1989-1990: پرواز به قرن بعدی

عجیب و غریب فرشتگان پرواز در قرن آینده
ژانویه 2, 1990

من William S. Burroughs 10 سال پیش زمانی که من در یک MC در نوا کنوانسیون — یک “countercultural” پر زرق و برق جشن Burroughs سهم به آمریکایی هنر و اندیشه است. وجود دارد بحث پانل (Susan Sontag, Timothy Leary) و اجرای برنامه توسط تعداد زیادی از مردم از جمله Patti Smith, فرانک زاپا (که خواندن صحبت asshole بخش از ناهار برهنه) و ظاهرا کیت ریچاردز.

بسیاری از بچه ها آمده بودند برای دیدن کیت و شب از اجراهای عینک در آنها بسیار بی قرار است. من به یاد داشته باشید این و به خاطر این کار من برای رفتن روی صحنه و “نگه داشتن توپ نورد” که رو سخت تر و سخت تر است. در واقع کیت بود لغو یک هفته قبل از رویداد و مروج بود “اعلام کرد” این را با ضمیمه کردن یک قطعه کوچک از کاغذ نوت بوک در لابی است که گفت: در شدت نور مداد: “کیت ریچاردز نخواهد بود ظاهر می شود امشب.” ظاهرا هیچ کس تا به حال دیده می شود این توجه و جمعیت شروع شد به پوند کف و شعار “کیت! کیت! کیت!” به طور کامل غرق کردن فیل شیشه تکنوازی پیانو.

در نهایت Burroughs راه می رفت به روی صحنه پوشیدن porkpie کلاه و حمل یک کیف. او نشسته در یک میز در نظر گرفتن زمان خود را. “شب بخیر…” چیزی وجود دارد به طوری آشنا که در مورد صدا. او شروع به صحبت کردن در مورد مواد مخدر و بیگانگی و چیزهای دیگر این بچه ها فکر می کردند که می خواهم اختراع خود را. وجود دارد وهم آور سکوت در تئاتر است. که صدای! چیزی وجود دارد بسیار “فراتر” که در مورد صدا: نیم میانه فروشنده/نیم مومیایی مصری. آن را از یک دنیای عجیب و غریب چیزی مثل این یکی — اما نه کاملا.

“من در سفر با غیر قابل تحمل بچه ها در نوا شوخی…” من می شنوم او را در حال حاضر. او حیله گر و خطرناک نافذ. اما مهم تر از همه او شدید خنده دار — نوع خنده دار است که ویژگی های کله خر فراز از منطق است که به نوبه خود در داخل جهان از نوع خنده دار است که شما به رایگان مجموعه. جمعیت دیوانه رفت: پاریس! که در آن او شده بود و تمام زندگی ما ؟

باروز اول به نظر می رسد در 1950s امریکا مانند یک سیاه-گوسفند دایی که نشان می دهد تا یک روز از جایی شروع می شود و کوبیدن بر درب “این عمو بیل! اجازه دهید من در!” و خانواده scurries در اطراف درها درها. “این عمو بیل! باید چه کار کنیم ؟ تظاهر ما اینجا نیست!” این بود که در یک کشور که در آن مردم در درجه اول مربوط به زنی چمن خود را حضور در جلسات انجمن اولیا و مربیان و نگه داشتن درب تنگ در همه چیز — خود-راضی جایی که شبیه ’80s به مراتب بیشتر از دهه 60 یا 70.

به نظر می رسد مانند هر 10 سال یا بیشتر Burroughs افزایش می یابد تا از قبر او می گوید: یک چیز قطره به پایین دوباره. و آن را همیشه راست. کاملا بازیگران به عنوان یک بنجل/کشیش در Drugstore Cowboyاو intones آخرین کلمه در دهه غرغر چیزی شبیه “راست بال با استفاده از فروشندگان مواد مخدر به عنوان سپر بلا.” و شما متوجه “خدای من! او راست دوباره!”

من می خواهم به فکر می کنم از ویلیام باروز به عنوان رونالد ریگان evil twin. هر دو میانه باهم مردان/ژامبون بازیگران با هدیه ای برای دروغ گفتن. و در حالی که Burroughs نوشتن بود او چموش کلاسیک ناهار برهنه, ریگان مشغول تکمیل خود را “فقط مردمی” تحویل در خدمات جنرال الکتریک.

ران فرود بزرگ, آمیزش پستانی, البته چون از صدای او. که صدای! راه او تکیه به میکروفون و صحبت در حق ما. بنابراین شخصی است. “خوب شب همه…” (توطئه گر کمی خندیدن). و آن را مانند دو اشک kitsch: اولین اشک می گوید: نگاه همه شما فوق العاده آمریکایی است. و دوم اشک می گوید: و نگاه کنید که چگونه حساس همه ما برای توجه.

چند ماه پیش رونالد ریگان تحویل رسمی خود پرتره نفت به کاخ سفید است. ظاهرا تحت تاثیر این است که او همچنان در دفتر کار او صمیمانه تشکر “معاون رئیس جمهور بوش” برای مهمان نوازی. البته ریگان درست بود. او هنوز رئیس جمهور است.

“حرص و آز” توافق بسیاری از دوستان من است. “حرص و آز مبالغ تا دهه.” من حدس می زنم من می خواهم اضافه کردن چیزهایی است که جریان را از حرص و آز — و بیماری و گرسنگی و ترس — از آنجا که این چیزی است که Reaganomics نگاه کرد زمانی که آن را در نهایت وارد در دنیای واقعی است. و من حتی نمی باید به بیرون رفتن از راه خود را به آن را ببینید. من فقط قدم زدن به بیرون درب من و آن وجود دارد. هر شب وجود دارد چهار مردان در تلاش برای خواب در 30-درجه آب و هوا در جدید بارگذاری حوض خوابگاه — خوابگاه که نبود اینجا کلیک کنید در سال گذشته است. پیر زنان خان درون لوله تفنگ از طریق کیسه زباله شکار برای فرستادن اسکرپ. تحویل پسر حلقه تمام 10 doorbells در یک بار بود که واقعا تحریک کننده است تا یک روز متوجه شدم: آنها نمی توانند به عنوان خوانده شده. پس چگونه می آیند وجود ندارد عمده شورش در این شهر ؟ چطور آنها نه تنها سوزاندن محل پایین ؟ Fran Liebowitz پیشنهاد رفتن به برانکس جنوبی برای پیدا کردن. “در تفکر دوم آن را فراموش کرده ام” او گفت:. “من به شما بگویم شما چرا. آنها بیش از حد سنگسار برای ایستادن. به همین دلیل است.”

پس دقیقا چه خبر است ؟ من نمی توانم وانمود می دانم. زمانی که من فکر می کنم در مورد ’80s, من واقعا فکر می کنم در مورد روند. من فکر می کنم در مورد این مردم را دوست دارم و مردم من را از دست ندهید.

من از دست Robert Mapplethorpe. من عاشق کار خود را به خاطر او حاضر به نگاه تابوهای بزرگ تابوهای — نوعی که ترساندن مردم, مانند: چه تمایلات جنسی و مذهب مشترک دارند?

بنابراین به نظر من یکی از مهمترین گریتینگ صدای دهه متعلق به جسی هلمز. من می شنوم او را در حال حاضر twanging دور مورد Robert Mapplethorpe. “این Mapplethorpe همکار بود اذعان همجنسگرا. او مرده در حال حاضر اما همجنسگرا تم می رود در طول کار خود را.” (تا زمانی که شما می میرند تم های خود را ناپدید می شوند با شما؟) و در ب طرف وجود دارد صدای والتر آننبرگ خرناس “من بیمار هستم مردم بیان هنری خود را نگرش در unappetizing شیوه است.”

من به یاد داشته باشید به عنوان یک کودک نشسته در کلیسا و تماشای وزیر نقطه به تصاویر عیسی مسیح — مردی که با پوشیدن عملا هیچ لباس و خونریزی فراوان. “عشق این مرد است. عشق بدن خود را. او شما را دوست دارد” وزیر شد و اصرار دارد. و تمام مردان و پسران بودند مینمودم. (این البته منجر به اختراع بعد از ظهر یکشنبه football.)

جنسیت و مذهب, مرگ, (ایدز) و پول (موقوفه ملی برای هنر) — Helms پیچیده آنها را در وحشتناک بسته و دست تکان دادند و آن را در اطراف کنگره مانند یک بمب در یک چمدان. نتیجه گیری ؟ وقاحت قانون: ما قصد داریم در این نگاه. و شما نمی خواهید به آن نگاه کنید یا نه.

گمان می کنم یکی از نکات مثبت در مورد این پی چشمگیر چرخش به راست است که آن را نشانی از تمایل به هنرمندان بیرون از سوراخ خود است. من عاشق بودن بخشی از جمعیت در مقابل هنرمندان فضای جیغ در مورد متمم اول قانون اساسی. (من فکر می کنم این امر کمک زیادی اگر هنرمندان آمریکایی آغاز شد که خود را “مخالفان” از آنجا که دولت ایالات متحده به نظر می رسد برای پیدا کردن آن بسیار آسان حتی نوع میهنی به قهرمان حقوق مخالفان در کشورهای دیگر است.)

من از دست FASSBINDER, بیش از حد. من عاشق فیلم های خود را. من دوست دارم که آنها پایان ندارد. آنها فقط متوقف شود. اواسط حکم. و شخصیت خود را! مانند قطعات پر مبلمان, آنها می توانند به سختی تمرین خود را در اطراف. آنها خیلی دست و پا چلفتی بنابراین sean — so نحو تحملناپذیری انسان است. اما بیشتر از همه دوست دارم Fassbinder چون او همدلی است. من هرگز انتظار آن را 10 سال پیش اما در حال حاضر پیدا کنم که من ارزش همدلی بیش از بسیاری چیزهای دیگر (هوش به نظر می رسد دستاوردهای حتی خلاقیت). متاسفانه همدلی سمت تلنگر از بسیاری از فرهنگ پاپ آمریکایی است که قهرمان ، هیچ چیز اشتباه است با قهرمان عبادت واقعا جز این که قهرمانان معمولا یک دسته از خنگ wiseguys.

یکی از بزرگترین امید برای ’90s کاهش از دوستان فیلم. OK OK. من می دانم که آنها ساخته شده است یک منبع بزرگ از دوستان/فیلمنامه نویسان — یک coupla بچه ها در غرب هالیوود و آنها sittin’ در اطراف به دنبال ایده های. “می گویند چرا ما نوشتن یک فیلم در مورد… هی! در مورد… یک coupla بچه ها!” ای کاش می شد فیلم هایی که زنان می تواند مربوط به یک کمی بیشتر به این دلیل که واقعا اگر من دیدن یک فیلم با بازی این پسر-duos (رقیب پلیس فرار منفی, کالج, و غیره.) من قصد دارم برای فریاد.

یکی از مورد علاقه من فیلم از 10 سال گذشته بود بال میل چون من دوست دارم تصور ناکجا آباد مختلف و چرا که من عشق را به پرواز. حدود سه سال پیش من در کندی در راه من به پاریس هنگامی که یک مرد به سمت من آمد و گفت: “من واقعا دوست دارم موسیقی خود را.” من گفتم: “ممنون” و ما صحبت کردیم و حدود یک ساعت — یک مکالمه جالب است که rambled از طریق ده ها تن از موضوعات — چیزهایی مثل رویز حدس و گمان “چه می شود اگر هر ضربان قلب شما تا به حال تا به حال یک نام است؟” — چیزهایی مانند آن. به عنوان ما ترک من گفت: “من واقعا لذت بردم از صحبت کردن با شما. نام شما چیست؟” و او گفت: “Wim Wenders.” و من گفتم: “اوه. Hmmm. من واقعا مثل خود فیلم.” ما دوست شد و برخی از صرف شب در برلین صحبت کردن در مورد فرشتگان — آنچه مانند نگاه کنند — چه آنها صحبت خواهم. آیا آنها در واقع پوشیدن سیاه و بارانی و به دنبال شما به کتابخانه ؟ و مهم تر چرا که آنها اختراع? به عنوان نوعی از کنترل گروه ؟

امیدوار ترین فرد من در سراسر آمده در دهه گذشته است Ockels Wubbo هلندی فضانورد. من او را ملاقات نمود در آلمان هنگامی که ما مهمان عجیب و غریب انواع تلویزیون نشان می دهد, همراه با تینا ترنر و Gidon Kremer روسیه ویولن. آن را کاملا یک شب. Wubbo شد و نشان های مختلف antigravity ترفندهای مربوط به جداول اما زمانی که من به او صحبت کرد بعد از آن در محدوده نزدیک من زده شد ، وجود دارد کوچک رویش x را در هر چشم. (او لنزهای تماسی تحت نظر قرار گرفتند در یک مطالعه از دید محیطی.) من او را دوباره دیدم در آمستردام یک زن و شوهر از هفته پیش او را به خاطر برنامه ریزی یک جلسه در گرونینگن هلند (ژوئیه ’90) از تمام فضانوردان و فضانوردان از جهان است. Wubbo گفت: “شما علاقه مند هستید در این مکان های دیگر. چرا شما نمی آیند و انجام کاری با ما؟”

فضانوردان باید فقط انتشار یک کتاب, خانه سیارهبا تعداد زیادی از تصاویر گرفته شده از فضا زیر نویس با خود را شخصی توصیف از آنچه آن را مانند وجود دارد. عکس های فراموش نشدنی و بسیار ناآشنا به دنبال. نوشتن است که به نوعی دست و پا چلفتی اما پر از ترس. آنها نوشتند: “من می دانستم که هرگز چه دور بود تا زمانی که من دیدم دور دور زمین چرخش در فضا. و چرا آن را زمین هنگامی که آن را بیشتر آب فقط با بیت های کمی از زمین که در آن حیوانات و مردم هستند؟”

اما چیزی که به من زده بود که آنها به نظر می رسید به توافق برسند که هیچ کس وجود دارد — هیچ کس مشابه را در ما پرقدرت شکاری. و بیشتر از آن ما نیست آخرین بازماندگان آخرین محو شدن قطعاتی از زندگی است. به نحوی که آنها به نظر می رسد فکر می کنم ما بسیار برای اولین بار. و این اعتقاد را پر کرده است و آنها را با یک میل شدید برای متقاعد کردن خود و دیگران را امتحان کنید — بالاتر از همه — به عالی اجداد. ’80s? آن خیلی دیر است. اما تلاش برای عالی اجداد به نظر می رسد مانند یک راه بسیار خوبی به سر را به سمت 2000 A. D. ■

بعدی…

افزایش Rockism
توسط رابرت Christgau

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>