جیمز بالدوین: خشم از مسابقه

خشم از مسابقه

ژانویه 12, 1988

توسط 1963 زمانی که او منتشر شده آتش دفعهجیمز بالدوین نوشتن تبدیل شده بود تقریبا به طور انحصاری جدلی, سایهای باریک سیاه و تفسیر به گوش خراش دادستان یا کینه توز عذرخواهی. از نظر فکری جزء جنبش حقوق مدنی, Baldwin بود منی نفوذ در پس از آن دوران رگرسیون که در آن Stokely کارمایکل رپ قهوه ای, Leroi جونز و Eldridge ساطور تبدیل سفید امریکا به پدر بزرگ و سیاه پوست جنبش به یک نفرت انگیز بیتوجه نوجوان خواستار کلید ماشین.

افزایش صفرا و بدبینی از بالدوین تعمیم اتهامات و تمایل خود را برای حذف را از پایین کلاس از طریق آنچه که او به نام “عذاب” از رنگ کمک به پرورش منش قرار داده است که Negro جنبش به دست کسانی که تا به حال شکست خورده در مصرف آن بیش از قبل در: trickle-down مارکسیستی انقلابی فرهنگی و ملی گرایان که تا حدودی و حماقت از تخیل هارولد Cruse مستند به خوبی در بحران Negro فکری. کسانی که مردم به رهبری بسیاری از مسیرهای که منجر به حبس معنوی سقوط و مرگ برای اهداف به مراتب کمتر منطقی از دستیابی به قدرت سیاسی از طریق ورود به قرارداد اجتماعی. بیگانگی انتزاعی facelessness که مارتین لوتر کینگ و مدنی, حقوق کارگران تا به حال موفق به کسب بسیاری از جنگ در برابر داده شد قدرت بیشتر زمانی که سیاه و بحث های سیاسی شد و به تدریج ضد سفید anticapitalist و تهدید سرنگونی سیستم خود را.

قبل از او فرا گرفت به موقعیت یک رسانه سخنگوی بالدوین شده بود بسیار بلند پروازانه تر و بسیار بیشتر مایل به آدرس پیچیدگی های خاص بودن جدی نویسنده است. اولین کتاب خود را از مقالات و یادداشت های یک پسر بومیشامل “همه اعتراض رمان” که نوشته شده بود در سال 1949 و معتقد است که ” … این اعتراف هدف آمریکا اعتراض رمان برای آوردن آزادی بیشتر به مظلوم. آنها ببخشند در قدرت از این نیت خوب هر چه خشونت آنها را به زبان هر چه بیش از حد خواسته های آنها را از اعتبار. آن است که در واقع در نظر گرفته شود نشانه ای از بیهودگی تا شدید به رویکرد انحطاط را نشان می دهد که این کتاب هر دو بد نوشته شده و شدید غیر محتمل است. یکی گفت: برای قرار دادن چیزهایی اول اول خوب از جامعه آینده قبل از niceties سبک یا خصوصیات. حتی اگر این incontestable … آن استدلال می کند یک insuperable سردرگمی از ادبیات و جامعه شناسی نیست و همان است; آن است که غیر ممکن است به بحث در مورد آنها را به عنوان اگر آنها بودند.”

آشفتگی که پس از پیچ و تاب و بالدوین هوش و سوء استفاده از امکانات و استعداد خود نیز مشهود است که در اولین کتاب از مقالات بسیار مشکل گردش در اطراف خود حس خود را به عنوان “یک interloper” به یک حرامزاده از غرب است.” “غریبه در روستا” در می یابد او در وضعیتی وخیم به سمت سمبل به عنوان او می نویسد: برخی از سوئیس هیکس در شهر کوهستانی “این افراد را نمی توان از نقطه نظر قدرت غریبه هر نقطه در جهان از آنها ساخته شده اند, مودم, جهان, در, اثر, حتی اگر آنها آن را نمی دانم. بیشترین بی سواد در میان آنها مرتبط است, در راه است که من به دانته, شکسپیر, میکل آنژ, Aeschylus داوینچی رامبراند و رکین; کلیسای جامع در شارتر می گوید چیزی برای آنها که آن را نمی توانم بگویم برای من به عنوان واقع خواهد نیویورک, ساختمان امپایر استیت, باید, کسی اینجا تا به حال آن را ببینید. از سرودهای و رقص آمده بتهوون و باخ. بازگشت چند قرن و آنها را در شکوه کامل — اما من در آفریقا مشاهده فاتحان می رسند.”

چنین تفکر منجر به این مشکل ما هنوز هم چهره است که در آن بیش از حد بسیاری از به اصطلاح nonwhite مردم بر اساس نگاه “غرب” به عنوان برخی از کلی دیگری است که در آن هر اروپایی یا فرد اروپایی تبار است به نحوی بخشی از یک ساختار خم صرفا به استثنای یا تهدید آمیز به Baldwins جهان است. شد رولاند هیز, Marian Anderson, Leontyne قیمت Jessye نورمن یا Kiri Te Kanawa گرفته اند چنین موقعیت آنها را قفل شده خود را از دنیای موسیقی است که منشأ نه در میان آفریقایی-آمریکایی ها و نه Maoris. بیشتر خود را غیرتاریخی جهل قابل توجه است و شاید عمدی.

اما شکستن از طریق ماسک جمعی سفیدی — و جمعی از گناه — که بالدوین تحمیل خواهد تقاضای به رسمیت شناختن این واقعیت است که به عنوان تاریخچه و شوونیسم ملی اثبات اروپا است نه یک سلولی ارگانیسم. چنین ساده شبیه به این نوع استدلال است که دستکاری بی سواد هستند rednecks به خشونت تلاش در حفظ “خود” دانشگاه پاک از Negro interlopers. و یا متقاعد سیاه, ملی, اتوماتیک که آنها را فرزندان “پادشاهان و ملکه” به امریکا آورده در کشتی برده و لذا غیرانتقادی با شناسایی آفریقا است. به جای آدرس احتمالات آمده است که هر دو از قومی هویت فرهنگی و پذیرش بین المللی تعجب از میراث انسانی فی نفسه مردم انتظار می رود که مربوط به جهان و تنها از طریق مسابقه و خفقان مفاهیم گروه تاریخ. ریشه این چشم انداز است که شاید آنچه شاو صحبت از در اصلی باربارا نفرت به عنوان ترسو انتقام برای همیشه مرعوب شده. بالدوین آن را تماس خشم و نوشتن “خشم می تواند تنها با دشواری و هرگز به طور کامل آورده شود تحت سلطه هوش و بنابراین مستعد ابتلا به هر گونه استدلال هر چیز دیگری.”

هر چند کتاب دوم خود را از مقالات هیچ کس نمی داند به نام مناست که این کار از یک ریگ و ظریف هوش وجود دارد بیش از چند نشانه ای از استعداد است که به زودی از دست داد به جدل است. شاید بیشتر روشن است “شاهزادگان و قدرت” که در آن او طول می کشد قابل ملاحظه ای نگاه عاقل در کنفرانس Negro-آفریقایی نویسندگان و هنرمندان برگزار شد در پاریس در سال 1956. بالدوین مواجه شد با گردهمایی بین المللی از افرادی که رد توجیه استفاده می شود برای حفظ سازه های استعماری آنها تشکر تحت. در اینجا بالدوین معرفی تم او بعدها انطباق با آمریکا متن: انکار توسط اروپایی ها غیر-فرهنگی-پیچیدگی — یا برابری; اجتماعی عملکرد حقارت استعمار انداخت بیش بومی مانند یک شبکه; تراز مسیحیت و ظلم و ستم تحت استعمار و این ایده که جهان views بودند در تقابل اروپایی در مقابل “روح باندونگ” و یا غرب در حلقه با جهان سوم.

در آن زمان بالدوین درک خوبی تفاوت بین استعمار و آفریقایی-آمریکایی به مردم که او به حق به عنوان “واقعی ترین و قطعا تکان دهنده ترین کمک به فرهنگ غربی زندگی است.” هر چند آفریقایی-آمریکایی ها نیز رنج می برد تحت نهادینه تعصب ماهیت خود را تجربه مظهر یک زمینه خاص. “این نتایج در روانشناسی بسیار متفاوت — در بهترین حالت آن و در بدترین حالت آن — از روانشناسی است که تولید شده توسط یک حس شده مورد تاخت و تاز و تاخت و تاز کردن حس داشتن بدون مراجعه هر چه در برابر ظلم و ستم دیگر از سرنگونی ماشین آلات كند. ما تا به حال شده است در برخورد با, ساخته شده بود و لت و پار توسط یکی دیگر از ماشین آلات در دسترس نباشد. آن را به حال هرگز در ما علاقه ای به سرنگونی آن است. آن را به حال شده است لازم به ماشین آلات کار برای ما سود و امکان انجام این کار شده بود پس به صحبت می کنند ساخته شده است.”

در ارزیابی عملکرد ریچارد رایت بالدوین درک خطر از عذرخواهی برای, وحشیانه, جهان سوم, سیاست که نویسنده condoning. بالدوین نمی miss پیامدهای رایت آدرس: “… که غرب پس از ایجاد یک آفریقایی و آسیایی نخبگان باید در حال حاضر به آنها سر خود را’ و ‘رد می شود شوکه’ در ‘روش آنها را مجبور به استفاده از’ در وحدت خود را در کشور … احتمالا این چپ ما در هیچ موقعیتی به پرتاب سنگ در نهرو ناصر Sukarno و…. آنها باید تصمیم بگیرند که آنها تقریبا قطعا برای استفاده از روش دیکتاتوری به منظور تسریع ‘تکامل اجتماعی.’ در هر صورت رایت گفت: این افراد رهبران کشورهای خود را پس از آن که اجتماعی جدید به منظور تاسیس شد که به طور داوطلبانه تسلیم ‘،’ او نگفت چه اتفاقی خواهد افتاد اما من قرار بود دومین آینده.”

گوش دادن و سپس به Aimee Cesaire, Baldwin نوشت: “من احساس هم زده در یک بازی بسیار عجیب و غریب و نامطبوعی راه است. برای Cesaire مورد برابر اروپا بود که ميخ نیز بسیار آسان مورد را … Cesaire سخنرانی از سمت چپ از حساب یکی از اثرات استعمار تجربه: زمان ایجاد آن دقیقا از مردان مثل خودش.” بالدوین می توانید ببینید که Cesaire بود, مدرن, مرد, یک نویسنده که تحمل و اعتماد به نفس بودند اثبات این که “او تا به حال نفوذ به قلب بیابان بزرگ بود که اروپا به سرقت رفته و آتش مقدس. و این بود که وعده آزادی خود نیز اطمینان از قدرت خود را.”

چنین حس خوب نمی خواهد آخرین طولانی در بلدوین را نوشتن. هنگامی که او به طرز حیرت انگیزی تغزلی مطالب مانند آتش دفعهاسب سواري محله بودند به عنوان خستگی ناپذیر گریم و بنابراین به ناچار deforming که تنها ترین و بی تکلف می تواند قبول بالدوین آمده از چنین یک “گتو.” نادیده گرفتن حماسه ریزه کاری آفریقایی-آمریکایی زندگی بالدوین شروع به معتقدان به انواع ساده مفاهیم مالکوم ایکس معروف شد: “این یک واقعیت است که هر آمریکایی سیاه پوست خرس به یک نام که در اصل متعلق به مرد سفید که اموال او بود. من به نام بالدوین به خاطر من بود یا فروخته شده توسط من قبیله آفریقایی و یا ربوده شده را از آن به دست یک مسیحی به نام بالدوین که من مجبور به زانو زدن در پای صلیب.”

در واقع تعدادی از سیاهان نام خود را پس از آزادی آمد و این موضوع تبدیل به مسیحیت یک موضوع عمده بحث به دلیل آن مطرح ایده بردگان داشتن روح. اما واقعیت چنین بودند از هیچ علاقه ای به بالدوین. به جای او تصمیم گرفت به ترکیب ملت اسلام را زهر نسبت به مسیحیت و نسبت به سفید پوستان با یک بررسی اجمالی بنابراین متعهد به جبر است که آن را همراه توضیحی دستور از سمت چپ. زمانی که فکر کردن بود به شدت مورد نیاز بالدوین از دست دادن توانایی به نگاه در همه چیز راه آنها واقع شد.

در اثر بالدوین به فروش می رسد به خشم و ناامیدی خود عدالت و یک را به تهمت ناروا زدن. خلق و خوی او فرستاده شده به او دوخته بود در “شاهزادگان و قدرت است.” Alioune آرسنال, ویرایشگر, از , حضور هتل, حال تحویل از بحث و بالدوین perceptively متوجه این: “سخنرانی خود را برنده یک معامله بزرگ از تشویق است. در عین حال من احساس کردم که در میان تیره مردم در سالن وجود دارد شاید برخی از ناامیدی است تا خاص تر, تلخ تر و در یک کلمه بیشتر demagogical.” در امریکا وجود دارد که بسیار شبیه نگرش در میان کسانی که چاق-mouthing سیاهان که تصمیم به استهزاء در قهرمانانه خوش بینی از جنبش حقوق مدنی; آنها خود را توسعه رادیکال شیک و صحبت از مالکوم ایکس به عنوان فراتر از سازش از عدم تمایل خود را به همکاری با کاخ سفید و از ایده های خود را بیش از حد رادیکال برای جذب است. بالدوین مکیده شد به این دنیای فکری airlessness. توسط آتش دفعه بعدبالدوین خیلی خوشحال است برای دیدن سفید پلیس ناراحت کننده ساخته شده توسط مسلمان در تظاهرات و بنابراین حاضر به پذیرش تقریبا هر چیزی را که باعث اختلال و سفید پوستان در کل که او شروع به رقابت با آخرالزمانی تن از ملت اسلام است.

شاید این قابل فهم است که بالدوین نمی تواند مقاومت در برابر تحقیر مطرح militance که به تمرکز به تمام خشم خود را برای بودن جوجه اردک زشت که هیچگاه یک قو نویسنده است که شاید هرگز خوانده شده است توسط بسیاری از مردم سیاه و سفید در غیر این صورت و همجنسگرا که زندگی در خارج از کشور بیشتر از زندگی بزرگسالی خود را به منظور لذت بردن از اولویت های خود را. بالدوین افزایش حدت به حال شاید بیش از یک کمی برای انجام با همجنس خود. به عنوان یک کوچک حتی ضعیف مرد که نوشته بودن از نظر جسمی مورد آزار قرار گرفته توسط پدرش پلیس و نژادپرستان در روستای گرینویچ; بالدوین بود در معرض ابتلا به تحسین و تحقیر کسانی که به کار گرفته جهان در دو شدید شیوه (که می آید به وضوح در مقاله خود در نورمن میلر “این پسر سیاه و سفید به نظر می رسد در پسر سفید”). او همچنین با توجه به outsider شادی که ارعاب ممکن بود: “سیاه تبدیل شدن به یک رنگ زیبا — و نه به دلیل آن است که دوست داشتم اما از آنجا که بیم آن می رود.” این همان جاذبه را به ترس از نفوذ خود دوسوگرا نگرش به مسیحیت. محکوم به جهنم به عنوان یک منفور در سطح جهانی توسط دکترین مسیحی او طبعا بی امان خود را در ضد حمله; در همان زمان خود بیگانگی جلوگیری نمی کند او را از awed by the خاص قدرت و عظمت سیاهان آورده بود به دین است. با قاطعیت هر چند unconvincingly در یک کشور دیگر و به من بگویید چگونه این قطار رفتهاو ارائه یک جایگزین نظم است که در آن همجنسگرایان به عنوان کشیش در یک دین بر اساس عشق است.

بالدوین نثر بود و گاهی اوقات پوشش داده شده با effete شین از همجنسگرا زور زدن به خود را به عنوان بخشی از نخبگان و یا آن را می تواند ترشی با خود-دفاعی snits و bitchiness لیونل میچل به نام “ما ماچو.” مراقب باشید شما که پست: بالدوین نگرش نبود قابل ملاحظه ای متفاوت از تهاجمی defensiveness از هر غیر خودی بود آنها سیاه و ملی که جشن آفریقا در اروپا هزینه کسانی که فمینیست که بالا بردن زنان بیش از مردان و یا هر گروه دیگر در تقابل با و یا در از دست دادن برای اجتماعی و قدرت سیاسی است.

این هم درست است که بالدوین اولین از نوع خود را و شاید آخرین ما باید برای برخی از زمان ها: Negro نویسنده ساخته شده مشهور و محوری به ملی, سیاسی, گفت و گو است. او تا به حال هیچ مدل از یادگیری و حل و فصل برای sassing سفید مردمی که ایده ها از ماده ای شده اند که بسیار با ارزش تر. قابل توجه هدیه ای برای ساخت چیزی از خود را از زبان هنری جیمز و حرف از کلیسا بود و تا حد زیادی حیف و میل در سطح اتهامات و اعتراض داستانی. استعداد برای نوشتن داستانی که بالدوین نشان داد در اولین رمان رفتن آن را در کوههرگز به دست آورد بلوغ. هر چند بقیه رمان به طور یکنواخت بد تقریبا در هر یک شامل درخشان معابر است که در آن بالدوین طولانی محکوم شدند نشان دهنده پیچیده خود را حس آگاهی مباهات ریز هماهنگ جزئیات اعلامیه ها و تفاوت های ظریف از احساس. اما آنها با استثنا از همه سفید همجنسگرا ملودرام جیووانی اتاقخراب کرده توسط نویسنده ساختگی و احساساتی مفهوم نژاد. بنفش ترومپت در روح خود را ایفا همان لحن و بیش یکی است که به تصویر کشیده Negro زندگی طاقت فرسا, مقدس و بی نهایت برتر از سفید پوستان است.

اگر همجنسگرایی بود همیشه بزرگتر در خود داستان به عنوان سال گذشت با طولانی تاریخ و زمان آخرین مقاله شواهد چیز نهان, Baldwin رگه دور از مسائل اطراف آتلانتا کودک, قتل نادیده گرفتن و به ویژه بهره برداری از بسیاری از فقیر سیاه پوست پسر توسط همجنسگرا خرده فرهنگ آن شهر است. علم رفته بالدوین به عنوان خوانده شده اگر ذهن خود را به حال فرسایش است که او دیگر می دانست که چگونه به ساخت یک استدلال. بسیار کوچک متصل می شود و هر موضوع فرصتی برای مجبور صدای بلند نطق کردن در برابر غرب انگیزه کسب سود و مسیحیت و…. این نگران کننده متقلب کتاب.

کسی نمی تواند انکار جیمز بالدوین قدرت خود را, اما آن را غم انگیز است که او هرگز به اندازه کافی قوی برای دفاع و پرورش استعداد قابل توجه خود را و تبدیل به نویسنده حتی چنین تحمیل هدیه نمی توان اجتناب ناپذیر است. در نهایت بالدوین شرح موفقیت خود را به عنوان یک پسر واعظ در آتش دفعه بعد می گوید زیادی در مورد فروپاشی یک نویسنده که یک بار به نظر می رسید آماده در عظمت: “که ترسناک ترین زمان از زندگی من و کاملا ترین متقلب و در نتیجه هیستری لنت اشتیاق زیادی به من موعظه — در حالی که برای. من لذت توجه و نسبی مصونیت از مجازات که در وضعیت جدید به من داد … ” ■

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>