خاموشی 1977: در اینجا می آید محله

در اینجا می آید محله
25 جولای 1977

بروکلین چهار شنبه, جولای 13 — چراغ شده اند را برای پنج دقیقه.

مردم در بروکلین برادوی در حال رفتن به خرید.

نوزده ساله Jamar Jackson خود را طول می کشد دوم مثل حلزون حرکت کردن آناناس نوشابه به عنوان او به تماشای دوستان خود را بابی تمبر قرار داده و مشت خود را از طریق صفحه-شیشه پنجره Al-برت مردان را می پوشند. تمبر می رسد خونریزی دست در گذشته شیشه شکسته و منازعه دو پیراهن. یک بطری خالی از وحشی ایرلندی افزایش تصادفات از طریق پنجره دیگری است. در حال حاضر می آید یک آجر. دست همه جا هستند, رقص برهنه کردن, مانکن گرفتن پیراهن.

جکسون قلب تپش است. او snatches یک جفت قهوه ای شلوار مخمل نخی راه راه. او متوجه می شود که چگونه از آن آسان است. یک تفنگ پارس. Jamar اجرا می شود بر روی پیاده رو و دروغ گفتن به یک مرد برگزاری یک .32 کالیبر اتوماتیک بیش از سر خود را. مرد فشار خاموش پنج عکس های بیشتر. پوزه فلش چراغ تا یک باند از بچه ها کشیدن رنده پوشش بعدی فروشگاه.

“آنها hittin’ Busches طلا و جواهر” کسی فریاد می زند. بیشتر شیشه ای میشکند. Jamar می شنود رم مسابقه نسبت به او در تاریکی است. بدن فشار علیه او و او را حمل پایین خیابان.

ادوین بلس تلویزیون شده است مرده برای 10 دقیقه. دوست دختر خود را فریاد می زند در او برای پرداخت باهم اد لایحه. پریدن خود را پاره مبل, Edwin خم از پنجره خود را. کل محله تاریک است. او می شنود و شکستن شیشه در برادوی, نیمه مسدود کردن دروازه های خیابان.

ادوین مسابقات به راهرو در طبقه بالای چهار داستان راه رفتن ، همسایه در حال هل دادن و فریاد در تاریکی خفقان.

“آنها goin’ در فروشگاه های” یک زن yells. ادوین زدم نیمه راه پایین پله ها پرواز توسط عرق خیس, 300 پوند است.

“از من لعنتی “راه” زن دم او به عنوان سر ادوین. “من goin’ به من چیزی قبل از این حریص niggers را از آن همه است.” ادوین میکشد او 10 ساله پسر عموی کسر از ساختمان هشتی. در دروازه خیابان رم نسبت به برادوی است.

“بیا مرد” ادوین کسر می گوید. “این یک شورش.”

“زمانی که آنها می آیند و به شما شلیک” کسر می گوید: کشیدن دوباره به راهرو.

“آن را هنگامی که شما را به آنچه شما می خواهید از فروشگاه” ادوین می گوید.

از غرب, هزار پور از 630 هکتار زاغه به نام Bushwick. این منطقه برای اولین بار توسط حل و فصل هلندی هند غربی شرکت در سال 1660. اولین بار سیاه پوستان در Bushwick برده بودند در هلند مزارع توتون و تنباکو. آلمانی ها به جای هلندی بودند و به نوبه خود فشرده توسط ایرلندی. پس از آن آمد لهستانی و ایتالیایی ها.

امروز, وجود دارد, هلندی, آلمانی, ایرلندی, قطب یا ایتالیایی. امروز وجود دارد 225,000 سیاه پوستان و پورتو Ricans زندگی در 42,000 واحد مسکونی: یک چهارم از این واحد های طبقه بندی شده توسط شهر کمیسیون برنامه ریزی به عنوان “بد و بدتر” Bushwick دبیرستان در اصل طراحی شده برای ثبت نام از 2000 تا 3000 دانش آموزان است. به طور متوسط 400 رها کردن در هر سال.

از شرق هزاران نفر همگرا در برادوی از بدفورد Stuyvesant.

تا سال 1940 Bed-Stuy بود وسط کلاس enclave. اما هارلم بود سرشار از مهاجران از جنوب. کشیده شده توسط شغل در بروکلین نیروی دریایی حیاط و با الهام از دوک الینگتون آمار “را به یک قطار” بهمن پور نژادهای ریخت Bed-Stuy از طریق مترو. پس از 25 سال از blockbusting و redlining, Bed-Stuy اعلام شد “قلب بزرگترین گتو در امریکا” توسط مسکن و شهرسازی دولت.

در هر دو طرف از برادوی, بیکاری درصدی حدود 80 درصد است. نیمی از خانواده ها زندگی می کنند کمتر از $4000 در سال است. چهل درصد در رفاه. نرخ مرگ و میر نوزادان است که بالاترین در این شهرستان است. در سال 1967 این شهرستان برنامه ریزی کمیسیون گزارش داد که منطقه “…به فوریت نیاز به تقریبا هر نوع از جامعه تسهیلات و خدمات — مسکن و مدارس و خدمات بهداشتی پارک ها و نظارت فعالیت های تفریحی کلاس های زبان وام های کم بهره برای صاحبان خانه و کسب و کار خدمات اجتماعی فعالیت های فرهنگی کتابخانه ها بیشتر فرصت های شغلی و برنامه های آموزش و بهبود بهداشت و پلیس حمایت می کند. کمک های ارائه شده باید به سرعت.”

***

آن است که 10 سال بعد و مردم در برادوی در حال کمک به خود را دارند.

ادوین و کسر داش تا به برادوی است. چهار مردان آچار پارکینگ متر از بتن و خمیر درب فروشگاه طلا و جواهر. در سومین ضربه, درب انفجار باز است. جمعیت جمع آوری. ادوین و سزار در حال تحت فشار قرار دادند به فروشگاه. یک مرد با یک چوب بیس بال حملات موارد صفحه نمایش. شکسته شیشه اسپری از طریق تیرهای چراغ قوه. سفال برش ادوین این گونه است. برگزاری shirttail به چهره اش ادوین احساس می کند در اطراف کف تیره. او می یابد و دو watch موارد و ورقه آنها را به جیب خود.

ورودی جزر و مد از غارتگران هل ادوین و کسر دورتر به فروشگاه. آن است که زمین سیاه و سفید و گرمای خفه کننده است. کسی یک رادیوی ترانزیستوری.

“وجود دارد یک حزب جو در منهتن” یک برنده سخنگو می گوید در رادیو. صدای پلیس غرق کردن رادیو و کاوش پرتوهای نور قرمز برش از طریق تاریکی. جزر و مد تبدیل می شود و ادوین انجام شده است به سمت مقابل فروشگاه.

“خدا شلیک نمی,” یک زن فریاد می زند. ادوین مراحل بر روی یک پا به عنوان او می خواهم برای خروج. یکی از پلیس بیت ثابت تیز تو در پیاده رو با شورش چوب. سه دیگر پلیس به سادگی تماشای غارتگران فرار. در خیابان دروازه ادوین تنفس سخت باز می شود این موارد دیده بان. آنها خالی هستند.

“گه مرد” ادوین می گوید. “همه که برای هیچ چیز. من می ترسم در آن وجود دارد. قلب من انجام شد سنگین تانگو.”

دوازده ساله هری قهوه ای می ایستد خارج Fisting فروشگاه مبلمان. او برگزاری دو نوت بوک او فقط دامنگیر از یک فروشگاه لوازم التحریر. در سراسر خیابان اراذل و اوباش طوفان جعبه کفش. یک سال پیش هری رفت و به جعبه کفش برای خرید یک جفت Pro-Keds. کفش دلار هزینه 12.82. هری تا به حال $12.80.

“شما نمی توانید کفش ‘تا وقتی که شما باید مقدار کامل” سفید انبار دار گفته بود هری.

“من خوشحالم که آنها در حال انجام این کار” هری گفت: یکشنبه شب به عنوان اراذل و اوباش carted کردن جعبه کفش را موجودی.

در حال حاضر توسط بابی تمبر 200 جفت dungarees, هفت, کاپشن چرم و ده ها تن از پیراهن, همه از آل برت مردان را می پوشند. هیچ چیز در سمت چپ در فروشگاه لباس. تمبر مسابقات به سرقت رفته پانل کامیون را در برادوی به یک لوکس-آیتم های فروشگاه به نام زمان اعتبار.

نشانه پشت آکاردئون گیتس آمده است: در آمده است. اعتبار خود را خوب است با ما. بابی پیچد زنجیره ای در اطراف دروازه و قلاب آن را به کامیون خود را سپر. او میآید کلاچ و کامیون به جلو جهش 30 فوت است. آکاردئون دروازه را دنبال کنید. بابی heaves یک سطل زباله از طریق صفحه-شیشه پنجره. شانزده دقیقه بعد او دارای پنج رنگ مجموعه های تلویزیونی, دو, سیستم های تهویه مطبوع و یک قفسه از ساعت مچی انباشت اشیاء بدست آمده به کامیون خود را. بابی متوقف می شود برای کمک به یک مرد مسن بار یک صندلی بر روی سقف یک استیشن واگن و نژادها صفحه اصلی.

“آنها را به برق وصل کنید و ببینید اگر آنها کار” بابی مادر می گوید به پسر او دستی در کون. البته برق وجود دارد.

***

در برابر همه این کاپیتان جیمز وین از 81st حوزه تنها 22 مردان در فرمان او. خانه ایستگاه اضطراری ژنراتور ضربات در لحظات پس از چراغ بیرون رفتن. اولین گزارش از غارت آمده 10 دقیقه بعد. توزیع کننده فریاد که همراه با گوشی های اصلی رادیو مرده اند. دست-مجموعه تنها دریافت خواهید کرد.

Wynne سفارشات مردان در ایستگاه خانه به اتومبیل های گشت و پوست یک فرمان ساده: “توقف غارتگران است.”

Wynne در رهبری اتومبیل که اولین پلیس آمار برادوی است. او و سه نفر دیگر از پلیس پرش در مقابل زمان اعتبار. یکی از آخرین غارتگر برس گذشته Wynne با یک جارو برقی. اوباش نقل مکان کرد تا در برادوی به فروشگاه های دیگر. وین شرح زیر است.

“ما باید تعدادشان کمتر از 70 شاید 80-به-1” یک پلیس از 81st حوزه می گوید بعد. “و این بود که پس از تقویت آورده بودند. من نمی دانم چگونه جهنم هیچ کس رو کشته. این باید سحر و جادو از رنگ آبی است.”

اقلام لوکس و ناپدید می شوند به اتاق های اجاره ای. در حال حاضر فروشگاه کفش برگشتن. کفش کتانی و کفش های پاشنه بلند بستر خیابان. یک جوان سیاه و سفید بچه نژادها گذشته دو پلیس سفید با یک کیسه کاغذی پر از کفش.

“نگاه وجود دارد می رود کفش-درخشش” یکی از پلیس می گوید. دیگر پلیس می خندد. جوانان ازدحام به مغازه ها دوچرخه و سوار دور در موجودی. در دل تنگی کسی ارائه می دهد $200 پژو 10-سرعت برای $40. Duos پستی از فروشگاه به فروشگاه در سرقت دوچرخه یکی از بچه های رانندگی دیگر برگزاری کوله پشتی.

یک جوان سیاه و سفید بچه به نام موریس سنگ می ایستد در خیابان با یک پیراهن جدید, جدید شلوار جین و کفش ورزشی جدید.

“من آرزو می کنم من می تواند به من برخی از دوچرخه” سنگ می گوید. “من شده است در بسیاری از فروشگاه ها اما من بیشتر کردم ، بسیاری از دوچرخه رفته است. من یک ساعت اما آن کار نمی کند من فکر نمی کنم تا شاید من میخوام آن را به فروش برساند.”

پلیس شروع به ساختن اولین بست. دو پلیس مقابله با شش پا مرد سیاه و سفید را به عنوان او می آید از J. Michael فروشگاه مبلمان و کشیدن او را به یک ماشین گشت. یکی دیگر از پلیس منازعه یک نوجوان توسط موهایش را می کشد و او را به سمت ماشین همان.

دو مجموعه های تلویزیونی, 11 جفت پوما کفش و مبل غنی 28 ساله والتر باقلا ambles طریق جلو پنجره از گوشه کلید غذایی است. باقلا شروع به پر کردن سبد خرید با گوشت.

“از همه چیز” یک مرد بلند قد در عقب فروشگاه فریاد. یک مسابقه عود اما می رود. یکی دیگر sputters و نیز می رود.

“هر کسی هر گونه مسابقات ؟” مرد قد بلند فریاد. میانسال پورتوریکو زن تصادفا بازگشت به تاریکی. او دست مسابقات به قد بلند-اما رها کردن آنها را به طبقه. مرد قد بلند و پورتوریکو زن در حال حاضر به پایین بر روی زانو های خود و جستجو برای مسابقات. مرد قد بلند آنها را می یابد و ضربات بیشتر مقالات به شمع او در حال حاضر ساخته شده در برابر یک دیوار است. آتش و دود است به زودی نورد در سراسر سقف و پیچش یا حلقه زنی به طرف ساختمان سه طبقه.

“سوختگی نوزاد و سوختگی” را عمدا ایجاد حریق, فریاد silhouetted در برابر نارنجی درخشش شعله های آتش. آن را تا روز بعد که کسی متوجه 100 قسمت محلی – و شغل تمام وقت نیز “سوخته نوزاد سوخته است.”

والتر باقلا, فرار, فشار, سبد خرید, لادن با مرغ fryers بیکن و زمین چاک. مرغ fryers مشخص شده اند $1.08 یک پوند. بیکن برچسب $1.60 پوند. زمین چاک در حال رفتن برای $1.49. در اسلوان در شریدان مربع در غرب روستای fryers برای 89 سنت در هر پوند بیکن برای $1.35 یک پوند و زمین چاک برای $1.39 یک پوند. امشب برای اولین بار کلید غذایی underselling اسلون است.

کامیون آتش فریاد از شرکت موتور 222 ایستگاه در رید خیابان. 4 صبح وجود دارد آتش سوزی در برادوی است. به اندازه کافی وجود ندارد آتش نشانی به آنها رسیدگی کند. آنها سر برای اولین بار در ساختمان ها که در آن مردم زندگی می کنند. ال در حال اجرا در بالای خیابان تله دود و بلوک زیر نور مهتاب. تنها نور است که از تیراندازی شعله های آتش.

به عنوان موتورهای آب بریزید شعله در مواد غذایی کلیدی دین Zule, 22 در یک باغی سبز در خیابان شروع به کباب کردن. یک همسایه به ارمغان می آورد پایین می توانید از مایع سبک تر و یک armload از استیک. Zule نوبت استیک با یک پیچ گوشتی برادر در سرقت از یک فروشگاه سخت افزار. او را افزایش می دهد دست راست او است که پوشش داده شده با یک کثیف و خون آغشته پانسمان.

“جدید ثبت نام مشت با یک حوله پیچیده شده در اطراف آن” Zule می گوید. “که قدرت ادای احترام. این بار آن را به چراغ قوه و نه اسلحه. تمام قدرت به غارتگران است. گه من خودم چون من ندارد هیچ حوله.” Zule تف استیک با پیچ گوشتی آدمی در پیه و می شکند به یک بزرگ چرب پوزخند. خورشید در حال افزایش بیش از Bushwick.

دوشنبه, جولای 14

اسلاید خورشید نیزه را از طریق آهنگ های زنگ زدن ال. تکه ای از شیشه ای جسته جسته برق زدن در خیابان. بقایای پراکنده در امتداد پیاده رو و ناودان. خمیازه کشیدن پلیس با تنبلی حرکت کردن در گوشه و کنار خیابان, مشاهده کردن, سیاه, کودکان در لباس پوشیدن شلوار کوتاه و جدید کفش تمیز کردن در بستر. یک سگ با مرض جرب اشک در میزکار استیک در مقابل کلیدی غذایی است. یک هلیکوپتر پلیس از طریق کاهش دود که از همدان تا از سوختن ساختمان. در طول 34-بلوک کشش از گل تلفونی به خیابان سنگ, فروشگاه, بعد از فروشگاه شده و پاره پاره باز است. دروازه شده اند wrested از خود دونده. انبار تخته شده اند بازدارنده برداشته سست از بتن می باشد. بسیاری از سالن مشروب فروشگاه های مواد غذایی سریع مفاصل و نمای کلیسا را لمس نشده است.

هزاران نفر از مردم هنوز در خیابان ها. موسیقی blares جدید از عرشه نوار و رادیو ترانزیستور. باتری در حال رفتن به قیمت دو دلار برای هر کدام. یک مرد رقص نرم کفش با یک مانکن. بیشتر پلیس ضد شورش سربازان بر روی خیابان. در گره کوچک مردم mutter که بسیاری از پلیس پوشیده نیست مدالها یا پلاک. این مردم می گویند که اولین نشانه آن است که ضرب و شتم و تیراندازی ها در مورد برای شروع است. یک پلیس از 83 حوزه, نشان, شماره 15101 است پرسید که چرا او می پوشد هیچ اسمی.

“از آنجا که ما آنها را از دست داد” او پاسخ. یکی دیگر از پلیس ایستاده در مقابل رید خیابان ایستگاه خانه brandishes جدول پا به عنوان یک سلاح.

“من نمی لعنتی احساس مانند پوشیدن, بدون, نشان,” او می گوید. یک heavyset پلیس, نشان, شماره 29065 نژادها نسبت به یک دوجین بچه ها که در حال تلاش برای مطابقت عجیب و غریب کفش ورزشی. باتوم او ترک یک استخوان ساق پا و بچه ها پراکنده. خود اسمی است که تحت پوشش سیاه و سفید الاستیک.

شش تا بچه نشستن روی بام پاهای خود را آویزان چهار داستان فوق یک تیم از آتش نشانی مبارزه فروشگاه فروغ. یک جریان آب از بازدید 20 فوت, تخت, از اون سوی خاکستر سوخته. انبوه دود درایوهای دور بچه ها.

بیست و هفت آتش سوزی در حال سوختن در برادوی است. بزرگ جریانهای آب ریختن در خیابان از آتش سایت های, تشکیل بزرگ سیاه و سفید استخر در مسدود کردن فاضلاب. یک خسته مامور اتش نشانی به نام تامی o’rourke می ایستد شین در یک برکه آب است. یک مانکن بازوی شناور در کنار o’rourke است ، او gulps از یک لیوان آب یخ. سیاه مخاطی اجرا می شود از بینی خود را. دندان های خود را در حال creviced با دوده. عرق از طریق کاهش دوده سیاه پوشش صورت خود را. چشم خود را به خون. زمانی که او تف خود را خلط سیاه و سفید است.

“این یک motherfucker,” o’rourke gasps. “هنگامی که شما در حال مبارزه با آتش سوزی شده است تا تمام شب شاید 18 ساعت در حال حاضر و شما می دانید خراش که روشن این است که در سراسر خیابان خندیدن شما و احتمالا باخت دیگر مشترک است.”

به عنوان بعد از ظهر اظهارات هزار نفر بیشتر جمعیت بر روی خیابان. قدرت است پشت در. A J قطار رعد و سربار. رییس تشویق و سپس حمله Vim کفش فروشگاه در نزدیکی لیندن بلوار. یک زن نشسته بر روی یک سوخته ماشین و اقدامات او پا با کفش اندازه حاکم است. یک گوه از پلیس حرکت در فروشگاه. بسیاری از غارتگران فرار. برخی از ماندن و ارز طعنه با پلیس است. بسیاری از پلیس لبه دور دست خود را بر روی خود sidearms عصبی خود چشم چک کردن پشت بام ها به صورت تک تیر اندازها. یک پلیس سراسیمه به جلو و باشگاه پورتوریکو مرد با یک خفاش. دیگر پلیس جلو و پلیس به دور از یک رشد سریع جمعیت است.

“این motherfucking پلیس در حال تپش ما” پورتوریکو مرد می گوید. “آنها از هیچ پرسش و آنها فقط به ضرب و شتم خود را motherfucking سر. آنها می خواهند شخص, شخص ساده و معصوم آنها استاتیک.”

یک مرد سیاه پوست با خون تراوش از زیر موهای خود پیاده روی به جلوی درب 81st حوزه.

“من می خواهم به صحبت کردن با رئیس خود” مرد می گوید پلیس مستقر در درب. “یکی از پسران خود را به من ضربه صعودی سر من فقط به خاطر من بود و حمل لوله.”

“چه شما حمل یک لوله ؟” پلیس می پرسد.

“گه مرد” شاکی می گوید.”فقط چون شما حمل یک لوله معنا نیست که شما قصد استفاده از آن را.”

پس از آن قدرت می میرد و دوباره. چراغ توقف هستند. لاستیک screech. شاخ و صدا کردن. صدای پلیس ناله. فریاد مسابقات شکستن. صدای شکستن شیشه میدارد.

یک تیم از وحشی جمجمه به نظر می رسد پرواز, جنگ خود را در رنگ های دیگر حمل چوب از پلیس.

“خدا به مردم فقیر نان خود را امروز” یک عضو باند به نام اسموکی می گوید. “مردم فقیر فقط می خواهید همان چیزهایی پلیس اند. تلویزیون خوب مبلمان گه که. و مواد غذایی است. مردم را به خوردن. پلیس خوش شانس هستند آنها نمی خواهند خون. اما قبل از این بیش از وجود دارد ممکن است برخی از خون به هر حال.”

“پلیس آغاز شده و این گه مرد” چشم آبی عالی رئیس جمهور از 14 هنگ Bushwick تقسیم وحشی, جمجمه می گوید. “آنها در حال گرفتن همه چیز غارتگران مردم و قرار دادن آن در اتومبیل خود را و takin’ آن را خانه به خانه ، یک پلیس شکست یک دختر کوچک را ران. پلیس در حال دست زدن به آن همه اشتباه است. آنها ضرب و شتم, بزرگ سیاه و پورتوریکو مردم است. پلیس باید در فروشگاه ها. اگر وجود دارد یک پلیس در یک فروشگاه هیچ کس دیگه رفتن در آن وجود دارد و خطر کشته شدن برای یک جفت کفش کتانی.” ابی نقاط در سراسر خیابان. دو پلیس ضد شورش در حال نگهبانی از یک سوخته کلیدی غذایی است. صد متری پایین خیابان, مردم در حال خروج از یک فروشگاه مواد غذایی با شش بسته آبجو گرم.

“من به برخی از حوزه های چشم می گوید. “به من گفت: برخی از برنج وجود دارد که آنها doin’ آن اشتباه است. من می دانم که برخی از برنج. من شده است در تلویزیون نشان می دهد با اونا. شما می دانید آنچه آنها به من گفت ؟ آنها به من گفتند به بوسه خود را ، خوب اگر این است که آنچه آنها می خواهند ما رسیدگی به این گه. ما تا به حال 82 بچه ها اینجا این صبح است. من فکر’ از تماس در تمام باندهای و دست زدن به این چیزی که حق است. ما یک حق برای حفاظت از جامعه در برابر خشونت پلیس و گه. ما ممکن است در پایان این چیز کاملا مرد امشب.”

و اکنون شب است که در اینجا و وجود دارد هیچ چراغ. گروههای از جوانان روو خیابان toting دو پا چراغ قوه بیس بال خفاش, آهن, لوله, دو-با-چهار دست و پا و حتی چکش. پلیس سرگردان aimlessly از بالا و پایین خیابان. هر 20 دقیقه یک کاروان از هشت اتومبیل های گشت می خزد پایین برادوی است. غارت مکث به عنوان اتومبیل های عبور, و سپس ادامه می دهد. مردم بحث در تن کم. وجود دارد بیش از حد تنش به فریاد.

هفتاد و پنج غارتگران دستگیر شده اند و بسته بندی شده به قلم در رید خیابان ایستگاه. در اتاق رزرو سرقت مغازه در حال انباشت اشیاء بدست آمده سر بالا.

“چه چیزی از آنها انتظار می رود به ما با این همه گه ؟” یک پلیس می پرسد دیگر

“افراد اهمیت میدهد ؟” دیگر پاسخ. “ما فقط بیل آن را به بشکه و ارسال آن را به ملک کارمند ، اجازه دهید آنها را آن را کشف کردن. کل گاراژ خارج است در حال حاضر پر شده است. این فقط سرریز.”

یک سوم پلیس است که در عقب این حوزه در نظر گرفتن موجودی. پس از 24 ساعت در خیابان او دستور بازگشت به ایستگاه و تحویل یک تخته و یک پشته از اشکال.

“که در آن بچه است که دیگر کوازار تلویزیون ؟” او می گوید به یکی دیگر از cop. “چگونه دندان باید بدانم ؟” دوم پلیس می گوید. “من تنها در برخورد با Zeniths.”

“من احساس می کنم مثل یک انبار پسر می گوید:” برای اولین بار.

“سهام یک پسر با یک تفنگ می گوید:” دوم.

“شما می گوید:” پلیس با کلیپ بورد. “در حال حاضر آن است که دیگر کوازار?” او پرسید که چگونه بسیاری از مجموعه های تلویزیونی آورده بودند. او پاسخ تبدیل به یک فروشنده. “شما علاقه مند در یک طبقه مدل و یا قابل حمل?” تبدیل به یک پلیس او می گوید: “من صادقانه نمی دانم. من در اینجا یک کوازار من حتی نمی توانید پیدا کنید. آن را ممکن است به خاک سپرده شد که کوه گه.”

او را به کوه می گه. آن را شامل: حوله کاغذی, منجمد, پیتزا, لباس نوزاد, خمیر, Pampers, کت, سالن, صندلی تشک تخت چمن جاروبرقی, ظروف, ظروف نقره و صدها موارد دیگر.

یک کارآگاه پیاده روی به پلیس.

“من شنیده ام شما نیاز به یک دست” کارآگاه می گوید ارائه cop یک مانکن دست.

در میز یک گروهبان امتیاز به یک پرسلن مجسمه استن لورل.

“شما می توانید تصور کنید رفتن به زندان برای سرقت آن ؟” گروهبان می پرسد. “این یکی دیگر از زیبا ظروف سرباز یا مسافر استن لورل بدست کسی به.”

در انتهای دیگر اتاق یک و نیم دوجین شهروندان ازدحام بر روی صندلی های پلاستیکی. آنها می آیند به این حوزه برای ایمنی.

“من شب صرف حق در اینجا” یکی از شهروندان عروسکی حوا می گوید. “من می ترسم. آن را به آخرالزمان وجود دارد. اگر این بدتر می شود, من در حال حرکت به باربادوس. هیچ پول وجود دارد در باربادوس اما آنها ندارد و هیچ آخرالزمان پایین وجود دارد.”

“من وحشت زده شد چیزی اتفاق می افتد به من” غرب هند زن نشسته در صندلی ، “این وحشتناک فقط وحشتناک است. این همه نابود شده اند.” یک وزیر از Bed-Stuy می ایستد در راهرو. پیش از آن در روز شهردار Beame تا به حال قرار دادن یک تماس به صورت تمام رهبران مذهبی به کروز محله خود به “بازگرداندن آرامش است.”

“من در خارج وجود دارد” وزیر می گوید. “اما همه آنها بیش از حد شلوغ stealin’.”

قدرت بر می آید در 9:30. سی و هفت افسران نشستن در جمع اوری اتاق بعدی کاروان اجرا شود. پلیس, سکس با پلیس اقامت در گره. آنها تنها با پیوستن به پلیس سفید در 9:50 وقتی که آن زمان برای یکی دیگر از رفت و برگشت. پوشیدن کلاه و نوسانی چوب, پلیس پرش به سطر از تیم ملی اتومبیل.

زمانی که پلیس آمار برادوی, جمعیت باید نقل مکان کرد و دور از خیابان چراغ و پراکنده به سمت تاریک خیابان.

“وجود دارد هیچ چیز از چپ به سرقت است که ارزش گرفتن شات بیش از” یک میانسال مرد سیاه و سفید می گوید او به عنوان پیاده روی پوتنام خیابان. “و من می دانم که اگر این می رود بسیار طولانی پلیس تیراندازی خواهد بود.”

آتش سوزی در حال حاضر اصلی رویداد. در گوشه ای از سامر و سنگ خیابان پنج داستان انبار فروزان خارج از کنترل است. زنگ اول آمده بود در 5:30 p. m. 6 آن رسیده بود پنج آلارم. آن است که در حال حاضر 10:30 و فروغ است که هنوز هم خارج از کنترل است. فوق العاده-تلمبه زن آورده شده است در. جمعیت از برادوی در حرکت به تماشای نشان می دهد. هفت آتش نشانی در حال حاضر مجروح شده است.

آتش جهش 50 فوت در سراسر خیابان. سه ساختمان دیگر و دو خودرو آتش بگیرد. این کارخانه کتیبه وتکه خرد کردن آتش رئیس ون.

میگوئل پرز 20 زندگی می کند که در گذشته باقی مانده خانه در بلوک ساعتهای فروغ. او ادعا می کند او را دیدم یک مرد نور آتش.

“این پلیس آمار قد بلند, لاغرها, رنگی, مرد هنگامی که او گرفتار او را غارت انبار” پرز می گوید. “وجود دارد استریو و تلویزیون لباس — این نوع از مسائل. به طوری که این پسر دیوانه می شود چرا که پلیس به او رسید. او می آید و بعد از آن با دو رنگ قرمز بنزین قوطی و هرچه آنها را به داخل ساختمان. او روشن است که گاز ، سپس او آغشته به برخی از ساختمان های دیگر با بنزین است.” بخشی از کارخانه فرو می ریزد ارسال ستون از جرقه 100 فوت به آسمان شب است.

“من باید مطمئن شوید که این مرد نمی مشعل جای من مرد” پرز همچنان ادامه دارد. “من به شما گفتن من می دانم که این مرد ، من او را در محله. من و دو برادر می خوای برو به این پسر خوب. شاید من او را بکشند. من هنوز تصمیم گرفت. او در گسترده آفریقایی. من می خواهم به سوزاندن آن.”

امشب شب آتش در انتخابات اتحاديه. مایکل Maye دهکدهای از دست داد به ریچارد Vizzini. نه از آنها آمده است به Bushwick. تا کنون نه Beame یا آتش کمیسر O’Hagan. معاون Tortoriello است — از آنجا که چراغ بیرون رفت.

“Nah آنها نمی شده است در اینجا” Tortoriello می گوید. “آنها در منهتن جایی. که هم بزرگ است. این تنها بروکلین.” او خنده و بازگشت به آتش.

جمعه, جولای 15

در آتش می سوزد و از طریق شب. در سپیده دم مایکل پرز هنوز ایستاده تماشا کنید. او می گوید او نمی خواهد به خواب رفتن تا زمانی که او مطمئن است این آتش سوزی و داد و بیداد به پایان رسید. به عنوان انبار همچنان به سوختن ودود کردن مردم شروع به ظهور در برادوی است.

“به نظر می رسد مانند شرمن در راهپیمایی طریق اینجا در راه خود را به آتلانتا می گوید:” یک روز صبح پرسه زن.

این فروشگاه که آمار باز برای کسب و کار. پل الکساندر مدیر ملی کفش نزدیکی لیندن بلوار توضیح می دهد که اگر چه مغازه اش رفت و دست نخورده کسب و کار بد است.

“شده است وجود دارد هیچ کسب و کار امروز است,” او می گوید. “وجود دارد نمی توان برای مدت زمان طولانی. همه در اطراف در اینجا کفش جدید.”

تا خیابان ادی Mizihi نشسته در کرم رنگ Plymouth خارج از آنچه پس از خود فروشگاه لباس.

“من ممکن است آن را دوباره باز” Mizihi می گوید: “اگر شهردار Beame به من می دهد پول است. اگر نه… چه من می خواهم به انجام?”

احمد Muharran می ایستد در مقابل مواد غذایی در سال 1385 برادوی است. او نیست خواب در 48 ساعت. از لحظه ای که از خاموشی تا امروز صبح او را در راهرو ایستاده بود و به فروشگاه خود را با یک دو خمرهای شکل تفنگ ساچمهای. در حال حاضر او را برای کسب و کار باز است اما او را نگه می دارد یک پلیس باتوم در دست خود را.

“نگاه شما باید برای محافظت از خودتان را” احمد می گوید: نگه داشتن چشم خود را بر روی یک 12 ساله ایستاده در نزدیکی سیب زمینی-تراشه رک. “من به آنها گفتم که زمانی که آنها سعی در آینده آنها را به صدمه دیده است. آنها رفت و از سرقت از کسی دیگری. شاید امشب من خواب است. ما را ببینید.”

خارج Ahmed فروشگاه رادنی واشنگتن و والاس حسين جونز در حال بحث در مورد وضعیت.

“این Con Edison باعث می شود من خنده” واشنگتن می گوید. “آنها سرزنش کل goddamned چیزی که در برخی از قانون خدا. در حال حاضر چگونه می توانید آنها می گویند که زمانی که باهم ادیسون خدا است؟”

“I don’t give a damn که به سرزنش می گوید:” جونز. “آنچه من می خواهم به دانستن است که در آن بچه بود Civil Defense? مدنی دفاع قرار است برای کمک به پلیس. من می دانم چون من والاس حسين جونز از 710 Bushwick خیابان بود در دفاع مدنی برای 11 سال است. مدنی دفاع قرار است به اینجا که رها کردن بمب. خوب بمب انجام شده کاهش یافته است.”

جونز که شد یک ساختمان پیمانکار پس از بازنشستگی از دفاع مدنی پیاده روی به Al-برت را مردانه می پوشند درب بعدی را به احمد در فروشگاه مواد غذایی.

“شما نیاز به برخی از کار تعمیر در اینجا؟” جونز می پرسد موریس فیلیپس صاحب Al-برت است. فیلیپس به نظر می رسد در اطراف خود را ذخیره کنید. پنجره ها شکست. لخت قفسه ها متلاشی شد.

“شاید” فیلیپس می گوید خنده. فیلیپس برای اولین بار به فروشگاه آمد 11 سال پیش برای خرید یک جفت شلوار در layaway طرح است. یک فروشنده گفت: فیلیپس که فروشگاه مورد نیاز یک سهام ، برای چهار سال آینده فیلیپس انباشته پیراهن و شلوار برای 95 دلار در یک هفته استثنایی دستمزد برای کارگران در برادوی است. در سال 1970 فیلیپس در زمان مدیریت کسب و کار کوچک وام و خرید سفید صاحبان مغازه. فیلیپس شروع به تجربه آنچه که او خواستار “مشکلات برای تجار و بازرگانان است.” کارخانه فرستاده او را پست تر کالا و حاضر به بازپرداخت آسیب دیده و لباس. در سال 1974 فیلیپس فروش $274,000 اما نه تنها بانک را گسترش دهد او را به یک وام. دو سال پیش فروشگاه زیرزمین آب گرفتگی از بین بردن $70,000 ارزش لباس. با توجه به فیلیپس صاحبخانه برادوی Realty, Inc., حاضر به قبول مسئولیت برای صدمه و مدت کوتاهی پس از آن مطرح اجاره. فیلیپس سیل سیل نمیتوانیم و استخدام هلمز آژانس حفاظت از خود فروشگاه. برای $387 یک ماه هلمز وعده داده شده به تماس فیلیپس لحظه زنگ خطری رفت. در سال گذشته هولمز دو بار اجازه دهید زنگ حلقه برای بیش از نه ساعت. فیلیپس به تمیز کردن هر دو بار. در همان زمان بانک شیمیایی نشسته بود $15,000 قسط فیلیپس دوم $60,000 وام SBA.

“شما از ترکیه” یک افسر در شیمی به تازگی گفته فیلیپس. “شما رهبری برای ورشکستگی. ما شده ایم به شما گفتن که برای یک سال است.”

“پس چرا من ورشکسته؟” فیلیپس پرسید. “شما حاضر به هر گونه سرمایه در گردش و من هنوز هم در کسب و کار است.”

“من غارت قبل از شورش” فیلیپس می گوید. “مردم را غارت کردند ، شما باید برای نگاه در مجموع وضعیت اقتصادی این قاب از ذهن مردم است. من بیشتر عصبانی در بانک شیمیایی از من در مردم است. پنجره خریداران در نهایت فرصتی برای تحقق خواسته های خود و نه فقط زنده با ضرورت برهنه. همه پا به تبلیغات تلویزیونی برای چند ساعت و در زمان آنچه آنها می خواستند.”

به عنوان فیلیپس مذاکرات شهردار و همراهان درایو گذشته این فروشگاه در دو اتوبوس مطبوع. هنگامی که اتوبوس توقف دورتر تا بلوک شهردار و 50 خبرنگاران و فیلمبرداران خروج بر روی برادوی است. آتش موتورهای پارک شده در دیوانه زاویه در امتداد خیابان. دود هنوز wafts فوق از برخی از خرابه. یک شیر آتش نشانی است جوشان در گوشه ای. جریان آب اجرا می شود به سرعت در امتداد محدود کردن حمل زباله های همه فن حریف — چک لغو, قیمت برچسب های صفحات از دفاتر پست سفارشات شتاب مدارک از کسب و کارهای کوچک. Beame با کمک مشاور رازک بیش از جریان و شروع به صحبت کردن به newsmen.

“شغل, شغل, شغل, چگونه در مورد برخی از مشاغل” یک گروه از بچه ها در طرف دیگر خیابان شعار.

“او در اینجا به بحث در مورد کمک های خارجی” یک خبرنگار جوک. دقیقا 11,360 پا از اخبار فیلم شات از شهردار به عنوان او را از طریق پیاده روی به ویرانی. شهردار هدایت یک دستیار برای تسریع مسکن اضطراری برای یک زن سوخته از آپارتمان او. زن بوسه شهردار ،

“چه چیزی این همه ؟” سیاه و سفید جوانان می پرسد ،

“آنها ساخت تجاری” دوستان پاسخ.

شهرداری نامزد بلا Abzug نیز در این منطقه است. در 81st حوزه او به بررسی غارت انباشت اشیاء بدست آمده در ساختمان گاراژ. لباس پوشیدن و در لباس ورزشی تابستان, لباس, Abzug می گوید او هنوز هم می ایستد پشت راست از پلیس و آتش نشانی به اعتصاب.

“چه می شود اگر آنها در ادامه اعتصاب در چیزی شبیه به این ؟” او خواسته است.

“آنها نمی,” او پاسخ.

“چه کار می کنید اگر شما شهردار؟”

“بسیج سازمان های اجتماعی و آنها را به خیابان.”

پس از Abzug, برگ, Gary جنکینز یک ساکن محلی می گوید: “جامعه بسیج. آنها همه lootin’.” جنکینز منازعه سبد خرید و هل را پایین خیابان.

“رفتن خرید؟” جنکینز خواسته است.

“نه” جنکینز می گوید: “من در حال حاضر شده است.” ران Shiffman مدیر موسسه پرات را برنامه ریزی شهری مرکز نیز در این محله است.

“این همه چیز در مورد دادن مدیریت کسب و کار کوچک وام به تجار که کسب و کار خود را از دست داده است شاهد” Shiffman می گوید. “وجود ندارد ساختار برای دادن وام. شهردار این است که بازی سیاست با زندگی مردم است. این زشت ترین چیزی که به دیدن این همه غارت برای اطمینان حاصل کنید. اما افرادی که در زندگی Bed-Stuy و Bushwick تا به حال جان خود را غارت برای سال.”

Shiffman می آید از Bed-Stuy سنت با الهام از رابرت کندی در اوایل 1960s. صحبت در جلسه جامعه در Bed-Stuy در سال 1966 کندی صحبت در مورد آینده است که وارد در چهار شنبه:

“اگر این جامعه می تواند تبدیل به یک خیابان فرصت و سپس دیگران را به قلب… اما اگر این جامعه نتواند سپس دیگران را شبهه و نجیب رویای برابری و کرامت خواهد شکست آن است.”

به عنوان شب نتواند در برادوی, تنها افرادی که اینجا زندگی روزمره باقی می ماند.

بابی تمبر هاوکینگ $36 فرانسه-برش شلوار جین در یک گوشه خیابان برای 8 دلار یک جفت. Jamar جکسون است با او با پوشیدن طلا گردنبند برج حمل. جکسون یک برج دلو.

“من آرزو می کنم وجود خواهد داشت یک خاموشی هر شب” تمبر می گوید. “گه من می خواهم به یک میلیونر است.”

بر بام Bushwick پروژه های مسکن خاموش Fulton خیابان بزرگ فروش ترخیص کالا از گمرک در راه است. صدها نفر از مستاجران بررسی انبوهی از تلویزیون استریو, لوازم و تفنگ ساچمه ای. 15 سال است که توزیع افتخاری کاست با هر نوار ضبط است. بسیاری از کالا است که برای کمتر از 10 درصد از ارزش خرده فروشی.

در امتداد خیابان میله در حال انجام کسب و کار معمول خود را. موسیقی و drunks شناور از Beulah را Goodtimers, تخیلی, سالن و Jukes سالن. حمل و نقل پلیس فروش بلیط کتک باشگاه پارک شده در یک ایستگاه اتوبوس. گروه پورتو Ricans نشستن در اطراف میز کارت در جعبه شیر و بازی دومینو. سالسا blares از جدید کاست. فروشگاه همراه برادوی هستند یا توقیف یا سوخته. در حال حاضر وجود دارد گرافیتی در برخی از تخته سه لا پوشش پنجره شکسته. در زرد رنگ اسپری کسی نوشته است: دیترویت.

چشمان آبی و اسموکی از وحشی جمجمه قدم زدن در خیابان.

“من خوشحالم که آن را سرد کردن شب گذشته” ابی می گوید. “پلیس سرد نگه داشته و آن را کار می کرد. بهتر است که راه. شاید پلیس سعی خواهد کرد به درک مردم کوچه و خیابان.”

داخل 81st حوزه کاپیتان وین آماده است تا به خانه بروم. او به نظر می رسد خسته اما موافق به پاسخ برخی از سوالات.

“آیا شما انتظار غارت” او خواسته است.

“شما انتظار چه شما دریافت می کنید” وین می گوید. “اما من تعجب نیست.”

“آیا شما انتظار می رود هر مشکل؟”

“اگر ما نگه داشتن چراغ.”

“اگر پلیس با پوشیدن مدالها و پلاک?”

“من به دنبال در پلیس است.”

“آیا وجود هر گونه دستگیری به جرایم خشونت آمیز در گذشته سه روز؟”

“هیچ.”

پشت Wynne وجود دارد یک بولتن هیئت مدیره با یک دوجین عکس های دوخته شده به آن است. می خواستم برای قتل یک علامت در بالای تصویر می خواند. در سال گذشته وجود دارد 23 قتل 50 گزارش تجاوز و 1100 سرقت های مسلحانه در 81st حوزه.

“این یک سگ ماده” یک میز گروهبان می گوید پس از وین ترک می کند. “اما حداقل هیچ کس آسیب بد است. شما ببینید خشونت شروع دوباره ، در حال حاضر که این حزب بیش از آن را به عقب بر گردیم به nitty ریگ دار. ما باید سفت صبح.” گروهبان می رود به او بیکن کاهو و گوجه فرنگی ساندویچ.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>