پدران و پسران

ژانویه 12, 1988

در “فقیر ریچارد” خود را بزرگ و nbsp ؛ essay on Richard Wright, James Baldwin نوشت: “من به دور از تصور زمانی که من موافقت کردند به نوشتن این خاطرات که این امر ثابت شود چنین دردناک و دشوار است. چه می توانم در مورد ریچارد … ?” وقتی که همه چیز باقی می ماند که باید گفت اغلب هیچ چیز می آید. رایت شده بود او نوشت: “… من متحد و شهادت و افسوس! پدر من.”

آماده و یک قلاب برای سخنرانی است نه یک بیماری نادر برای پیدا کردن خود را در مرگ هنری جد. وجود ناگهانی مجبور به انصراف از یک مشترک و شارژ مکالمه. و در حال حاضر بسیاری از استدلال باقی می ماند به پایان رسید.

که توضیح می دهد که در بخش ترس من با تجربه در بلدوین یادبود. اگر چه من تا به حال هرگز او را ملاقات نمود گفتمان بالدوین آغاز شد و در من — که شامل یک عمیق تر معاینه جنسی سیاست مربوط به دگرجنسگرایان و همجنسگرایان مردان و زنان — دروغ مانند یک منشور چند وجهی در علف های بلند. در قلب کار خود را. و در حال حاضر با مرگ او که گفتگو برای همیشه قطع شود.

وجود داشته است سکوت بین ما قبل از. در حالی که تلاش برای کشف من “خود” من تا به حال در آغوش گرفت و وضعیت کار خود را چندین بار با شور و شوق یکی از ذخایر بزرگ برای عاشق یا پدر و به همان دلایل. جاذبه ابتدا تا به حال بوده است زیرا بالدوین کار جهان باز برای من; آن را نیز دقیقا به این خاطر آن را انجام دهید آن است که می تواند اگر نه از نزدیک تماشا پایمال کردن هر گونه ادراک من ممکن است در نهایت توسعه در مورد آن و راه ما زندگی می کنند در حال حاضر.

“… بت به معنای نابود” بالدوین نوشت: در جای دیگر در مقاله خود در رایت. بیانیه ای که نبوی بود. زودتر به حال من خواندن و بازخوانی اکثر مقالات و رمان از من شروع به چوب سوراخ هایی در آنها بی خردی خود دلیلی, خشمگین آنچه که من در زمان به یک بزدل ترس از برخورد در چاپ خود را با “طبیعت است.”

جیووانی اتاق بود رمان که به دست آورد سازگار ترین سطح از حمله آن به نظر می رسید به یک تقلید مسخره امیز از همه یک نگاه به جلو به خواندن بالدوین: نوازنده سبک زندگی درونی از شخصیت های است که زندگی و نفس کشیدن. اگر او می خواست برای ایجاد یک رمان است که برخورد در درجه اول با تردید جنسی (یعنی به سختی مستور همجنسگرایی) چرا که او خود را از شخصیت سفید ؟ و چرا جای او را در زمین است که دور از همه چیز بالدوین تا به حال شناخته شده است ؟ به نظر می رسید مانند یک استراتژی پیچیده اجتناب و نویسنده بخشی بی ارزش مبهم راه در نهایت به “معامله” با کسی که او این بود: سیاه و گی و در تبعید.

خوب گاهشناسی نقش به عنوان یک بخش در زندگی نویسنده آن را به عنوان در هر کس دیگری اگر نه بیشتر بنابراین از آنجا که آنها رفتار خود را در آموزش و پرورش ، این تفاوت مشخص بین جیووانی اتاقمنتشر شده در سال 1952 و بسیاری از کار پس از یک کشور دیگرمنتشر شده در سال 1961 به گمان من با بالدوین دفن ادبی او پدر ریچارد رایت. قبل از رایت مرگ در سال 1960 بالدوین درمان تمایلات جنسی بیشتر یا کمتر مطابق با سلف خود: سیاه پوست به عنوان راه رفتن وابسته به قضیب نماد وحشتناک به مردان که می ترسید برای خود مردانگی در هر توما. جیووانی اتاق و “مرد زندان” مقاله خود را در ژید باید خوانده شود نه برای موفقیت یا شکست خود را به عنوان ادبیات, اما, نه, به عنوان پرونده پنهان مقاومت به آنچه پدر بداند “مناسب است.” حتی پس از جیووانی اتاق شد و ادبی گام برای یک نویسنده که “واقعی” پدر اغلب گفته او “زشت ترین پسر او تا به حال دیده می شود.”

و اگر کسی در زمان یک گام بیشتر به عقب نمی تواند بالدوین بحث مستمر خود را “پاپ-چشم” و “زشتی” به عنوان یک استعاره برای اوایل احساسات خود را در مورد تفاوت جنسی — و عار است که با کسانی که خواسته بودند ملاقات کرد ؟ چیزی که من درک بیش از حد. هنگامی که یک هم جنس ترجیح باعث می شود خود را روشن تقریبا به ناچار آن مشاهده شده است نه تنها به عنوان به خصوص تند و زننده گناه اما سفید یا یکی از اروپا است. به خصوص در چارچوب کلیسا آن است که دیده می شود نه به عنوان یک سوال از انتخاب اما نفوذ است. اما به عنوان بالدوین نوشته است: “که جهانی شد سفید اما آن سفید است دیگر.”

چه فروتن من در چهره بالدوین کار در نهایت این بود که او تا به حال زندگی می کردند که فراتر از دانش است که درد فقط به اندازه کافی برای ایجاد خارج از آن. او به سختی موفق به فرار. که عظیم وحی برای من شده است و هم یک منبع از گناه برای من مقاومت نمی شد بیشتر از این استدلال. آنچه که من تا به حال عاشق و متنفر بود و او زبان ذهن من قبل از من آن را می دانستند.

جیمز بالدوین اول شناخته شد به من از طریق اون Dodson, شاعر, نمایشنامه نویس, رمان نویس و معلم است. اوون بود قهرمان من او wrested من از اکثر unmanly بد اخلاقی با اعتراف به, در هیچ شرایط نامشخص که او مرا دوست داشت. این مناسبت برای اولین بار من تا به حال تا به حال شنیده ام که مردان در آن بستری چنین چیزهایی اجازه دهید به تنهایی برای هر یک از دیگر. اوون می دانستم که به من داد “فقیر ریچارد” را بخوانید. اوون گفت: “شیلی all hell broke loose که جیمی منتشر شده است که مقاله. اما او تا به حال به آن را انجام دهد. گاهی اوقات من تعجب می کنم اگر شما همیشه می گویند آن چیزهایی که در مورد من.”

البته من. بخشی از میراث معلمان پدران مانند بالدوین یا Dodson است حق خود را از قیمومیت خود را دوست دارم. خواندن بالدوین یکی می داند که او نمی خواهد که آن را به هر راه دیگر. بدون که استدلال نمی خواهد ادامه دهد. در ضمن نماز بالدوین مجموعه را برای ریچارد رایت باید نگه دارید ما را در جا خوب: “خب او تا پایان… و کار خود را در حال حاضر غیر قابل تقلیل بخشی از تاریخ ما سریع و وحشتناک. هر کس او ممکن است و هر کجا که شما ممکن است خدا با شما … و ممکن است او به من کمک نمی شکست که استدلال که شما شروع به در من است.” ■

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im