یک گزارش از باوری: پسران در بطری

یک گزارش از باوری: پسران در بطری
مارس 18, 1977

گرفتگی معده آمار در چهار صبح چرخاندن بابا از خواب خود را. در سن 27, بابا نیاز به یک نوشیدنی هر دو ساعت. او چهارمین روز جمعه در باوری و او به عنوان ذخیره کردن در یک اطاقک در هتل شاهزاده بابا می دانست که او تا به حال در خواب بیش از حد طولانی است. مگر اینکه او یک نوشیدنی تشنج خواهد به زودی به دنبال گرفتگی. بابا نورد بر روی زمین و برای لیتر شراب او شب قبل از. او یک طعم و پرتاب بطری در مقابل درب. متصدی بار فروخته شده بود او را آب.

بابا پر جوراب در دهان خود نگه دارید زبان خود را دور از خود را قروچه دندان و تصادفا به سمت لابی. ناله و گریه می کند از دیگر اتاقهای تکرار در راهرو های تاریک. بابا عبور از لابی به شش پا ، او کشیده بو کردن دهان خود را و پاک کردن دوده از چند اینچ از شیشه است. به Vinnie فروشنده مشروب قاچاق بود در سراسر خیابان در مقابل ارتش نجات ماموریت. هر روز صبح بین 4 و 8 وینی می ایستد در باوری و فروش شراب به مردان که نیاز به یک نوشیدنی برای حفظ “و” تا زمانی که میله های زندان باز است. وینی اتهامات $1.25 یک پاینت. بابا تنها بود و 11 سنت. او تبدیل به دور از پنجره و رفت سمت 11 مرد پراکنده در میان ردیف صندلی چوبی که پر لابی.

“من 27 سنت. هر کسی می خواهید برای رفتن برای یک پاینت'” بابا پرسید. هیچ کس پاسخ داد. تامین اجتماعی چک که حمایت از پیر مردان هشت روز قبل از. این کسب و کار کیترینگ و موقت-کارگری که به استخدام شرکت های مردان جوان بسته شده بود از آغاز عید فصح. در 4 صبح هیچ ماشین یا پیاده در خیابان به تکدی.

“این در اوایل تعطیلات در این زمان از سال شما ثروتمندترین مرد شاهزاده” یک ادم بیکار و تنبل در لابی گفت.

Rube به اتاق راه می رفت با پوشیدن یک حوله دور کمر و حمل کیسه های کاغذی. یک جفت BVDs بودند درهم در مفصل مصنوعی خود را پا.

“من به آنها گفتم این پا بیش از حد پیچیده” Rube گفت: به عنوان او نشستم. بابا خم شد و آزاد لباس زیر از پلاستیک اندام.

“اینجا” Rube گفت: کشیدن یک پاینت Jack Daniels از کیسه های کاغذی. “من مدیون شما از بیمارستان است.” بابا و روب شده در سم زدایی بخش در برنشتاین موسسه togelher. در شب اول خود را در ward, بابا تا به حال تولید و قاچاق بطری ودکا.

“پرستاران هرگز پیدا کردن اگر شما تا به حال کاهش یافته است از صندلی چرخدار خود را” بابا گفت: به عنوان او در زمان کشیدن از بطری. بابا گرفتگی فروکش نیم پاینت بعد.

او با اقتباس از یک مداد کشید و طرح کلی از یک هواپیما در یک هفته کپی از اخبار روزانه. پنج سال پیش بابا جوش تکه تیتانیوم راهبردی فرماندهی هوایی بمب افکن برای یک پیمانکار در پایگاه نیروی هوایی دوور در ایالت دلاور. دوره تکنسین های نیروی هوایی بررسی می شود جوش با X-ray machine. در فوریه سال 1972 بابا احضار شد به رئیس خود را ، اولین چیزی که او متوجه شد یک پشته از X-ray فیلم .

“من می تواند شما را از دست رفته روزهای دوشنبه و سه در یک ردیف” بابا به خاطر رئیس گفت. “اما من می توانم به نوع کار شما انجام شده است. نگاهی به این اشعه ایکس است. اگر ما می خواهم اجازه دهید کسانی که جوش از طریق آن می توان بارش B-52s از اینجا به کالیفرنیا.” بابا در زمان اتوبوس به نیویورک روز بعد. او را امضا کرد تا برای رفاه و شروع به نوشیدن در بالای شهر میله های زندان. او رفت و برای دو هفته بدون حمام و منعکس 23 جداگانه بالای شهر bartenders. در آن زمان بیشتر تحمل روستای گرینویچ saloonkeepers شش هفته به نوار او. در پایان آنچه که او هنوز هم خواستار “شکستن رکورد مست” بابا بود و در باوری.

“این ستوان” یک مرد ایستاده کنار پنجره فریاد زد. بابا و سه نفر دیگر از دانشگاه علوم پزشکی مشهد شروع به پریدن کرد از کرسی های خود را و زد به خیابان. یک پلیس بود frisking وینی. ولگردها rummaged توده ای از زباله در مقابل ماموریت و غارت فروشنده مشروب قاچاق را ذخیره کردن.

“خوب جمعه خوب” به پلیس گفت: بیش از شانه خود را به عنوان بوم عبور بازگشت به شاهزاده.

“تماس با ما که پلیس ستوان” Bubha توضیح داد. “هر زمان که او رکود یک فروشنده مشروب قاچاق او شراب به دانشگاه علوم پزشکی مشهد. او تنها مسیحی واقعی در باوری.” بیش از ساعت آینده, بابا کشته شدن دو پیمانه نیم لیتری شراب. این Roadhouse نوار باز در 8 و, وقتی که بابا رفت در در 8:05 پیت و هارولد در حال حاضر در نیمه راه از طریق یک لیتر سفید بندر. بابا حوصلگی از طریق یک چهارم اینچ از خاک اره که تحت پوشش کاشی کف.

“یک نوشیدنی در مدیکید” هارولد گفت: beckoning از بازگشت از سالن. هشت هفته پیش 24 ساله هارولد شده بود یک بیمار در یک ایالت بیمارستان روانی. به عنوان بخشی از یک اقتصاد درایو بیمارستان طبقه بندی شده او را به عنوان “پایدار” و به او پیشنهاد 25 دلار و مدیکید کارت اگر او را ثبت نام کند. پس از هارولد و 54 ساله شریک پیت شده اند بازدید از بیمارستان ها و کلینیک ها در سراسر شهر به دنبال نسخه. در روز پنج شنبه این جفت ارز به دست آمده اسکریپت از سنت لوک بیمارستان, بیمارستان روزولت و جانبازان بیمارستان برای Elavil, Tuenol و والیوم. آن شب آنها را به فروش قرص در 14th Street برای $200. بابا elbowed راه خود را گذشته از 20 مرد ایستاده در نوار برداشت و شیشه ای.

پیت در زمان سر کاهو از زیر پالتو و پرتاب آن بر روی میز است. نیم ساعت بعد بابا رسیده و فشرده کاهو.

“این کاهو” پیت گفت. “به من گفت: Harold است که او را دودی در قرص است که او می تواند هر چیزی را انجام دهید. او به من گفت که او هنوز هم می تواند خرید یک سر کاهو. خوب در اینجا آن است.”

“عیسی” بابا گفت. “من اینجا نشسته ام تمام این مدت فکر کردم که این یک توهم است.”

مبارزه فوران در گوشه ای دور از نوار است.

“شما خیلی زشت بود در اینجا” جانی سابق یک معلم از سفید دشت فریاد زد: Liam. لیام چهره شده بود به شدت سوخته در آتش سوزی سه سال پیش.

“و شما نمی توانید به کسی آموزش هر چیزی” لیام فریاد زد بالا بردن مشت خود را. یک چشم مردی به نام آرتور تحت فشار قرار دادند و این دو نفر از هم جدا.

“این که برخی از خدمه” بابا گفت. “جانی را در اینجا چون او گرفتار بازی با یکی از دانش آموزان خود را. لیام در اینجا چون او چهره اش را سوزانده و او فکر می کند که او بیش از حد زشت به صورت زنده با مردم عادی. و آرتور او از دست داده و چشم خود را پس از آن کامپیوتر آلوده توسط A-200.” 200 یک delousing عامل.

هارولد کشیده سه دلار از جیب خود و به نوار رفت و برای یکی دیگر از کوارت. قرمز تصادفا به سالن خود را سر پا خون آلود شیشه ای که لاشبرگ باوری در پیاده رو.

“او stoled من کفش قرمز” زیر لب به او سقوط به یک صندلی. قرمز ملاقات کرده بود 24 ساله زن از پورتوریکو, شب قبل از.

“من هیچ جایی برای اقامت” زن گفته بود زمانی که نوار بسته شده است.

“من نمی یا” قرمز کرده بود پاسخ داده است.

“من نمی باید هر گونه پول” زن گفته بود.

“من مطمئن نیست” قرمز گفته بود. “من فقط رفتن به ساختمان خالی و خواب زیر پله ها. “

“آیا من می توانم خواب با شما ؟” دختر خواسته بود. قرمز از خواب بیدار شد و بدون کفش خود را.

“من نیاز به چیزی برای آرام کردن اعصاب من” پیت گفت. “من قصد دارم به برخی از قرص های بیشتر.” او در سمت چپ نوار و راه می رفت سه بلوک به پزشک مراجعه و در Bleecker خیابان. دکتر “دفتر” مجهز شد با یک میز و یک صندلی و یک پشته پزشکی فرم و یک پد نسخه. او دست, دکتر, خود مدیکید کارت. دکتر نوشت که او تا به حال فقط. با توجه پیت کامل جسمی و چهار اشعه ایکس, یک آزمایش خون ادرار-تست قند و تست بیماری های مقاربتی.

“من 300 والیوم” پیت گفت: پس از امضای فرم. در راه بازگشت به نوار پیت ملاقات ویکتور راننده. تا ماه گذشته ویکتور بازدید باوری تنها یک بار در هفته. هر شنبه او به پارک اتومبیل خود را در مقابل Roadhouse و پرداخت دانشگاه علوم پزشکی مشهد به بهانه لیتر یا شراب. گهگاه او را دعوت پیت به ماشین به بحث زنان و عکسبرداری با سرعت حرکت کردن. در آخرین شنبه مارس در ویکتور صعود در بالای ماشین خود و اعلام کرد که از برگزاری یک حراج. یک wino به نام ادم تنومند و بدقواره کردم ماشین برای سه بطری پورت. ویکتور نشده چپ باوری آنجا.

“نگاه شما زمان'” پیت گفت: به ویکتور. “چگونه در مورد چند تا از این.” پیت ریخت 25 والیوم به ویکتور کف دست. او gobbled قرص و راه می رفت به نوار با تکه های والیوم اش گیر ریش و سبیل.

“من خوب برای اعتبار؟” ویکتور پرسید. متصدی بار کشیده ضخیم آبی لجر گسترده تر از نوار زد و انگشت خود را به پایین یک لیست طولانی از نام. مردان ذکر شده در این کتاب را خود تامین اجتماعی و بازنشستگی چک از طریق پست به سالن. در اولین و سومین یکشنبه هر ماه صاحب calls کردن نام در چک. پس از مردان تایید چک صاحب کسور نوار صورتحساب و مردان باقی مانده است.

“ببخشید ویکتور” متصدی بار گفت. “شما در حال حاضر مصرف بعدی را بررسی کنید.”

“من نه” ویکتور گفت: کشیدن یک تکه کاغذ مچاله را از جیب خود. “من نوشت هر شراب و یک معلم بیش از وجود دارد اضافه شده است. من فقط نوشید $43. من بررسی برای $87.”

“شما برخی از نوع عصب تماس با من دروغگو” متصدی بار گفت: جهش نوار.

“شما نباید تقلب مردم” ویکتور سعید. متصدی بار تحت فشار قرار دادند ویکتور به طبقه و برداشت مدفوع.

“شاید این را حل و فصل acrount,” او گفت: توفنده یکی از پاها از مدفوع به ویکتور ، متصدی بار او را برداشت تا با یقه و هل او را از درب.

“شما نمی بینید چقدر که” بابا گفت. “همه می دانند که این بچه ها تقلب. آنها همیشه اضافی $40 یا 50 دلار. اما هیچ کس نمی گوید هر چیزی. همه را در اینجا کردم دست خود را در کسی دیگری را به جیب. تنها فرد صادق و من می دانم این است که بتی. او با استفاده از خود را یک بار در اینجا. او نمی خواهد به سرقت یک سکه. او ورشکست شده است.” بابا slugged نیم لیوان شراب با اشاره به موهای خاکستری و زبر و خشن جوانی نشسته در نزدیکی یک جدول.

“آن دو نفر قرار بود بهترین دوستان” بابا گفت. “پیر پسر خرید نوشیدنی برای پسر جوان به خاطر او جان کندن. سه چهارم از بچه ها را در اینجا fags. شما نمی بینید بسیاری از زنان در اینجا. پس آن مرد پیر را در تلاش برای انتخاب کنید تا بچه. بچه فقط مصرف نوشیدنی و دیدن اگر او برای رفتن به شانس او را غارت.” مسن rnan دست جوانان یک پنج دلاری و مبهوت به توالت. جوانان به نوار رفت و برگشت با یک بطری شراب.

“بچه را در حال رفتن به او را به هر گونه تغییر” بابا گفت: به عنوان بازگشت به جدول. “او می داند که fella را فراموش مورد آن. در حال حاضر که متوجه پیرمرد را از دست رفته یکی از جوراب ؟ که بدان معنی است که او در زمان بقیه پول را از کفش خود را زمانی که او در توالت و بیش از حد مست به sock پشت در. بچه را ببینید که و می دانید که آن زمان برای او خود را به حرکت می کند. بچه را دیدم پیر fella نگاهی به پنج نفر از چپ خود را در جیب ژاکت. شما می توانید شرط می بندم که در آن پول را از کفش در حال حاضر است.” پیرمرد خم شد به جلو و آغوشش استفراق کند همچنان کودکش در نور. جوانان بصورت تماسهای مکرر او با دست چپ خود را. سپس دست راست خود را دیدم به پیر مرد جیب ژاکت.

“که” بابا گفت: “این است چگونه مزایای تامین اجتماعی به افراد جوان در باوری. جوان را در اینجا زندگی می کنند ، اگر بچه نداشته واز پول است که راه او را منتظر تا شب و پس از آن ضربه در سر. تایمر می ترسم تمام وقت. بسیاری از این بچه ها پیچ خورده در قرص و می خواهم به صدمه زدن به مردم است. ما آنها را jackrollers.”

یک مرد قد بلند در دهه بیست سالگی خود را انداخت باز کردن درب و راه می رفت طول نوار, درخواست برای تغییر.

“پیاده روی” پیت گفت: به مرد. “ما نمی خواهیم شما در اینجا.” مرد glared در پیت و به سمت چپ.

“مرد یک jackroller,” پیت گفت. “یه چیزی رو که باید انجام شود در مورد او.” چیزی بود. این jackroller مورد ضرب و شتم شد, به مرگ بعد از آن شب.

پیت و هارولد خشک عینک خود را و سمت چپ. ده روز قرمز در آمد با دو لیتر و نشستم کنار بابا. ده روز صاحب یک گاوداری در شمال ایالت نیویورک است. یک بار در سال او پایین می آید به باوری با 2000 دلار در پایان 10 روز او می شود deloused در شهرداری سرپناه برای مردان در خیابان سوم شرقی می رود و در بازگشت به خانه.

“این تنها چهار روز و من را به 90 سنت” ده روز گفت: به بابا. “من نمی دانم چه اتفاقی برای آن است.”

“این می تواند گران قیمت زندگی در باوری” بابا گفت. “ما نوشیدن این, و سپس ما تکدی.” بیست دقیقه بعد آنها در وسط باوری هدف قرار دادن ماشین برای تغییر.

“لطفا, جوان آقا” بابا گفت: به یک مرد در یک کوروت با ملکه کالج, sticker.

“نیکل یک سکه یا یک ربع به ما کمک کنید عید پاک کوزه.” راننده سرش را تکان داد و نورد پنجره خود را.

“جوان ترین بچه ها و همه هیپی های وحشتناک,” بابا گفت: تا ده روز…. “تنها مردم بدتر هستند چینی ها و دالالن.”

“لطفا, بانوی جوان,” بابا گفت: به یک زن میانسال در یک کتک فورد. “من در اینجا با یک لبخند به درخواست شما برای کمک به ما در رسیدن عید پاک کوزه. فقط یک سکه با یک لبخند و یا یک چهارم با یک اخم.” زن لبخند زد و به او 50 سنت. او در نقل مکان کرد به یک زن و شوهر در یک کادیلاک. کادیلاک الکتریکی قفل کلیک کردن. راننده خود یک اره کردن چوب بیس بال. بابا با نزدیک شدن یک truckdriver.

“ای کاش من می تواند و شما برای پیوستن به یک نوشیدنی” راننده کامیون خندید حول یک چهارم.

“مگر در مواردی که شما آنها را در ابتدا یا انتهای روز کاری مردم بهترین” بابا گفت: ده روز است. “در صبح و شب از آنها نفرت شما از آنجا که آنها در حال رفتن به و یا از کار. هر زمان دیگر آنها درک یک مرد بر روی ترمز.”

ده روز راه می رفت تا به دو مرد در یک پونتیاک. ماشین به تغییر خطوط و roared دور.

“شما آن را تمام کردم اشتباه” بابا گفت. “هرگز راه رفتن به ماشین خود را با دست در جیب خود. و همیشه لبخند بزنید. در غیر این صورت مردم می ترسم.”

ده روز در زمان دست خود را از جیب خود قرار داده و در یک لبخند و sauntered بیش از یک کادیلاک. راننده دست ده روز یک پنی.

“سخاوت خود را تحت الشعاع من” TenDay گفت. راننده تولید .32 کالیبر اتوماتیک.

“شاید این را پایمال شما بیش از حد” راننده growled. ده روز زد به نوار. بابا در آمد و بعد از یک ساعت. قرمز بود و نشستن در پشت میز با جیمی.

“من خواهد ماند دیگر” بابا گفت: ریختن $7.43 بر روی میز “اما کهنه و مردان بیرون آمد. من آنها را دوست ندارم. من استفاده می شود به انجام کهنه اما پس از آن من آموخته است که مردم در حال رفتن به شما آنچه را که آنها در حال رفتن به شما که آیا شما پاک کردن ویندوز یا نه. شما به من آموخت که حق جیمی؟” جیمی شیشه های خود را مطرح و لبخند زد. جیمی شده بود بابا را “استاد” زمانی که او برای اولین بار آمار باوری. او تدریس بابا چگونه به تکدی جلوگیری از jackrollers و درمانده pickpockets. جیمی نمی تواند به یاد داشته باشید که خود را “استاد” بود. جیمی شده در باوری برای 39 سال است. شش مرد دیگر به خود جلب کرد صندلی به جدول و کمک به, نوشیدن بابا را تغییر دهید.

“من می توانم نگه داشتن بر روی پول” بابا گفت. “یک مرد نیاز به یک نوشیدنی من برای خرید او یک نوشیدنی است.” در 3 بعد از ظهر بابا رفت و برگشت به خیابان به تکدی. به عنوان او به سمت چپ دو تا از دانشگاه علوم پزشکی مشهد در جدول برداشت برای نیم اینچ از شراب در بابا شیشه ای. بزرگتر از دو شکست یک بطری به دیگر ادم بیکار و تنبل ، کوچکتر مرد به زمین افتاد ،

“هرگز از آن استفاده می شود به این راه” جیمی گفت: تکان دادن سر خود را. “آن فقط استفاده می شود به طور منظم bums. شما تا به حال یک بطری در زیر کت خود را و شما خواب در راهروها. در حال حاضر شما بچه های جوان و قرص. آنها دیوانه و آنها را از هر کس دیگری است.”

بابا ساخته شده از دو دلار در نیم ساعت. او را ترک زمانی که یک پلیس در یک تیم ماشین دست او را به یک دلار اسکناس.

“پلیس هستند دلسوز مردم باوری” بابا گفت. “در حال حاضر من به اندازه کافی به پرداخت برای شب.” در راه به شاهزاده هتل بابا آمار یک زن با هل دادن دختران دوقلو در یک کالسکه بچه برای نهایی 15 سنت.

بابا تواند صدای فریاد از ورود به هتل. سالمندان مرد سیاه ایستاده بود و در لینک زنجیره ای درب در بالای پله ها. یک مسئول پرونده در شهرداری پناهگاه به او گفته بود که او “Muni بلیط” خوب بود برای هر flophouse در باوری.

“از دست رفته, سیاه پوست,” مدیر فریاد در مرد سیاه و سفید با اشاره به مقوا پلاکارد ضبط به دیوار. “این علامت می گوید: اتاق F’ULL.” بابا راه می رفت تا به دروازه.

“حفظ سیاه پوست بیرون” مدیر گفت: buzzed بابا در. بابا تضعیف $2.25 طریق از طریق شش اینچ باز کردن در و دیوار و برنج میله های اطراف آن مدیر و برداشت خود رسید.

“شما باید جدید در اینجا,” بابا گفت: به عنوان او راه می رفت گذشته ، “در اینجا هیچ اتاق” به معنی هیچ niggers و هیچ spics.”

“شما می خواهید برخی از pink lady ؟” مرد گفت: “ارائه می توانید از عضله. “من تنها نوشیدن یک کمی. بیست و سنت است.” بابا او سرش را تکان داد.

“شما فقط منزجر” بابا گفت: به دوست خود, رابرت, به عنوان او راه می رفت دور از هتل. “من شده است به 20 سم زدایی مراکز. من نگه داشتن در تلاش برای خارج شدن از اینجا. اما آنها خشک می کردن و پرتاب شما را در. شما مانند یک اسفنج خشک. شما فقط خیس کردن شراب.”

“اجازه دهید تا آل” رابرت گفت. “ویلی را در سراسر خیابان در پراویدنس. او کت من و او نشسته در $500.” ده سال پیش ویلی شده بود یک نوازنده ارگ در تالار موسیقی رادیو سیتی. او از کار اخراج شد زمانی که او شروع به مخلوط کردن واگنر بتهوون و سفید بندر. در آخرین روز خود را در اندام او نورد تا حصیر لاستیکی در ورود به تئاتر و carted آن را به باوری. ویلی مورد علاقه سالن هنوز دارای بزرگترین تشک خوش آمدید هر جین آسیاب در شهرستان.

رابرت بدست کرده بود از طریق کار موقت کار استخر قبلی سهشنبه تخلیه جراحی. به عنوان آنها گذشت Delancey Street, رابرت ducked به یک مشروب فروشی به پول نقد 20 دلار کار چک.

“این تنها جایی است که شما می توانید پول نقد, چک,” رابرت توضیح داد که او منتظر کارمند. “شما برو به کار و پرداخت 10 درصد از آنچه در کار است. شما می خواهید $2.20 یک روز شما آنها را به دو دلار است. سپس هنگامی که شما انجام می شود شما به اینجا می آیند. کارگری-استخر مردم خود و مشروب فروشی. شما رو به خرید چیزی است که زمانی که شما پول نقد را بررسی کنید.” مرد پشت پیشخوان در زمان بررسی و دست رابرت $14 چهار اونس بطری براندی.

“بگویید Hanson که او را پشت یک پرداخت” فروشنده گفت. فروشنده نیز محلی کوسه وام. اخیرا یک خبرنگار یک روزنامه مصاحبه او را برای workingman را مشاهده باوری.

“شما نمی خواهد باور همه آف در اطراف در اینجا” کارمند گفت.

“بگویید Hanson که من قصد دارم به پیچ و تاب خود را خراش اگر او نمی سرفه,” او گفت: به عنوان رابرت پول را به جیب.

بابا گیج کننده بود در آن زمان آنها رسیده Al است. او نمی لمسی شیشه ای از شراب سالمندان همجنسگرا ریخت و برای او. بابا بیمار بود. او نیاز به یک نوشیدنی. او نیاز به مواد غذایی است. بابا خورده بود در چهار روز. مسواک زدن ابریشم lapels از دست دوم لباس رسمی همجنسگرا prattled در مورد نقره. بابا مبارزه برای نگه داشتن سر خود را از روی میز و در نهایت آغوشش استفراق کند همچنان کودکش نازک جریان روشن صفرا پخش بر روی زمین است.

“شما نمی توانید انجام دهید که در اینجا” رابرت کوبیدن مشت خود را بر روی میز. “رفتن به حمام.”

رابرت تکیه داد و توضیح نظریه خود را در مورد باوری اجتماعی اقشار. “Delancey Street یک مرز نامرئی. بابا آویزان کردن در Roadhouse. شما می توانید هر چیزی را انجام دهید وجود دارد. شما تف بر روی زمین در اینجا شما هستید. باوری را تقسیم به سه گروه های اجتماعی است. شما رو سیاه پوستان توسط هوستون خیابان. سپس شما panhandlers و دیوانه. سپس زیر Delancey شما اقلیت از دانشگاه علوم پزشکی مشهد که کار از کار شرکت ها و سالن غذا خوری .”

“خارج” متصدی بار growled به عنوان بابا بازگشت از حمام. بابا تصادفا به بالا باوری. یک بلوک فراتر از Delancey او را به فرار رزماری. در ماه فوریه گذشته رزماری پیدا کرده بود او را در خواب در راهرو. بابا بیدار شده بود با بالش زیر سر خود را. او به او یک لیوان شراب و به او گفت که او می تواند به خواب رفتن در خارج از درب خود اگر او موافقت کرد برای رفت و برگشت به پله. “سپس در ماه مارس یکی از بابا دوستان defecated در راهرو.

“این روز مقدس, و اگر شما نمی باید چنین کثیف دوستان من می خواهم شما را به عقب” رزماری گفت. “شما بد نگاه بابا.”

“ایتالیایی ها در اطراف در اینجا اشکالی ندارد تا زمانی که جک غلطک و مردان وحشی شروع به در آمده” بابا گفت: او به عنوان تضعیف به یک صندلی در Roadhouse. تهوع گذشت و شب هنگام بابا بود نوشیدن پورت دوباره. 8 ساعت او را panhandling.

“شما به نظر نمی آید مانند شما تعلق در باوری” یک مرد در یک استیشن واگن گفت: به بابا.

“چرا شما نمی اجازه دهید ما شما اتخاذ?” یک زن نشسته در کنار این مرد گفت.

“حتی برای پول” بابا گفت.

“در شب, شما, ارتباط جنسی, پایین آمدن,” او گفت: به عنوان ماشین سوار دور. “شما gays. شما به تنهایی زنان است. همه آنها می خواهم را انتخاب کنید تا یک جوان بیکار و تنبل است. آنها فکر می کنم آنها فقط می تواند به او و انجام هر کاری که آنها می خواهند با او. یک بار یک مرد آمد با مارک های خود را،”

نیمه شب بابا در Roadhouse با 11 دلار در جیب خود. جیمی ایستاده بود و بر روی یک صندلی با 16 ساعت از نوشیدن پشت سر او.

“من خانم والاس پسر جیمی” او بناحق. “و من می خواهم به جای نوشیدن شراب در اینجا از فرماندار آرکانزاس است.”

“خفه شو و بشین” متصدی بار فریاد زد.

“من همیشه به شما بگویم در مورد زمان من بازی ماربلز در بروکلین?” جیمی پرسید. سالن های بسته شده در 2. جیمی رفت تا به خوابگاه بالای نوار به خواب. بابا بزرگ و بیل در ادامه به حماقت سالن.

نشستن در یک جدول سمت بابا تماشا متصدی بار shortchange مردانی که دستور بطری و انتخاب جیب مردانی که خوابش برد. بیل بزرگ شات استخر برای یک ساعت و نیم. او موفق به غرق شدن یک توپ ، توسط 4, بابا دروغ گفتن در یک اطاقک در هتل شاهزاده با یک لیتر شراب در زیر تخت توهم B-52s.

او بیمار بود دوباره در 6. در آن زمان کل لیتر پورت به آرام اسپاسم های عضلانی است که گریبانگیر خود و سینه و معده و پاها. در 8 او در سراسر خیابان در Roadhouse. جیمی آمد از خوابگاه.

“من واقعی بود می ترسم” جیمی گفت. “من دروغ وجود دارد و من ached در آغوش من و من و من معده است. من برای متوقف کردن نوشیدن. دیروز خوب بود و من قصد دارم به مرگ با عید پاک.”

رابرت در زمان جیمی به حمام برای اصلاح. “من تا به حال به استفاده از شش تیغه” رابرت اعلام کرد که او از حمام آمد. “اما آنچه من برای جیمی.”

“رابرت نمی مراقبت در مورد جیمی” بابا گفت: برای یک تازه وارد. “او فقط همیشه رو به برادر بزرگ. او همیشه شکستن دعوا و حل و فصل استدلال بین مردان است. او را به جایی که او را قوی ترین. در خارج او فقط می تواند یکی دیگر از weakling. همه رو یک فانتزی است که به آنها اجازه دهید شل کردن در اینجا. و آن را سخت به سقوط آن و هرگز بیرون می آیند.”

“من بیمار” جیمی داد بزنم. “که جمعه بود بسیار خوب است.”

“من بیمار بیش از حد” بابا گفت. “من قصد دارم به کوه مقدس. آنها به من اجازه دهید در حال حاضر است. این یک سال.” “کوه مقدس” است که سم زدایی اردوگاه در Graymoor اجرا شده توسط فرانسیسکوییها در پادگان, New York. بابا تا به حال ثبت نام در 21 روز برنامه از یک سال پیش. در راه خود را از طریق شهر به اردوگاه او کشف سه سالن و یک مغازه مشروب فروشی. صبح روز بعد او به سرقت برده یک مجموعه ای از راهب روپوش و ایستاده بود در خارج از کلیسا است که متصل به اردوگاه درخواست شهروندان محلی برای “صدقه برای الکلی.” او $65 در جام خود را در زمانی که مقامات اردوگاه خال خال او. بابا پشت در باوری در روز بعد.

بابا به جیمی در آغوش گرفتن و به سمت چپ.

در 3:50 بعد از ظهر شنبه بابا سوار یک قطار در ایستگاه مرکزی ایستگاه محدود برای Graymoor.

“جوان و پیر,” متصدی بار گفت: در Roadhouse. “من شده است را در اینجا 43 سال. ما همیشه یک محصول جدید پس از جنگ. اگر وجود ندارد یک جنگ چه چیز دیگری وجود دارد برای بسیاری از جوانان fellas به انجام?” متصدی بار انجام یک مورد از تخم مرغ به آشپزخانه. در صبح روز عید پاک هر یک ادم بیکار و تنبل در Roadhouse دریافت یک رنگی عید پاک تخم مرغ و یک لیوان شراب.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im