یک Ofay را غیر مستقیم به آدرس LeRoi جونز

مطبوعات آزادی: یک Ofay را غیر مستقیم به آدرس LeRoi جونز
4 مارس 1965

چهار مردان — هر یک به خوبی شناخته شده پزشک یکی از هنر — به نظر می رسد در سال های اخیر دوشنبه شب در زیرزمین کوچک اتاق ایجاد کرد پیشتاز به آدرس سرشار جمعیت در grandly تحت عنوان موضوع “هنر در مقابل سیاست است.” مردان بودند لری رودخانه نقاش; مورچه Shepp نوازنده; Jonas Mekas فیلم ساز; LeRoi جونز نمایشنامه نویس. مخاطبان بود که عمدتا — پیش بینی — سفید لیبرال طبقه متوسط. آنها آمده بودند تا سرگرم شود و دستور. آنها باقی می ماند برای تبدیل شدن به جدی یا خوشحال. آنها در سمت چپ سر و صدا از اشتباه و نا امیدی و احساس به عنوان اگر آنها تا به حال با غیر منتظره و خیره کننده شده است و برخورد یک ضربه در معده و چند سویفت ضربات به طرف سر است. برای LeRoi جونز و مورچه Shepp که شب در آن بود به آنها گفته بود بارها و بارها “مرگ نوزاد. تنها چیزی که شما می توانید انجام دهید برای من مرگ است.”

آن است که تقریبا غیر ممکن است برای من به قطار مجموع به یاد بیاورید در یک مکالمه است که توسعه یافته با سردرگم سرعت یک barroom نزاع و جدال. اما در اینجا جان کلام آن:

لری رودخانه چراغ خاموش خواندن از یک بیانیه آماده. صحبت از هنرمند ارتباط با مخاطبان خود آقای رودخانه ها پیش بینی کرد که تغییر پدیده از طریق کوربه های امپرسیونیست در آينده از سورئالیست ها, آینده در گذشته به زمان حال که در آن او به این نتیجه هنرمند است که خود را مخاطب این صرفا به این معنا است که یک نقاش با این نسخهها کار برای خود, اما در مفهوم گسترده تر است که در زمان ما این هنرمند را بزرگترین نیاز است برای تاکید بر شباهت بین خود و اساسی خواسته ها و کسانی که از هر عضو دیگر جامعه است. او قرار داده و آن را چیزی شبیه به این: من می خواهم به خوردن خوب, بچه های خوب, کار خوب … درست مثل هر کس دیگری.

ناراحت هم بزنید

مورچه Shepp بعدی سخنران gaped برای یک لحظه در رودخانه ها به نظر می رسید کمی nonplussed, گفتم چیزی در مورد “هنر هنر است. چه جهنم است این همه بحث در مورد هنر ؟ ” و با یک شانه را بالا انداختن شانه راه اندازی به یک نسبتا خفیف ربط در مورد کتاب او شده است می خواهم به خواندن در شب است که به تشریح اولین عبور از بردگان به این قاره گذشت که در آن دو سوم از کسانی که بردگان مرده بود در نگه دارید — و اگر این (Shepp است) زندگی و کار نمی تلاشی است برای پرداخت بیعت ابدی یاد به آن دو-سوم خب پس … او به دنبال در مخاطبان و به آنها بگویند که در حالی که او نبود به خصوص می خواهید برای قرار دادن آنها را برای ofays بدیهی است که آنها بودند آنها هنوز هم نمی تواند امید به درک آنچه که او صحبت کردن در مورد.

رودخانه ها سر رفت و برگشت; مخاطبان هم زده uneasily (چه بود ؟ آنها در اینجا به عنوان پارتیزان — این بود که چگونه شما صحبت پارتیزان?); LeRoi جونز آرام خندید و گفت: “آن را آسان مورچه. ما باید تمام شب است.” (مرد واقعی پیامبر است.)

Mekas سپس تلاش از طریق مبهم و نه نامنسجم سخنرانی (متاسفانه چون من شک دارم خود را از نقطه شد و در نهایت اکثر دنیوی از همه آنها) در مورد چگونه تجارب زمان جنگ اروپا منجر شده بود در نهایت او را به درک که مرد تنها با ارزش اشغال شد و مبارزه خود را به مد های خود را برای زیبا تر روح.

تئاتر از قربانیان

پس از آن جونز در زمان ایستاده است. او خواندن یک قطعه با عنوان “انقلابی تئاتر” (یک قطعه او اطلاع مخاطبان که راه اندازی شده بود توسط نیویورک تایمز و سپس رد). در زبان شاعرانه و بسیار تخیلی اصرار جونز ادعا کرد که آن را به کسب و کار تئاتر برای منعکس کردن زندگی … به هم بزنید تا مانند نفرت و چنین احساس است که وقتی پرده پایین می آید تئاتر صندلی ها آغشته به خون از تقسیم سر (نیازی به اشاره است که خون و که تقسیم سر). این کار او حفظ یک تئاتر از قربانیان; با استانداردهای غربی (استهزاء) شاید یک تئاتر از قهرمانان … اما قربانیان همه یکسان است. او رفت و به قول معروف آکسفورد استاد ویتگنشتاین به عنوان پس گفت: “اخلاق و زیبایی شناسی” و به اشاره است که سفید جهان هرگز درک یا پذیرش این گزاره intimating که جدید Negro هنرمند آن را درک و را لعنت مطمئن شوید که سفیده را قبل از آنها می میرند.

در بلند را (به طور سخاوتمندانه در مورد آن) که پس از آن در گرفت در میان اعضا به تسلط ضرب و شتم یکی از unflagging توهین از Shepp و جونز به مخاطبان شهر کشور جهان است که به آن بخش از آن که سفید سفید خالص. و نه دیگر (سفید) اعضا دریافت کردن قلاب. Mekas که تا به حال شده است برای توصیف یک گفتگو میان خود و جک اسمیت و مایک والاس بود ناگهان پرسید که توسط جونز: “بگو من از شما می توانید تفاوت بین جک اسمیت و مایک والاس.” که Mekas تا به حال به اندازه کافی طنز خونسردی پاسخ به: “مایک والاس هرگز در مصاحبه با جک اسمیت.”

مختلف

اما آن لری رودخانه که با مته سوراخ کردن فشار از حمله:

Shepp خواهد به نوبه خود به رودخانه در هر حال حاضر و پس از آن و می گویند: “شما نمی دانید که چه جهنم من صحبت کردن در مورد.” و سپس: “آنها را به استخدام شما در پنج نقطه; آنها را استخدام نمی من که تمام تفاوت در سمت راست وجود دارد.” و سپس: “چگونه می توانم شما احساس می کنید در مورد آن ؟ من می دانم که چه احساسی دارم. چگونه می توانم شما احساس می کنید ؟ چه خواهد شما دراز خود را در خط ، هیچ چیز! که چیزی است. یا شما ؟ (به مخاطبان در حال حاضر.) شما نمی خواهد خود را دراز سنجش در خط گه!”

جونز گفت: رودخانه او توان برتری همتراز طبقه متوسط سفید جهان: “شما را به آرزوی جامعه از آن faggoty بالای شهر هنر نمایندگی مجاز و فروش. شما رنگ برای آنها … “

دور از اعتراض صداهای در حال حاضر رفت تا از مخاطبان است. “چه شما در حال صحبت کردن در مورد ؟” گریه یک زن است.

Shepp صحبت با استادانه درست شده تحقیر و یا باز کردن خشم از درد که با او زندگی می کرد هر روز از خود Negro زندگی است. در نهایت در فصیح فوران او صحبت کرد جیمز Chaney جوان سیاه پوست که کشته شد در تابستان گذشته در می سی سی پی:

“آنها او را ضرب و شتم تا زمانی که غیر قابل تشخیص است. غیر قابل تشخیص! آنها تنها کشته Schwerner و Goodman, اما آنها ضرب و شتم Chaney به پالپ. آنها ضرب و شتم بشریت از آن پسر است. و در عمل است که در آن جرم و جنایت در جنایت غیر قابل بیان آنها پذیرفته Schwerner و گودمن و به من خودداری کرد. حتی در مرگ آنها را در آغوش گرفت و من خودداری کرد. حتی در مرگ امریکا را می پذیرد خود را دارد. شما” — او در چرخش بر مخاطبان — “شما قبول خود و امتناع من. و در این واقعیت نهفته است درد من.”

یک پسر در مخاطبان و آشفته و در حال حاضر فراتر از استقامت پرید و فریاد زد “آه گه!”

‘جهان ot درد’

Shepp تبدیل یک نگاه از نفرت در پسر. “آه انسان” او آهی کشید: “بنشینید. فقط بنشینید. شما می شنوید که از او پرسید: مخاطب “که می شنوید ؟ بین من و این آه گه ” یک جهان درد.”

“Oh shit, نوزاد” پسر فریاد زد دوباره. “من شده است تا برای یک سال به دلیل از شما!”

“مرد گفت: Shepp “من نمی خواهید به شنیدن داستان زندگی خود را. شما گوش دادن به آن ؟ ما در حال گرفتن اعتراف در اینجا.”

سپس LeRoi جونز ساخته شده است سخن گفتن از تحقیر. “داستان زندگی خود را?” او sneered. “چرا شما می توانید به نوبه خود در تلویزیون مجموعه و دریافت آن در هر روز از هفته در” نور هدایت.’ “

از آن لحظه این بود که کریستال روشن است که این شب متعلق به جونز — بود و از همان ابتدا. (یکی تا به حال احساس که Shepp شده بود نشانه گرفتن در تمام طول.) او آنتاگونیست ضرب در دقیقه … و با سهولت باور نکردنی او چرخش مانند یک پرتو نور از یکی به دیگری خود را retorts آمد مرگبار با سرعت و دقت آن را بدون عرق برای او هیچ عرق در همه به دلیل آن کاملا روشن است که وجود دارد بدون جدا کردن چهره در مخاطبان که برای او. (برای زمانی که آن را مناسب خود هدف جونز تولید در ذهن خود یک چشم انداز از “همگن آمریکایی روح” روح که تنها ارتباط شامل در این واقعیت است که آن را ساکن در یک سفید پوست است.) تفاوت سن و جنس و سابقه اشغال شد به عنوان اگر آنها هرگز وجود نداشته است. جونز صحبت کردن به مرد و تنها مرد.

چه

کوچک, دور, transvestite مرد متزلزل با احساسات رز: “به عنوان یک یهودی و به عنوان یک مرد سفید, من شما را بشنود.” (“می تواند شما را احتمالا می شنوید من در هر راه است ؟” interjected جونز.) “شما می گویند که ما همه گناه هستند. آیا شما می خواهید ما را به انجام دهید ؟ چه بر روی زمین آیا شما می خواهید ما را به انجام?”

“انجام دهید ؟ انجام دهید ؟ هیچ چیز وجود دارد شما می توانید انجام دهید!” مخرب لذت در صدای او بود به اندازه کافی ضخیم برای برش با چاقو.

یک زن با یک پیچشی و وهم آور کرک نقره ای-موهای بلوند فریاد می زد: “چه در مورد Schwerner و سالار? شما نمی مراقبت در مورد آنها؟”

“به هیچ وجه” rapped جونز. “آن پسر بودند و فقط آثار مکشوفه ، آنها واقعی نیست. اگر آنها می خواهند برای ارام کردن خود نشت وجدان که کسب و کار خود را. من نمی سوگواری آنها. من خودم مرده به سوگواری برای.”

مدنی حقوق کارگر چشمان او ظاهر پشت عینک خود را, و فریاد زد: “این حقایق! شاید ما در حال گناه به خاطر ما سفید است. اما Goddammit ما همه به همان اندازه گناه است. بعضی از آنها گناه بیش از دیگران است.”

“مرتب کردن بر اساس مانند بودن” تقریبا باردار,’ نیست ؟ ” خندید جونز.

یک اعتصاب برای صلح نوع بانو به نام: “بعد از ظهر امروز 400 نفر در راهپیمایی در سازمان ملل در اعتراض به بمب گذاری در ویتنام است. نبود یک نگرو در میان آنها است.”

“چرا شما با ارسال اتوبوس به پوشاک منطقه به جمع آوری برخی از سیاهان اگر شما می خواستم به همه خوب و نماینده? منظورم این مرد زمانی که شما راهپیمایی? در سه بعد از ظهر؟” یک جواب برای تمام eventualities.

دلقک ها و گوریل ها

سر و صدا از خشم شروع به پر کردن جای; از آن جونز بود به طور ناگهانی گفت: “شما همه انتخاب تگزاس ترقه به نمایندگی از همه شما!”

شنی-زن مرد در لباس denims شروع به پریدن کرد به پا خود را. “در حال حاضر که رو به من گفت:” در یک نرم جنوبی صدا. او شروع به درهم و برهم تلافی در انواع درد به رنج در این جهان blurting از: “مرد i’ve paid my dues. و شما آن را می دانم LeRoi.”

هیچ رحمت جونز کمی خسته در حال حاضر: “پس شما در زندان بوده است و شما خود را بنویسید اعترافات برای شنبه شب پست.”

“من نمی نوشتن برای شنبه شب پست!” آبی jeaned مرد گریه کرد. “فقط چون آنها به خرید آن معنی نیست که من می نویسم برای ’em. من نوشتن برای مردم … ” (به این ترتیب شور و شوق بچه مسخره است.)

ریخته گری سرد چشم های در به طور فزاینده خشم مخاطبان Shepp گفت: (از راست به مایک): “به آنها نگاه کنید. دلقک ها آمده است که به پرتاب بادام زمینی در گوریل ها. فقط در این مورد این گوریل پرتاب بادام زمینی در انسان است.”

چرا با این ؟ در حال حاضر جهت از همه این بود آشکار است. در پایان شب مخاطبان کاهش یافته بود به جیغ و التماس تخریب سر در گم mob: جونز هدف از همان ابتدا ،

LeROI جونز به نظر می رسد به من ofay چهره با سرد مداوم چشم و در یک نرم seductively معقول صدای متهم من:

  • شما هرگز نمی توانید — اما هرگز درک ماهیت درد من. از خواب بیدار در پوست من به خواب رفتن در پوست من زندگی می کنند و تمام این ساعت در بین در پوست — این شما هرگز می توانید بدانید. وجود دارد هیچ چیز بر روی زمین شما تا به حال تجربه است که شما را به اقصی سرنخ به زندگی من …
  • همه سفید پوستان هستند به همان اندازه گناه همه از این جنایت نابخشودنی از تلاش من برای از بین بردن بشریت است.
  • جهان زیر اقتدار تبدیل به یک مکان منزجر کننده: ضعیف و کم عمق بزدلانه. هنگامی که ما سیاهان در دستور چیز متفاوت خواهد بود. خود گناهان خود را شکست اشتباهات خود را خواهد بود ناشناخته در میان ما; ما ثابت خواهد کرد که مردم بهتر است.

به صحت این اولین اتهام: که وجود دارد به می گویند او نه ؟ قطعا I. درد خود را, او ادعا می کند مربوط است و مال من است. من به او اعتقاد دارند. من اعتقاد دارم که هر کلمه از آن را. تجربه خود را برای همیشه باقی خواهد ماند خارجی به من. این هم به اعتقاد من. در هر حال حاضر و پس از آن یکی به نظر می رسد به صورت یک مرد و یا موقعی یک ارز و یا می خواند یک صفحه از چاپ و یا می بیند یک عکس و یک شنیع فوری وجود دارد وحی: کور بی حرف طاقت فرسا است. شما تلو تلو خوردن در آهنگ های خود را, شما باید اشکال در تنفس وجود دارد وحشتناک فشار در سر خود را. است که من فکر می کنم که ما که پاس سفید می دانیم. که نزدیک من می تواند به تحقق این کلمات از یک جوان سیاه پوست زن من میشناختم — هوشمند مهار عمیقا بورژوایی دختر هارلم دکتر — وقتی که او گفت: در یک لحظه غیر قابل تحمل: “وجود دارد صبح زمانی که من و راه رفتن در خیابان آرزو من تا به حال یک تفنگ که با آن به توده یونجه یا کاه پایین هر چهره سفید می بینم.”

خطوط شکسته

به عنوان اتهام دوم: که در آن یکی شروع — به نام عقل و عدالت — به هم باز کردن رمز و نیمه حقایق و دردناک دروغ? هیچ جا. در اینجا خطوط ارتباطی به طور کامل شکسته. در نتیجه هر سفید کار می کند در حال حاضر (در داخل یا خارج از جنبش حقوق مدنی) در کنار نگرو می کند بنابراین در دانش که او را در حال ارتکاب یک عمل وجدان یک عمل است که اساسا تنها و که تا حد زیادی ناخوشایند, unrewarded, unremarked. و به حق ، سیاهان که به ما بگویید که: “شما در حال انجام این کار برای خودتان نوزاد نه برای من” مناسب هستند. و یا حداقل آنها باید باشد. بنابراین در حال حاضر در امریکا مردان سفید از وجدان خود را در همان موقعیت مضحک است که روسیه یهودیان که همواره در که از راه دور و انقلاب خود را در یافت می. هر کسی که با نصف مغز می توانید ببینید که در ضد یهودی روسیه می آید, انقلاب, اول آنهایی که برای پاکسازی به عنوان ضد انقلابیون خواهد بود که بلشویک یهودیان … و مطمئن شوید به اندازه کافی. اما آنچه در انتخاب كردند و مسلمانان داشته باشد ؟ در همین راستا بسیاری از مردان سفید پوست حال حاضر می دانیم که زمانی که این موانع در حال پرتاب در خیابان های این کشور, آنها هیچ چاره ای به سمت آنها پیدا کردن خود را در, حتی اگر می آید, انقلاب, آنها بیش از حد خواهد شد احتمالا در اولین پاکسازی.

در جونز چشم وجود خون و در سیستم خود را مواج صفرا. سوزش شمشیر در کنار او (یا آن را با تبر داخل جیب سینه اش که او به طور مستمر و ominously اشاره?) است که خود را در پتو کیفرخواست سفید امریکا است. برای او در حال حاضر وجود دارد تنها شور و … است که همیشه همان حقیقت است. خود اثر به عنوان یک انقلابی نهفته در قدرت عاطفی است که با او به دنبال به چنگ خود بشریت را از ستمگران خود توسط نوبه خود آنها را انکار هر یک از آنها بشریت است. از این رنجور دیدگاه در این خونین از نظر من قرار است ما همه گناه. که وجود دارد به قضاوت نهایی?

باور ساده و بی تکلف

آن است که برای سومین اتهام که من بیشتر قاطعانه آدرس خودم — این کاملا غلط به رهبری اصرار که وقتی نگرو را به نوبه خود می آید و به حکومت او را به انجام کارهای متفاوت است. تحت اقتدار خود را گرانبها مایع روح انسان موجود در یک جام شکسته در دست خواهد زد و ارزشمند به عنوان سفید جهان هرگز نمی دانستند که چگونه به آن گنج. در طول عمر Negro اقتدار یک سطح خاص معنوی و حالت ضعف و ناتوانی اخلاقی پوسیدگی و تحقیرآمیز ضعف میرود. نژاد بشر را توسعه lovelier, فرم اشغال handsomer پوست. سیاه پوست خواهد شد, یک بار و برای همه نشان می دهد جهان سفید چگونه یک انسان می تواند و باید به زندگی می کنند.

تمام این حدس و گمان در این فوق العاده ساده لوحانه باور است که درد و رنج ennobled سیاه پوست که درد خود را ادامه خواهد داد به اعمال نفوذ بر او و حتی پس از آن را تصویب کرده است از زندگی خود را.

چه زباله! غمگین, غمگین, نکته در مورد درد و رنج است که هیچ نقطه وجود دارد در همه. درس آموخته است که هیچ درس. آن است که به سادگی یک واقعیت زندگی است که هیچ زندگی پس از. در حالی که آن را ماندگار آن است که کل جهان. در بسیار فوری است که درد متوقف, روند فراموشی در حال حاضر آغاز می شود. (و این است که یک عنصر از تجربه سفید که هیچ نگرو می تواند درک به این دلیل ساده که در حالی که یک مرد است درد و رنج او قادر به پیش بینی زمانی که آن را هیچ معنی برای او.) زخم شروع به محو شدن خاطرات شروع به خشک و آرام دست به سختی می تواند به یاد داشته باشید به شکل مشت گره کرده. اگر وجود دارد هر واحد درس بزرگ آموخته می شود از قرن 20 از آن است که این تنها و متعصب واقعیت (شاهد “Hiroshima, Mon Amour”) است که در یک بار نجات و طنز از زندگی ما است. اگر ما حفظ حافظه تیز و روشن از هر زخم همیشه تحمیل شده بر ما و ما قطعا نمی تواند زنده بماند; و این واقعیت است که ما را به یاد داشته باشید ما زخم می کند و یا ما زندگی بدوی و unexalted چیز. برای همه مردان در همه شرایط و در همه زمان ها این درست بوده است. از این رو به سختی به احتمال زیاد است که از آن خواهد شد کمتر واقعی برای آمریکا نگرو. هنگامی که آن را بیش از همه اما فریاد های آمریکایی سیاه پوست از دست خواهد داد همراه با روح خود را-از بین بردن خشم حافظه که خشم; روح خود را در زمان (در یک نسل دو نسل) تبدیل خواهد شد به عنوان شل و ول و بی ریخت و به عنوان فقیر به عنوان روح که منحط سفید بورژوازی او در حال حاضر به راحتی بیزار.

‘نقطه شروع’

فقر روح است و هر چه چیزی برای انجام با زندگی یک مسابقه است. این است که با فتنه انگیزی از روح مردان در دست است که رفاه. برای مردان نیست و رشد در زندگی خوب آنها بلکه ضعیف شده توسط آن است. در نتیجه تعداد بسیار کمی از مردان هستند در اختیار طبقه متوسط زندگی; عمدتا آنها برخوردار هستند ، و در بیشتر قسمت ها وجود دارد که هیچ گریزی از آن. برای نقطه است به طوری که ملت آرزو به زندگی طبقه متوسط بلکه این است که در شرایطی خاص تنش آن را تا آن را به دست آورد. بدون جنگ و بدون افسردگی بدون نیروهای خارجی در شغل بدون ظلم و ستم اجتماعی بدون مبارزه با عناصر … چه یکی چپ ، یکی چپ با چه نه دهم از جهان صرف زندگی خود را در مبارزه برای آزادی از اصطلاح نقطه شروع زندگی است. اما آزادی از می خواهید کافی نیست. کافی نیست ؟ آن را حتی نمی آیند در هر نقطه در نزدیکی علامت. شیاطین هستند و هنوز هم با ما هستند در واقع آنها loom بزرگتر از همیشه و به اندازه کافی عجیب, آنها حتی سخت تر و سخت تر برای شناسایی. در نتیجه آزادی تبدیل به یک امر ناامید. آزادی از چه ؟ نسبت به چه ؟ برای چه ؟ تعداد بسیار کمی از مردان دارای استعداد یا تخیل به می دانم که چه چیزی را با خود یک بار آنها را به دست آورد زندگی خوب است. آنها هرگز آن را در هیچ کلاس و در طول سنی ندارد. در برخی از راه دور و زمان از راه دور (مثلا 50 سال پیش؟) وجود دارد آیا وجود اعتقاد به وحدت ساختار اصل یک درک از تداوم اعتقاد است که او زندگی می کردند در مرکز جهان او اجازه داده است که یک مرد به زندگی نسبتا unshaken در ایمان خود را در اعتبار پیگیری از زندگی است. در زمان ما کسانی که اصول شکسته شده اند و ما شده اند در سمت چپ با هیچ چیز — هیچ چیز اما فاسد جعل از او زندگی خوب و تفکر از بیهودگی است. و بنابراین در زمین صلح که در آن بی معنی پادشاه است وجود گرسنگی سیری ناپذیر یک unfillable پوچی یک بیحس کننده aimlessness — در پاسخ به آن ما باز بیشتر سوپر مارکت ها و بیشتر روانکاوان’ دفاتر. در یک دیوانگی ما به دنبال عیاشی از تجمع: انباشت کالا بیشتر شخصی وفاداری بیشتر ناکرده نظرات. نتیجه البته غیر قابل تحمل انزوا به طوری که به جای اینکه با استاد خود در سطح خرد کبوتر خانه یک مرد می یابد خود را سرگردان در مورد اتاق خود را به عنوان هر چند تحت بازداشت خانگی است. و هنوز هم او را نمی خواهد باز کردن درهای خود را به غریبه ها …

وجود دارد هیچ کس در این کشور که درک معنای این وضعیت بهتر از آمریکا سابق رادیکال. ویران چه او خود بینش paltriness از چشم انداز سیاسی که نگاه طولانی کردن راه به مدینه فاضله است که به طور ناگهانی به او گفت که دشمن در داخل بود ما نه در خارج از ما. شور و شوق از آمریکا رادیکال بود قطعا به عنوان کل souled (و خالص) است که از Negro revolutionist و از دست دادن است که شور و شوق سوار نیمی از آنها به اگزیستانسیالیسم و ساخته شده از نیمه دیگر gibbering احمقها مردان وحشت زده از درجه اعتبار ساقط است که در معنای تحت اللفظی کلمه — copped پس از سال 1938 به سادگی با امتناع از گرفتن بیشتر توجه جهان را تغییر دانش است.

این یکی از تلخ ترین ironies از زندگی ما است که تنش نگه می دارد که مردان زنده در عصب-انتهای و مجهز به یک حس فوریت است تنش از محرومیت. و محرومیت چیزی است که — با یک نیاز ضروری — کار ما برای رهایی از. جک کرواک و نورمن میلر باید هر دو نوشته شده و با درک در مورد نیمه اول این گزاره است. آن است که در نیمه دوم که آنها را خراب کرد. به خیال بافی ظلم و ستم به منظور تحریک پایانی احساسات نفرت انگیز انحراف و حسرت از این دو ریز اشتباه مردان برای Negro زندگی-حس (دانستن آن بر او غیرقابل توصیف وضعیت) در موازی با ژاپنی, داستان تاجر را تشویق کرد که یک امر بین همسر و یک دکتر جوان و سپس جاسوسی بر روی آنها در حالی که آنها عشق را به منظور بیدار خود را عدم تمایلات جنسی. آن را با یک واقعیت واضح و کامل عدالت است که جیمز بالدوین اعلام کرد که باید کرواک یا میلر در این مرحله از تئاتر آپولو و تلاوت یکی از آنها سفید پوست سیاه سرودهای آنها خواهد بود سنگسار تا مرگ است. اگر توجیهی در هر سطح برای نگرو را تحقیر برای سفید لیبرال آن است که قطعا در این یکی. نورمن میلر نشسته در کلمبیا ارتفاعات عمارت رسم هزاران نفر در امتیاز و شکایت خود را از دست داده و اشتهای … مسیح!

پاداش و پرداخت

نکته این است که این چیزی است که ما گیر کرده. پاداش و تحمیل پرداخت از فرهنگ غربی در حال انباشت کالا و اگزیستانسیالیسم حس از دست دادن. “فرهنگ غرب!” LeRoi جونز sneered شب دیگر. اما این مسخره. پس از همه, که جهنم آیا انسان فکر می کنم او است ؟ او یک کمونیست یا یک افریقایی سرباز و یا یک هندو مذهبی است. او یک انسان غربی و شکل خود را از غم و اندوه و از آرزوهای مشخص شده توسط فرهنگ غرب است. زمانی که او می گوید او می خواهد خود را آنچه که او بدان معنی است که او می خواهد سهم خود را از این زندگی و دیگر هیچ. و او را پاداش و زیان از این زندگی فقط به عنوان هر آمریکایی است. برای سیاه پوستان در واقع مردان مانند همه مردان دیگر که بدان معنی است که برای اکثر آنها ضعیف هستند و حریص و اضطراب از محدود تخیل و نا امید کننده متوسط و جاه طلبی. در حالی که درد و رنج باعث کاهش روحیه خود را و باعث خشم را شعله ور در آنها درست است که احساسات خود را در حال غوطه ور در آتش است. اما زمانی که درد و رنج را متوقف (و به عنوان مطمئن شوید که آسمان آبی و چمن به رنگ سبز است, آن را متوقف خواهد کرد) آتش خواهد مرد که هولوکاست را پاس سابق خود وجود مشخص خواهد شد تنها با خاکستر که در نهایت خواهد بود لگد به فراموشی … و سیاهان را زنده دقیقا — اما دقیقا همان زندگی که هر آمریکایی در حال حاضر زندگی می کند.

در پاسخ به همه آن LeRoi جونز را فراتر از شک پاسخ: “آره عزیزم. اما من می خواهم شانس من. من هم در حال آمدن است و من می خواهم شانس من. شما حفاری؟”

من حفاری. و او را به شانس خود را. او به شما دریافت بیشتر از آن به او خواهیم همه چیز را او در حال حاضر زور زدن برای. و سپس او را زنده به خود پاينده غم و اندوه به نگاه کردن یک روز در سن 75 در رشد نوه پیشرو کاملا عادی زندگی می کند — جذب در نظر گرفتن جانی به دندانپزشک و باز کردن درب در شب به غریبه ها و گفتن یک روانکاو یک بار در هفته “دکتر من نمی دانم آنچه که موضوع را با من. بدون توجه به آنچه که من انجام من این احساس عجیب و غریب از پوچی … ” — و به خاطر سپردن این تخلیه روز او را می گویند (به عنوان انقلابی ما پدربزرگ باید گفت: به ما): “آیا این همه ؟ این است آنچه در آن همه چیز در مورد؟” و نوه او جواب خواهد داد با محبت و سوزش خفیف, “اوه, برای, خوبی, خاطر, پدر بزرگ! این است که در سال 2005 نه 1965. تمام چیزهای که بیش و با انجام!”

مانند مرد گفت: “این روشی است که در آن است ، که راه آن را واقعا است.”

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>