هنگامی که یک زن از کیفیت: تصویری از یک بازمانده

هنگامی که یک زن از کیفیت: تصویری از یک بازمانده
مارس 11, 1982

وجود دارد یک نقاشی که نانسی به امید پیدا کردن. و بود که او به عنوان توصیف آن کوچک Watteau است که در آن نقاش تا به حال ایجاد یک جنگل عظیم درختان و سپس قرار داده شده در یک پاکسازی در پایه یک مرد کوچک نواختن ویولن. او خاطره آن را زنده اگر چه آن را به حال شده است سال های بسیاری از او برای اولین بار آن را دیدم در اینجا حلق آویز در موزه متروپولیتن. بنابراین ما دور راهروها از استادان اروپایی, چک کردن این بوم, پس از آن که یکی مانند یک جفت از darting ماهی.

در انجام این کار ما به خود جلب کرد و کنجکاو خیره از مرورگرهای دیگر که باید به این نتیجه رسیدند که نانسی غیر عادی پیر aesthete با خواهر زاده او در دو. تا به حال او شده است او ممکن است بدستآمده بیشتر لحن سرزنش آمیزی موشکافی از سپاه پاسداران به خاطر ظاهر عجیب و غریب بود مثل گنوم از نیویورکر ، او همراه با تاسیس یک mouton کت با یک maroon ارسی از برخی نامربوط پوشاک. پایین کشیده در اطراف گوش او بود به اوج خود رسید پشم قرمز کلاه و از زیر لبه های آن را تمدید یک سرکش رقیق مو brindled از طنتنج. این ترشی از چهره او که با مته سوراخ به طور کلی ناراضی بیان شد کاملا غیر عمدی و مشتق شده از دهان که غرق شده بود بیش از دندان لثه. او خجالتی بود و با لبخند به ندرت. او نیز تا به حال یک عادت عصبی از چشمانتان اما زمانی که او در سهولت آن دسته از عضلات آرام, آشکار قابل توجه ترین جفت چشم آبی است. او بود در اواسط دهه شصت اما استخوان های گونه های او هنوز هم بالا و دور پوست او هنوز هم سلتیک صورتی اشاره به برخی از زیبایی است که این عجیب و غریب خراب کاری شده اند باید.

زودتر او گوش کرده بود در حالی که من به او گفتم خود من علاقه برای موزه ها. هیچ چیز تغییر وجود دارد. در حالی که دوستان و دوستداران عبور در داخل و خارج از زندگی تیله و روغن پناه میبرند در سالن خوبی برخوردار گالری های ثابت هستند. او نه پاسخ به آن. بنابراین من احساس کمی خجالت هنگامی که در ظهر ما می تواند پیدا کند Watteau. (وجود دارد این است که من بعدها متوجه یک بوم تصویر یک دلقک نواختن گیتار در جنگل اما از آن شده است به بازنشسته سازی.) نانسی در زمان ناامیدی با متانت به عنوان هر چند پیدا کردن آن را به عنوان آن را به حال شده است دوخته در حافظه او بود بیش از حد انتظار است. و در اجازه دادن به رفتن که او در ادامه به کشت مورد علاقه های شما جدید به خصوص رودین را برنز آدم که گردن بود قوسی ترین وضعیت مشقت بار گناه. نانسی عاشق آدم فورا و ardently. این است که این کیفیت در او این است که من بیشتر تحسین ظرفیت خود به خود لذت بردن. و من گمان می کنم که آن را راز بقای خود.

که نانسی جان سالم به در همه, اجازه دهید به تنهایی با احساسات دست نخورده شگفت انگیز است. که او رفته است از طریق برخی از جهنم روشن است هر چند دامنه کامل از آن نشده است. جزئیات از او عبور هستند تاری توسط خود او ناقص خاطره. برخی از قسمت های کاملا جامد دیگران دود. برخی گمان من او تحت الشعاع خود عمدا چرا که او نمیخواهد من و یا هر کس دیگری به فکر می کنم او یک “زن بد.” از زمان به زمان در طول او در 60 سال عجیب و غریب, نانسی زندگی کرده در خیابان های نیویورک در درگاه و ایستگاه های قطار. او صرف زمان در عمومی و خصوصی پناهگاه و او در حال حاضر زندگی می کند کمک های فدرال در یک خیریه SRO در میدان تایمز. آن است که وجود مخاطره آمیز از هر گونه تغییر در شرایط — یک افزایش کوچک در اجاره دست بررسی ارسال خواهد او را به خیابان.

من نانسی در یک پناهگاه به نام محل مسکونی در نزدیکی بندر مقام ترمینال اتوبوس. من وجود دارد انجام تحقیقات بی خانمان ها — بیشتر به خصوص به دنبال یک پیر زن بود که به من گفته شد مورد مطالعه موسیقی در جولیارد و هنوز هم بازی پیانو کلاسیک. قصد من تا حدودی حرفه ای و تا حد زیادی شخصی بود به کشف چگونه یک زن با قابل توجهی هدیه می تواند در نهایت در خیابان. من هرگز او را پیدا کنید. او وجود نداشت و یا او ناپدید شده بود در شار از زنان که شستشو در داخل و خارج از محل مسکونی.

خانه پنج داستان راه رفتن-تا اجرا توسط چهار فرانسیسکن خواهر که موسسه خیریه بی حد و حصر است و که منابع محدود به 14 تخت برای زنان بی خانمان. حدود 12 بیشتر می توانید خواب نشستن در اتاق نشیمن, اگر آنها ترجیح می دهند و بسیاری از کار. فراتر از آن است که خواهران ارائه صبحانه و شام برای هر کسی که نیاز به یک وعده غذایی رایگان. خانه بنیانگذار یک بازی گاه به گاه آبی-jeaned راهبه ای به نام خواهر نانسی آنها کمک می کند تا با پر کردن فرم برای رفاه.

خواهر امکانات تقریبا تیره و تار به ترکیدن به خصوص در پایان ماه زمانی که دولت چک را اجرا کرده اند. سپس یکی می بیند در این کوچک microcosm کل طیف وسیعی از زنان بی خانمان. آن چیزی است که یکی را پیدا کند و در این شهر پناهگاه که در آن مدارک bewilders و باعث ترس بیشتر آشفته زنان ترجیح می دهند که برای پنهان کردن از جامعه در گوشه و پن ایستگاه. همان کسانی که زنان با این حال به نظر می رسد برای جذب به طور طبیعی به جای خانه نگه می دارد که هیچ پرونده و اجازه می دهد تا آنها را به بقیه دست نخورده است. آنها در کنار هم نشستن: کثیف آشفته که موتر مجنون تک گویی به درجه و طبقه بندی بیشتر تشکیل شده افسرده و خجالت زنان در دهه بیست سالگی خود یا جوان که برای برخی از دلیل خود را پیدا کرده اند نیاز به یک تخت و یا یک وعده غذایی.

بیشتر معمولی دلیل بیشتر نگران کننده است. یکی از سنگین, ایتالیایی, زن در اواسط سی سالگی استادانی به یک معلم مدرسه که او را در زمان شام در اینجا چون او مشکل ساخت به پایان می رسد دیدار. او مورد بحث, ایتالیایی, لیکور با یک اراده زن در اوایل چهل سالگی, که گفت که او تا به حال برخی از صرف زمان در رم زمانی که او مشغول به کار در یک پایگاه ناتو در جنوب اروپا است. او دریافت یک چک رفاه در حال حاضر و بررسی شده بود قطع شده است. او را اشغال تخت در خانه تا زمانی که او می تواند حل کردن نوار قرمز است.

خواهر نانسی با اشاره به من ظریف, پیر زنان که مراقب نظافت و هشدار سرمه-rimmed چشم نشان داد آنها باید در یک زمان بوده اند زنان از کیفیت. آنها تا به حال در زندگی گران قیمت هتل های قدیمی و تحت فشار قرار دادند توسط تبدیل. در حال حاضر قادر به پذیرش نسبتا کهنه تسهیلات در میدان تایمز موتور, هتل که در آن خواهران سعی کنید به جای خود مزمن بی خانمان آنها را بررسی کنید به یک هتل گران قیمت و صرف کل تامین اجتماعی چک در طول چند روز اول از ماه. سپس برای چند هفته آینده آنها باید به پناهگاه و یا نشستن در ایستگاه حالت راست در تلاش برای حفظ این توهم که آنها هنوز هم خانم ها از کیفیت در انتظار یک قطار.

آنچه عجیب است این است که این زنان خود را درمانده سردرگمی می تواند بسیار ترسناک باشد. کسی نمی تواند رویکرد آنها را به راحتی. کلاسیک “کیسه بانوان” معلق در هوا در درگاه ممکن است خراش وجدان اما می توان آنها را رد کرد و به دیگر گونه از subhumans که باید به نحوی باید آورده خود را کاهش است. زمانی که آنها در حال en استراحت در خانه آنها باید با حساب مانند ارواح کریسمس آینده که presage چیزی شوم — که یکی می تواند در نهایت درست مثل آنها, آرنج در حال استراحت بر روی مشمع در فرانسیسکوییها’ ، من می ترسم از آن است. و در هفته های اطراف من بازدیدکننده داشته است به خانه چند به خوبی تغذیه خوبی پوشیده و با خیال راحت قرار دارد من می دانم که زنان و جلب اعتماد است که آنها بیش از حد ترس پایان دادن به بی خانمان و شکسته. می آید من فکر می کنم از یک احساس است که همه چیز زودگذر است و مهم نیست که چگونه یک تلاش می کند تا به ساخت یک خاکریز در برابر هرج و مرج همه چیز — یک ازدواج خوب یک حساب بانکی دوستان — ممکن است پاره پاره دور. که در پایان یکی واقعا حق به هیچ چیز. آن است که احتمالا یک طبقه متوسط زیاده روی به اندیشیدن بنابراین بیش از حد خراب کردن. در دوران رکود وجود دارد كه همه چیز را فراموش کرده بود اما خود را از دست نمی دانشکده ها و متلاشی در خیابان. یک روانپزشک که تا به حال مورد مطالعه زنان در خانه محل مشاهده شد که بسیاری از زندانیان در اردوگاه های کار اجباری نازی ها بودند و محروم از همه چیز و هنوز هم موفق به حفظ آنها ضروری بشریت است. آن را دشوار است به تقطیر آن دسته از ویژگی های عجیب و غریب به بازماندگان. اما وجود آنها در مجموعه فرد از نانسی Pomeroy.

نانسی آمد به پناهگاه در بهار سال 1978 به دنبال یک تخت. پس از یک بار او بود اسکان در اتاق های ارزان قیمت هتل در میدان تایمز. او در حال حاضر می آید فقط برای شام رایگان به طور کلی ماکارونی و نخود فرنگی و یا مخلوط و تخم مرغ است. پس از صفحات کاغذ پاکسازی شده بود و دور یک شب که نانسی که من تا به حال متوجه نشده تکیه در سراسر جدول و به من گفت: “من شده است به توصیف زیبایی خود را.” او در ادامه برای روشن شدن بود که مو با زاویه آن را ساخته شده در فک و خرمایی رنگ است که او دوست داشت. مناقصه آن را به عنوان پس زمینه-از-factly این تعریف تحت تاثیر قرار بود. آن نادر بود اورتور در یک محیط که در آن من تا به حال شده است در تلاش برای استنباط آیات از زنان بیش از حد آسیب دیده و یا خجالت به صحبت می کنند. بنابراین من تبدیل به مطالعه نانسی Pomeroy. او عینک یک معصوم سیاه چادر با لباس قرمز و سفید بابونه بر روی آن نایلون های شسته و رفته و کمی کفش های سیاه و سفید با tassles. او سیگار کوچک, هلندی, درمان سیگار است. من از او پرسیدم که در آن او تا به حال آمده توسط این مهم قدردانی رنگ و خط.

نانسی پاسخ دقیق اظهارات. او سریع نیست اما عمدی. (او یک ترازو, او توضیح داد و Librans همیشه هدف برای تعادل اگر چه آنها ممکن است هرگز برای رسیدن به آن است.) از سالها پیش به عنوان یک دختر 17 او تا به حال مورد مطالعه هنر او گفت: در یک محل به نام Grand Central Palace مدرسه. او اولین ترم آنها به او داده بود یک سبد با کاغذ سفید و زغال چوب و او را به طراحی چهره کلاسیک مجسمه. او متوجه نیست که هنر ممکن است شامل برخی از یکنواختی و او با حوصله سفید torsos. حال او به آن گیر کرده او را نقل مکان کرد و در ترم بعد به روغن که در آن رنگ ها ممکن است برگزار می شود علاقه او. اما او کاهش یافته است پس از دو ماه. او بازگو این با برخی از نفرت و ناسزا خودش را به عنوان یک آماتور. خطوط از نانسی گذشته پدید آمده و به تدریج از حکایات کاهش یافته است او را در مکالمه. او نمی خواهم به سوال بیش از حد نزدیک است. بعد من در بر داشت چند نفر که تا به حال شناخته شده ، حافظه خود را از او مشخص نیست اما کمک کرد تا حدودی به گوشت او ریشه.

نانسی متولد 15 اکتبر. او نمی خواهد فاش سال اما رویدادهای او ادعا می کند که شاهد خواهد آن را در حدود سال 1916. وجود دارد بدون شناسنامه در ثبت تحت نام او. او ظاهرا به تصویب رسید و بزرگ شد تا به عنوان تنها فرزند ملکه در حومه جنگل تپه های باغ. باغ به عنوان آن را به نام خود-آگاهانه عجیب و جالب, جامعه, زبان انگلیسی ساختمان های سلطنتی مدل پس از لندن و حومه Kew Gardens. تصور در اصل به عنوان یک آزمایش برای خانه آبی-کارگران یقه در مقایسه با ظرافت آن را به سرعت گرفته شده توسط نویسندگان و هنرمندان و ثروتمند حرفه ای. در اوایل قرن این دژ محکم جمهوریخواهی که در آن denizens همیشه در گارد در برابر دوقلو شر کمونیسم و flapperism. در این باغ چند ساله خانواده متشکل اشراف: Stowe مارش کلر. این Pomeroys ظاهرا نمی شد و بخشی از دایره درونی اگر چه خانواده گفته شد تا به حال یک معامله خوب از پول است. یکی از همسایه ها به یاد می آورد آنها را به عنوان “splashy.” نانسی که پدر شده بود, افسر, جنگ, بازگشت به زندگی غیر نظامی به عنوان یک copywriter برای یک آژانس تبلیغاتی. نانسی به یاد می آورد که زمانی که جنگ به پایان رسید پدرش مردان به او یک سینی نقره با نام خود بر روی آن از آنجا که او گفت: آنها او را دوست داشتم خیلی. همسایه گفت: وقتی که او درگذشت نانسی که. خانم Pomeroy که تا به حال یک بار تنظیم به بيوه شد موفق عامل املاک و مستغلات. او و نانسی نقل مکان کرد و به یکی از خانواده سلطنتی تودور در خانه در یک محل به نام Pomander راه رفتن.

نانسی فراخوانی نام جنگل تپه به عنوان اگر آن را ادن. قبل از سقوط او از فضل او وجود دارد به راحتی در میان “مردم خوب.” او با خودش حساب “قابل قبول” زیبایی با روشن شدن پوست رنگ پریده. یکی از معاصران او بعد از اسقفی کانن به یاد می آورد که او و نانسی بودند در اوایل با هم در آنچه که به عنوان شناخته شده بود کمی قرمز, مدرسه خانه. آنها در زمان کلاس رقص در سالن انتظار از جنگل تپه مسافرخانه.

او نه برونگرا بود اما شیفته “زرق و برق است.” او تحسین صفحه نمایش بزرگ ستاره از دوران عمدتا جوآن کرافورد. هر جمعه او را به منهتن با مادرش به فروشگاه در ب آلتمن و پروردگار و تیلور. پس از “ناهار” آنها می گرفتن واریته نشان می دهد در میدان اسب دوانی. خوش بر و رو شناگران کبوتر به یک استخر غرق در مرکز صحنه. این همه دوست داشتنی, او به او گفت مادر او می خواست برای تبدیل شدن به یک بازیگر. خانم Pomeroy گفت که خوب بود اما از آن زمان نظم و انضباط.

نانسی هرگز درک نظم و انضباط. او به نظر می رسد که سرگردان از طریق حوادث به عنوان یک sightseer توقف در حال حاضر و پس از آن به تمرکز بر برخی از نفیس چیز عجیب و غریب. که آشکار بود در بازگویی او از سفر او به اروپا زمانی که او بود 23. خانم Pomeroy, داشتن ظاهرا نومید از قانع کردن او رویایی دختر برای رفتن به دانشگاه فکر او ممکن است به نفع از سفر. نانسی آمده بود به یک ارث هنگامی که یکی از خاله او در ماساچوست درگذشت. بنابراین خانم Pomeroy رزرو نانسی در یک تور از اروپا برای خانم های جوان همراهی با dowagers. اروپا خود را در اولین تلاطم جنگ جهانی دوم اما dowagers’ تور متمدن امر متشکل از playgoing و چای در لندن خانه. نانسی به خودش اجازه داد به انجام همراه نیست و بسیار تحت تاثیر قرار با ظاهری برجسته. شور و شوق بازی در Oberammergau او در بر داشت یک کار خسته کننده عینک. همه که ایستاده بود به او ونیز شد پرتقال در کانال. چیزی که هیجان زده او یک قایق تفریحی در دریاچه کومو در شمال ایتالیا به قلعه از Carlotta, ملکه, مکزیک. در یکی از این فوقانی اتاق شد و با شکوه رنگ ارغوانی روشن و chartreuse فرش. او ایستاده بود به دنبال در آن به عنوان طولانی به عنوان زمان اجازه. آن نقطه بالا از سفر خود را.

او حسرت داشتن هرگز از آن ساخته شده به گالری Uffizi در فلورانس و این است که چگونه ما به گردش در آمد. من او را خواسته اگر او تا به حال شده است به شهری موزه هنر و او گفت: یک بار 10 سال پیش. (نانسی یاد گرفتم که تا به حال هیچ حس دقیق زمان گذشت. او ثابت هر رویداد برجسته در تقسیم عددی بر مضرب از پنج سال است.) من از او خواست اگر او می خواهم برای رفتن با من به شهر. چشم انداز است که گردش به موزه تحریک قابل توجهی اضطراب در او. او مشتاق بود برای رفتن اما موانع loomed در تخیل او. او نمی باید “اتومبیل کرایه.” که من به او مطمئن شد بدون مشکل. من می تواند مراقبت از آن. اما که ارائه زده خود را به عنوان خیریه و او بسیار افتخار می کنم. او اصرار داشت که او را به من پرداخت به عقب زمانی که چک در آمد.

اما مانع شد و کمتر مواد. شهری تنها 20 دقیقه سوار مترو باید به نظر می رسید که دور و unapproachable که آیا مسکو به چخوف سه خواهر. نانسی متصل است به خاک و ظاهرا سرمایه گذاری به ندرت فراتر از میدان تایمز. او مغازه ها به صورت متفرقه در Walgreen در بندر مقام. او را به مرور از طریق کتابفروشی ها در ترمینال خواهر نانسی به من گفت قرار دادن کتاب هنر در layaway. گاهی اوقات به خصوص در شب او را فقط نشستن در ترمینال جذب صحنه و در انتظار یک “نامزد” به چه کسی نانسی ادعا می کند او را به نکاح باشد در سال آینده. هیچ کس به نظر می رسد که دیده می شود این مرد و نانسی خودش اعتراف او نمی داند که در آن او زندگی می کند. در هر بار میدان نانسی جهان برای سرمایه گذاری فراتر از آن را در زمان برخی از شجاعت.

در روز ما تا به حال برای گردش رفتم به وودستاک هتل جایی که نانسی در حال حاضر اجاره یک اتاق. وودستاک, پس از ظریف, پیر هتل با مزین سنگ نما افتاده بود خراب شد و ساکنان توسط دالالن و روسپی تا اواسط 70s هنگامی که آن را بر عهده گرفته خصوصی غیر انتفاعی و خیریه شرکت به نام پروژه پیدا کنید. این یکی از معدود باقی مانده های تک اتاق اشغال هتل ها در سمت چپ در نیویورک و قطعا یکی از چند که در آن افراد مسن فقیر می توانید پیدا کردن یک اتاق برای 150 دلار در ماه حداکثر فدرال خود را حق چک اجازه می دهد آنها را. اما وجود دارد هیچ جایی برای Woodstock یا شکننده آن مستاجر در گراند طرح توسعه میدان تایمز. آن است که در نانسی عبارت “خیلی از هتل.”

نانسی ندارد یک تلفن در اتاق, بنابراین من می تواند حلقه تا از لابی. کنجکاو در هر مورد اقامت من در زمان آسانسور به طبقه و زدم در درب. او آن را باز کرد یک ترک و من می بینم هیچ چیز از اتاق تنها او بود که رنگ پریده. او تا به حال یک بیماری روده. یک دوست به او گفته بود که آن را احتمالا به خاطر اتاق او شده بود و بدون حرارت برای سه روز. به هر حال او نمی تواند خارج و در مورد.

من از او پرسید که اگر وجود دارد هر چیزی من می تواند او را. او گفت که او می خواهم ضد اسهال اما که او تا به حال هیچ پول. پس من رفتم به Walgreen و خریداری Kaopectate توقف در راه برگشت را انتخاب کنید تا سیاه و قهوه با شکر و برخی از سخت رول. نانسی خوشحال به نظر می رسید با قهوه اما گفت که او را مجبور به خیس کردن رول در آب و یا آنها را به او صدمه دیده لثه. صبح روز بعد من رفتم به دیدن او دوباره و این بار او بود و همراه و آماده برای رفتن. فک تعیین شد و او بسیار آرام در مترو.

یک بار در داخل موزه او نیاز به یک سیگار. من cringed در فکر او دود نفوذ بوم انگلیسی کارشناسی ارشد قبل از آنها ما اتفاق افتاده است که پارک شده خودمان. من هم خجالت در فکر بودن chastened توسط یک unimposing زن گارد ایستاده در یکی از درگاه. اما من چیزی گفت. نانسی زیرکانه با اشاره به گارد وزن خطرات با صدای بلند و سپس تصمیم آینده نگر لذت به ارزش در نظر گرفتن شانس. او روشن و او را سالم و جلب سعادتمند پف قبل از نگهبان رفت با یک موعظه به انفیه آن است. نانسی پس بدون خشم. احساس کردم کمی خجالت شده cowed توسط مقامات اینجا و نمیفهمد که در این رابطه حداقل نانسی باید یک نفس ساخته شده از پوست دباغی نشده.

پس از او بود آرام او کشیده شد به طور طبیعی به برخی از قطعات. مشاهدات خود را نشان داد مقدار قابل توجهی از خواندن. او تا به حال خوانده هندریک وان لون داستانی بیوگرافی از رامبراند و یک زن و شوهر از “آثار علمی” علاوه بر. او تا به حال خریداری کتاب در معماری گوتیک و عتیقه شیشه اما مخرب زن و شوهر زندگی می کردند که در سراسر سالن از او در برخی از SRO مدتها پیش خراب شده بود به اتاق او و پرتاب کتاب او از پنجره به بیرون. در آن باران و کتاب وضع خیس و خراب در کوچه زیر.

فراتر از هر التقاطی تخصص او تا به حال جمع آوری شده از کتاب های او در پاسخ instinctually های مختلف به کار می کند. او مرا شگفت زده کرد در حالی که زل زده بود به چهره انسان در نقش برجسته از مصر آرامگاه با مشاهده است که مجسمه ساز آموخته است برای به تصویر کشیدن افراد خود را در مشخصات. و درست شد. ردیف سفت و سخت درباریان قطع شد با چهره در, مشخصات, اما بدن آنها نشان داده شد مستقیم به دلیل هنرمندان از زمان نانسی توضیح داد: تا به حال آموخته به foreshorten شانه.

در گالری بالاتر از او ساخته شده یک beeline برای سنگ مرمر مجسمه سازی از کودکان بیحال شدن در اطراف پا را از یک مرد که چهره عینک ابراز غم و اندوه. او کشف کرد از خواندن این کتیبه در پایه آن است که مرد بود Pisan تعداد نام Ugolino که زندانی شد و از چپ به گرسنگی خود را با فرزندان و نوه. در یادگیری این نانسی عقب کشیدم و گفتم که او آرزو او تا به حال هرگز دیده می شود. گرسنه بودن افتضاح بود چیزی.

***

این بود تا این Ugolino قسمت که نانسی به حال چنین احشایی پاسخ به عدم ، او اشاره کرده بود به زندگی در خیابان ها و سوگواری از دست دادن “غذای خوب” او تا به حال شناخته شده به عنوان یک کودک اما سمت تاریک از تجربه او در نظر گرفته شده خصوصی و شرم آور است و او آن را نگه داشته برای خودش. من نمی تواند واقعا درک این واقعیت است که این کاری که می تواند با چنین درک و لذت بخش همراه ممکن است زندگی بدون سرپناه و مواد غذایی است. او تا به حال شناخته شده چیزی ترسناک چیزی بود که نه متمدن.

به من وغصه من گرفته بود کم جوانه زدن در بی قراری داخلی روز قبل از. نانسی در حمام کردن سالن در نظر گرفتن Kaopectate من به ارمغان آورد. و من سمت چپ به تنهایی در راهرو تحت فشار قرار دادند و درب اتاق او را باز به یک نگاه در داخل. آنچه که من دیدم وحشت زده به من بدی که من به سرعت در را بست. نانسی اتاق کوچک بود و مماس با درهم و برهمی. خرید کیف و روزنامه ها و مجلات قدیمی, قدیمی, لباس همه چیز را پوشش داده. تخت شد بنابراین لادن با این یاد ماندنی باقی مانده است که آن را نمی توانست به خواب در برای برخی از زمان. هیچ فضای خالی در کف آن یک نفر می تواند با خیال راحت آج. زمانی که نانسی پشت خالی کردن سالن, لب های او گچی از Kaopectate او متوجه شد که من به دنبال گناه و اضطراب را در خارج از درب. به عنوان او دعوت نمی کند من در من نمی توانستم از او بپرسید در مورد هرج و مرج است. من در هر مشتاق به بحث در مورد آن را به عنوان آن به نظر می رسید و خطرناک است.

یک شب حدود یک هفته بعد من رفتم تا به نانسی اتاق. من زدم و هیچ پاسخ وجود دارد اما نور بود و من شنیده ام یک نرم سر و صدا از مقالات. من به نام او نام اما هیچ پاسخ وجود دارد. من تصور او تاسیسات عقب و جلو در سراسر باقی مانده انجام آنچه او به نام “درگیر فکر کردن” و احاطه شده توسط dark خاطرات.

آن است که روشن نیست که چگونه نانسی برای اولین بار آمد به محاصره توسط کلاهبرداران. آنها وجود نداشت در جنگل تپه که برای برخی از. اما او نگه می دارد و آنها را مسئول سقوط او از باغ. از نظر او کاهش یافته و بیش پی در پی برخورد من گمان است که نزول تدریجی. او نمی تواند همراه خوبی در مدرسه دستور زبان است چرا که او هرگز قابل درک ریاضی است. پدرش به او اطمینان داد که او “نه احمق فقط آهسته” اما او آنقدر مرعوب جبر و وحشت زده در فکر بودن سمت چپ که او کاهش یافته و از دبیرستان از سال اول. بعد از آن او کاهش یافته و از مدرسه هنر و رها کردن مفاهیم تبدیل شدن به یک بازیگر او تصمیم گرفت او می خواست برای تبدیل شدن به یک خواننده. بنابراین او امتحان برای یک رهبر گروه در یکی از هتل منهتن که به او گفت که “آموزش” او می تواند مقدار به چیزی. او به او یک معرفی نامه به یک صدا معلم ریزش مو قهوه ای چشم مردی به نام رائول Querze (او در زمان درد به طلسم نام خود را برای من) که تا به حال یک استودیو در کارنگی هال.

Querze توافق به او یاد می دهد در نرخ معقول و نانسی ظاهرا مصمم به ایجاد آن در خود یک کار در stenography در famous birthdays هتل. او خجالت می کشم با این کار نوکر. در طول مطالعات خود را با Querze او نمی یادگیری به خواندن موسیقی و گرفتار وحشتناک مرحله وحشت. پس از یک سال او بیمار شد. “فقط یک بیماری” — که همه او را می گویند در مورد آن. او تا به حال برای ورود به یک بیمارستان است. زمانی که او از خانه در Pomander راه رفتن تا به حال فروخته شده است. که فروش ثبت شد در سال 1944 در اطراف این زمان می گوید یکی از همسایه ها که خانم Pomeroy که مبتلا به فلج درگذشت.

نانسی باور نمی کند پدر و مادر او مرده است. او تصدیق میکند که تنها آنها “بیمار است.” به عنوان سال رفت اما او به این باور است که آنها ربوده شده بود با همه جا اراذل آنها او را به نام کلاهبرداران. یکی از آنها معلوم شد این مرد با او زندگی کرده بود برای سال های بسیاری است. او را ملاقات کرد و او می گوید: در بیمارستان است. او سرکش یک “مهره” که او بعدها به “صمیمانه بیزارند.” اما در زمان او فکر او را دوست داشتم و او موافقت کرد و با او زندگی می کنند چرا که او گفت که او می خواست با او ازدواج کند. او را شکست که وعده و بسیاری دیگر. او خیلی شرمنده از زندگی در گناه است که در ارتباط با یک دوست و یک زن اسپانیایی زندگی در آتلانتا او حفظ داستانی که او با خوشحالی ازدواج کرده است.

او به طور متناوب به عنوان یک نجار و ثبت نام نقاش. اما هنگامی که آسم خود گرفت تا او بیشتر از نه بیکار. او را به عنوان یک salesgirl در زیرزمین macy’s, فروش ارزان خالص لباس. پس از آن او به فروش طلا و جواهر در Korvettes و بعد طراح لباس در یک بوتیک گران. اما کسانی که شغل ظاهرا کوتاه زندگی می کردند چرا که او حرکت نمی کند به اندازه کافی سریع. او بسیار آگاهانه فرد است. و او مرد بود و او را از حسادت ، او نمی تواند خود را کنترل نانسی گمان اگر او تا به حال پول خود را.

آنها هرگز تا به حال یک خانه مناسب. آنها ورود به هتل و سپس لگد شود چرا که او به مبارزه با مدیریت و یا چرا که آنها نمی تواند پرداخت اجاره. سپس آنها را صرف شب در خیابان ها در درگاه. صبح روز بعد آنها را به قهوه در یک رستوران و او را به استفاده از حمام به احتیاط خودش شستن در سینک. او بسیار تمیز فرد است. آنها با هم برای سال های بسیاری است. نانسی می گوید 10, آن ممکن است طولانی تر است. من از او پرسید که چرا او نمی فقط ترک و او گفت که او تلاش کرد. اما گاهی اوقات هنگامی که شما درست در وسط از یک وضعیت پاسخ به نظر نمی رسد بنابراین روشن است. او چندین بار اما همیشه بازگشت به این دلیل که او تا به حال هیچ پولی به جز سود سهام از صندوق مادر او تعیین کرده بود تا برای او. که بعدی به هیچ چیز و بودن با او بود همه او را می دانستند.

او مرد درگیر شد به طور فزاینده ای نابکار ارتباط با برخی از سیاه پوستان در هارلم. نانسی ادعا نیست به دانستن ماهیت آن, اما ظاهرا تا به حال چیزی برای انجام با تکان دادن پایین روسپی. سپس یک شب او را رها او در قاصد ایستگاه با تنها 10 سنت به نام او. او هرگز او را دوباره دیدم و اگر چه او تا به حال به او هشدار به ترک پدر و مادر او به تنهایی او پیوست کلاهبرداران که تا به حال آنها را ربوده است.

بنابراین در بهار سال 1978 — او در اوایل دهه شصت — نانسی Pomeroy در زمان اقامت در ایستگاه پن به مدت سه هفته نه به عنوان یک چرکین عجیب و غریب نورد در ژنده پوش در دستشویی طبقه اما به عنوان یکی از کسانی که زنان در کیفیت نشستن تمام شب در انتظار قطار افسانه ای. شأن و منزلت از این زنان اغلب احمق رهگذران. آن را آشکار چگونه بسیاری از افراد “عادی” فرز و نشستن در مورد این ایستگاه ها در واقع بی خانمان تا یکی از مطالعات جمعیت است. من رفتم یک شب به پایانه های این شهر وانت ون. یکی از مددکاران اجتماعی گفت: “شما همیشه می توانید بگویید کفش. آنها در حال اجرا را از آنجا که آنها همیشه باید در حرکت است.” پلیس البته می توانید آنها را نقطه و بر انگیختن آنها را به حرکت در امتداد. بنابراین حتی یک بانوی با کیفیت می توانید خواب یک شب خوب. فقط یک ساعت در اینجا دو وجود دارد. خیلی زود مواد مخدر سردرگمی در حل و فصل بیش از حواس و حتی کسانی که شخصیت تمام شد شروع به رفتار عجیب و غریب. اگر این می رود به اندازه کافی بلند را از دست دادند غرور و لغزش به برزخ بازیابی شیرینی از سطلهای زباله برای زنده ماندن.

نانسی آغاز شده بود به لغزش به یک بی حسی. پلیس رفتند او یکی ای او در دست با باشگاه خود را به طوری که او در بر داشت یک محل در نزدیکی باغ میدان مدیسون که در آن او می تواند مخفی کردن و خواب بدون وقفه. او در معرض muggers; او سرقت شده 14 بار در طول سال ، او در کنار او غرور و شروع به التماس — او هرگز در زمان پول, او گفت:, بدون وعده پرداخت آن را به عقب و زمانی که او تا به حال به اندازه کافی او خریداری پنیر خامه ای و شیرینی. او در حال حاضر شروع به وخامت جسمی و زندگی در ترمینال عجله آن است. روشن پوست او شده بود تا افتخار به عنوان یک زن جوان آلوده شد. آن را به حال تبدیل به یک مشکل مدتی پیش هنگامی که “مهره” تا به حال بررسی آنها را به یک اتاق که در آن غرق بود مسدود و هیچ دستگیره در حمام, بنابراین او نمی تواند استحمام به درستی. در ایستگاه پن او را از رفتن به سرویس بهداشتی در برخی از صبح زود ساعت او را بکشد و لغزش را از شانه های او و سعی کنید برای شستن زخم های که زخم شدن دست و قفسه سینه. اما یک اپراتور پس از تهدید به تماس با پلیس و بنابراین او را رها او تویلت.

دشوار است تصور کنید که وجود دارد این است که هیچ کس از او ممتاز گذشته بر آنها نانسی می توانید تماس بگیرید. اگر بستگان که تا به حال موفق به فرار از چنگال کلاهبرداران آنها در شواهد. او تا به حال به طور خلاصه بررسی می شود به شهر پناهگاه در خیابان لافایت اما او وحشت زده شد زمانی که آنها پیشنهاد خود را ارسال به یک فرد بالغ در دور Rockaway. به عنوان او مجرد بود و کار می کرد به طوری نامنظم او تا به حال هیچ بنی اسرائیل به امنیت اجتماعی است. شهر فرستاده او بالای شهر برای درخواست شمسی فدرال حق برای افراد فقیر و بیکار اما او ساخته شده یک اشتباه در فرم و مزایای تاخیر شد. او می تواند به احتمال زیاد باید غالب بر افسران برگزار شد که کوچک او ارث اعتماد در Citicorp مرکز به او وام در سود سهام اما در سردرگمی او نمی تواند کشف کردن که چگونه به در سراسر شهر. او را درک نمی کنند پروتکل برخورد با بانک ها و دولت ها است. تدارکات کمک به خودش بیش از حد انتزاعی است.

نانسی نمی توان دید به تأمل در ایستگاه پن جز به او فکر او ممکن است دیوانه از شرم. او کاهش و بررسی شد با یک پیشنهاد از یکی دیگر از “بانوان” در ترمینال که او ممکن است سعی کنید به جای خانه. راهبه ها در زمان او و به او یک تخت و یک خواهر لیز از ترس این که نانسی ضایعات ممکن است گال متعهد به نظارت حمام کردن و ماساژ خود مبتلا گوشت با calomine لوسیون. این sainted خواهر لیز در نهایت به سمت چپ برای بولیوی به کار با lepers. اما نه قبل از او نانسی مجموعه در ارزان اتاق خود را در میدان تایمز با یک درآمد کوچک از کمک های فدرال و سود سهام که به کمتر از 300 دلار در ماه است.

راهبه ادامه داد: به او چه کمک به آنها می تواند. و دو سال پیش زمانی که هالیوود مصاحبه مدیر به نام جای خانه به دنبال یک خیابان به کار به عنوان یک اضافی در یک فیلم سینمایی خواهران پیشنهاد نانسی چرا که آنها می دانستند که او می تواند استفاده از پول است. پنجاه دلار است. بنابراین او رفت و به سوهو یک شب سرد ایستاده بود در یک گوشه خیابان قبل از whirring دوربین و وانمود به در عشق با یک نخ نما مرد میانسال کشیدن یک سیگار. من از نانسی و خواهران نام فیلم, اما هیچ کس تا به حال به زحمت پیدا کردن. مدت کوتاهی پس از من دعوت شد کاملا با شانس به نمایش احمقانه کمدی رمانتیک به نام سوپ برای یکی. نانسی gnomish فرم به نظر می رسد بر روی صفحه نمایش در یک بیصدای توالی کوتاه طول می کشد. نام او به نظر نمی رسد در میان اعتبارات است.

***

من دعوت نانسی به شام در Stefanos در یک زیرزمین رستوران با یک لوکس کسی که شام میخورد منو چند درب غرب Woodstock. او به نظر می رسد در لابی معلوم شد در شگفت آور شیک مارون احساس کلاه. آن لبه نیز با کاهش بیش از یک چشم à la Garbo. من تحسین آن را با شور و شوق و او به نظر می رسید در یک بار خاضع و خوشحال است. به عنوان یک دختر او بوده شیک کمد, او گفت:. در آن زمان او تا به حال تا به حال پول بیشتر و زمان بیشتر است. بخش هایی از آغوش او و قفسه سینه سمت چپ در معرض توسط معصوم چادر لباس نشان ضعف گلگون زخم از شرکت شفا زخم.

وجود دارد یک فرصت نانسی گفت که او نامزد خواهد به ما بپیوندید در Stefanos. او یک روانشناس او گفت:. آنها تا به حال شناخته شده هر یک از دیگر برای حدود شش سال است. بنابراین ما در زمان یک غرفه که اعتراف حداقل یک مطلب و دستور غذاهای دریایی. من سرخو و نانسی سرخ شده, حلزون اسکالوپ. او خوردند به آرامی لذیذ غذا را با همان تسلیم سعادت او به عنوان سیگار در موزه متروپولیتن. ما تا به حال شراب سفید که او sipped در حد متوسط است. و برای دسر او دستور بستنی که او spooned به ما مربوطه قهوه.

متوجه شدم در انگشت سوم دست چپ او یک جید گروه است. او گفت: این یک هدیه بود. از صحبت های قبلی من می دانستم که “هدیه” بود و نه چیزی به او داده شده اما نه نشانه او تا به حال خریداری شده برای او ربوده پدر و مادر است. او تا به حال یک ایده عجیب و غریب درباره فداکاری. در واقع او یک بار تا به حال یک چشم انداز که در آن مسیح به نظر می رسد به او پیشانی خود را با پوشش آبی رنگ با پارچه مزین کردن و او زمزمه کرد “قربانی.” او تا به حال گرفته شده برای خرید و احتکار هدیه — حلقه, عطر, رادیو قابل حمل — به سبب بر پدر و مادر خود را زمانی که آنها در نهایت منتشر شد. او احساس گناه به خاطر پول آنها را صرف کرده بود و او بعد از همه تلف شده بود این فرصت ها.

نانسی گرفتار بازیگوش افرادی که لباس مبدل در امدن به عنوان مادر یا پدر. او پس از فرار به یکی از این روشن نیست که در یک کافی شاپ بود و او فریب خورده را به پرداخت پول برای آن وعده غذایی قبل از او متوجه تقلب. این وسواس طبعا ویران کردن بر او ظریف شرایطی که کل درآمد ماهانه — سود سهام دولت و بررسی — برگ خود را در مورد $140 پس از اجاره. راهبه یک بار سعی کردم به کمک نانسی مدیریت پول خود را اما او کاهش یافته است. معقول بودجه نمی تواند جای وسواس خود را با قربانی کردن.

نانسی بنابراین صرف بیشتر از هر ماه با هیچ پول bumming سیگار و مصرف وعده های غذایی خود را در خانه. وجود دارد یک ژرف خلیج فارس بین داشتن پول و یک دلار به عنوان نانسی خودش را به من نشان داد در یک خونسرد بازگویی آنچه اتفاق افتاده بود قبل از او در بر داشت او را در حال حاضر اتاق در وودستاک. اواخر یک بعد از ظهر او پرتاب شد از اتاق خود در میدان تایمز موتور هتل به دلیل عدم پرداخت اجاره. او خریداری قهوه در یک رستوران nursed آن را به عنوان طولانی به عنوان او می تواند پس از آن خریداری شکلات داغ در دیگری و آن را نوشید تا صبح.

که من نمی تواند تصور کنید که چشم انداز بودن حتی بدون یک دلار عدالتی ما مواضع شرم آور بود. من به او یک لایحه من تا به حال در کیف من است. در ابتدا او demurred و گفت او نمی تواند پرداخت اما من به او گفتم که آن را به حال شده است یک سال خوب برای من است. شاید سال آینده من خواهد بود و او می تواند در یک خط و او می تواند به من کمک کند. این یک کمی ضعیف داستان اما و اگر وجود دارد هر چیزی نانسی می تواند درک آن نوسان طبیعت از ثروت.

در طول این غذا در Stefanos او نامزد تحقق نیست. ما اشاره ای به آن نشده. “نانسی” او به من بجا از هیچ چیز. “چگونه شما را به بسیار دشوار است؟” او به جرم “سخت” و من تا به حال برای اصلاح آن به “انعطاف پذیر است.” “خوب,” او پاسخ داد در او عمدی راه “من را از طریق رفت جهنم اما من عاشق زیبایی است.”

وقتی که من پرسید که نانسی به همراه من یک بار دیگر به شهری به طوری که او می تواند عکس در میان هنر او موافقت کرد بچه به انتظار دیدن معشوق برنز آدم. اما آدم دیگر وجود دارد. او تا به حال گرفته شده خود نصب آماده می شود برای قریب الوقوع نمایشگاه به نام “دروازه هاي جهنم است.” حتی سنگ مرمر و برنز ثابت بمانند. آنها راه Watteau.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

ایندکسر