریکا است. بالا پنجم از درآمد حقوق بگیران خود را افزایش (تورم) درآمد حدود 18 درصد است. متوسط درآمد وال استریت سرمایه گذاری بانکداران و سرمایه داران به تنهایی افزایش یافته و کامل 21 درصد در طول دهه Octobers از سال 1987 و 1989 به وجود آورده. در نتیجه مصرف آشکار مشهود است همه در اطراف ما. اتومبیل های لوکس است که تشکیل شده از 4 درصد از بازار خودرو در سال 1980 در حال حاضر حساب برای 8 درصد از اتومبیل های جدید به فروش می رسد. هزینه های قایق های تفریحی و سفر بیش از دو برابر در 1980s.

در ضمن 1980s شد شپشو هم به فقیر در امریکا است. پنجم پایین درآمد حقوق بگیران شد حدود 10 درصد فقیر در طول این دهه است. این نه تنها به دلیل عقب گرایش فدرال مالیات و کاهش در AFDC, پزشکی و دیگر برنامه های اجتماعی است. همچنین از آنجا که کارگران غیر ماهر در ایالات متحده به طور فزاینده ای خود را در رقابت برای مشاغل با کارگران غیر ماهر در سراسر جهان که مایل به کار برای کسری از غالب آمریکایی حقوق و دستمزد.

چیزی است که وجود دارد مبهم جذاب در مورد قدیمی ایده واقعا مترقی مالیات بر درآمد است که قرار عمده دمپر در صرف ثروتمند آمریکایی ها — به خصوص در حال حاضر که کل هزینه را به مهار. در سال 1936 در اعماق افسردگی فرانکلین دلانو روزولت پیشنهاد درآمد مالیاتی است که ادعا کرده اند بیشتر از درآمد ثروتمندترین آمریکایی ها بالاتر از یک مقدار مشخصی. در واقع FDR گفت که هیچ آمریکایی باید با کسب بیش از 25 ، 000 دلار (معادل $200,000 امروز). اگر وجود داشت همیشه یک زمان برای احیای عجیب و جالب ایده مترقی مالیات آن را در حال حاضر.

راه دیگری است برای ما برای تبدیل شدن به مراتب بیشتر مولد مولد به اندازه کافی برای زندگی در شیوه ای که ما تبدیل شده اند عادت کرده اند در حالی که در همان زمان بهبود زندگی کم خوش شانس در میان ما و انجام هر دو بدون رفتن به بدهی خارجی. ما چگونه انجام این کار ؟ با سرمایه گذاری در آینده ما است.

این ما به ارمغان می آورد به سوم اقتصادی میراث 1980s. در طول دهه ما disinvested در آینده ما است. آمریکا سرمایه گذاری در کسب و کار جدید گیاهان و تجهیزات کاهش یافت و به یک سهم کمتری از درآمد ملی از هر قبلی پایدار در دوره پس از جنگ جهانی دوم است. برابر, اگر نه بیشتر, اهمیت عدم سرمایه گذاری در جاده ها و پل ها و فرودگاه ها و بنادر و تحقیقات و آموزش و پرورش.

در نظر گرفتن زیرساخت ها است. بهره وری افزایش می یابد در حدود یک سوم از 1 درصد برای هر درصد افزایش در خالص سهام از سرمایه های عمومی نسبت به سطح بخش خصوصی ورودی سرمایه و نیروی کار. در دهه 1960 هنگامی که آمریکا بهره وری شد و صعودی رو به جلو ما به کارگردانی تقریبا 4 درصد از تولید ناخالص ملی را به ساخت و نگهداری حمل و نقل و سیستم دفع. اما در سال 1980 ما سرمایه گذاری کمتر از 3 درصد است. جدید ساخت و ساز به تنهایی کاهش یافته و به 1.3 درصد از GNP. در ضمن علنا به حمایت nonmilitary تحقیق و توسعه کاهش یافته و از حدود .8 درصد از GNP در 1970s به 4 درصد در سال 1980.

چه در مورد آموزش و پرورش ؟ متعارف باور است که ما صرف مقدار بیشتر و جورج بوش در تماس خود را به “آموزش و پرورش رئیس جمهور.” اما در اینجا بیش از حد اتلاف سرمایه شده است ، در دهه های 1960 و 1970 مجموع هزینه های هر دانش آموز در مدارس ابتدایی و متوسطه رشد سریع 4.7 درصد در سال (تنظیم شده برای تورم) بود که بیشتر از یک نقطه بالاتر از نرخ افزایش GNP و حتی بالاتر از میزان افزایش در کسب و کار سرمایه گذاری در کارخانه و تجهیزات. اما این دهه هر دانش آموز دلار رشد در نرخ فقط 2.7 درصد در شرایط واقعی پشت این میزان سرمایه گذاری خصوصی. امروز متوسط آمریکایی, معلم, دریافت حقوق و دستمزد است که هنگامی که تنظیم شده برای تورم است که فقط در مورد آنچه که او یا او در سال 1971. و از آنجا که مدارس دولتی در حال حاضر تامین مالی در درجه اول از محلی مالیات اموال این ارقام به طور متوسط پنهان کردن برخی از بی عدالتی بزرگ. در مدارس فقیر روستایی شهرها و شهرستانها داخلی دریافت ميبرند. دولت فدرال قطع راه برگشت در تضمین وام های دانشجویی برای کالج — حتی اگر هزینه دانشگاه را نیز با 26 درصد در سال 1980 و درآمد خانواده ها نیست.

عمومی کمک برای آموزش های شغلی نیز راه را به پایین انداختن در طول 1980s توسط بیش از نیمی از $13.2 میلیارد دلار به 5.6 میلیارد دلار است. و کمتر از 20 درصد از بچه های فقیر واجد شرایط برای شرکت در سر آغاز — پیش دبستانی برنامه به شدت در ارتباط با بعد از موفقیت در مدرسه و شغل — در حال وارد شدن به برنامه است. “ما فقط می تواند آن را ندارند می گوید:” آقای بوش است.

واضح است که ما نیاز به بازسازی و ما ظرفیت به مولد در آینده است. رفتن به بدهی به منظور سرمایه گذاری در آینده ما بسیار کمتر نگران از رفتن به بدهی به منظور مصرف می کند. در قرن 19 در امریکا بسیار بیشتر مدیون به خارجی ها به عنوان یک درصد از GNP (در آن روز به انگلیس به جای ژاپن) اما ما سرمایه گذاری چه ما قرض گرفته شده — در کانال ها و راه آهن و مدارس و کارخانه ها. این سرمایه گذاری ما بسیار سازنده تر است که ما آن را آسان به بازپرداخت بدهی.

جنگ سرد در مورد شما تا به حال متوجه شده است که رفتن به گرم شدن. در ماه های آینده وجود خواهد داشت مقدار بحث در مورد چه چیزی برای انجام با “سود سهام صلح” — پس انداز به دست آورده (تخمین زده می شود تا به 150 میلیارد دلار در سال) از لغو بزرگ سلاح های سیستم و بسته شدن پایگاه های نظامی. برخی استدلال می کنند برای کاهش کسری بودجه فدرال. اما موارد فوق استدلال نشان می دهد متفاوت میخ سرپهن کوچک. صلح سود سهام باید سرمایه گذاری در آینده اقتصادی ما بنابراین ما می تواند از نو خلق کردن یک مرفه و فقط جامعه است.

مورخان به عقب نگاه را در سال 1980 با تعجب: چگونه بود آن که آمریکا موفق به تولید و سرمایه گذاری کمی و مصرف زیاد ؟ چگونه ما اجازه دهید ما اولویت تا از خط و فاصله بین غنی و فقیر رشد می کنند به طوری گسترده ای ؟ مورخان خواهد آمد تا با بسیاری از نظریه ها از جمله شناور فکری این مرد ما را به ملت را از طریق بسیاری از این سال و خوشخو حماقت دوم در دستور است. اما رئیس جمهور نمی تواند مقصر همه چیز است. و آن را نه تنها مورخان که انجام درخواست. من و شما باید به گرفتن برخی از رپ و ما باید برای پاسخ دادن به به بچه های ما. من دو پسر خواهد شد و تقاضا توضیحات.

اقتصادی میراث 1980s — بدهی نابرابری و اتلاف سرمایه — نیست غیر قابل برگشت اما معکوس آن را برخی از کار. از این رو وظیفه خود را و معدن. ■

بعدی…

پاپ جمع: چگونه ’80s در موسیقی خم رنگ خط
توسط کارول کوپر

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im