Simone de Beauvoir: دختر شورشی

Simone de Beauvoir: دختر شورشی
آوریل 27, 1986

در روز های باقی مانده از رادیکال فمینیستی گروه Redstockings برگزار شد مراسم یادبود Simone de Beauvoir. من می خواستم برای رفتن اما نمی تواند آن را, بنابراین من در مورد آن شنیده از یک دوست: Ti-فضل اتکینسون صحبت در مورد رفتن به de Beauvoir تشییع جنازه زنان صحبت در مورد او تاثیر را در زندگی خود کسی که خواندن یک پیام از Shulamith Firestone. گوش دادن به این حساب آن را به من رخ داده است که در راه ارتباط من به de Beauvoir همواره دست دوم, واسطه و شکسته توسط دیگر فمینیست. وقتی که من اولین بار درگیر در جنبش آزادی زن من می دانستم de Beauvoir تنها از طریق این ماندارینکه من می خواهم به عنوان خوانده شده ساده لوحانه به عنوان یک رمان (یک راه خوب برای خواندن این, من هنوز هم حفظ). پس از پیوستن به جنبش من وحی آغاز شد دومین جنسیت, اما آن را رها در نیمه راه از طریق آن بیش از حد جدا شده و فاصله بیش از حد این محصول در یک فرهنگی و فلسفی در چارچوب رقابت با مسحور کننده مستقیم و بی واسطه از تمام بحث و گفتگو در مورد زندگی ما است که نفوذ آن در اوایل روز فعالیت. (زنی که توصیه می شود آن را به من تا به حال کشف آن در زمانی که آمریکا ایده فمینیستی بود بانوی کمی قدیمی brandishing یک چتر.) نه تا سال بعد زمانی که من قادر به این کتاب توجه آن را سزاوار بود من به طور کامل درک de Beauvoir و تاثیر آن بر سیاست های فمینیست من نزدیک شد به عنوان به خوبی به عنوان کسانی که بیشترین تلخی مخالفت با.

نزدیک به چهار دهه پس از آن برای اولین بار منتشر شده در فرانسه با وجود تمام تفسیر این جنبش فمینیستی را تولید کرده است در این میان مورخ و محدود به آن است که در بسیاری از جهات دوم فیلم باقی مانده است و بسیاری قانع کننده و کامل کتاب تئوری فمینیستی در عین حال نوشته شده است. با آن جامع تجسم از راه های که در آن مرد و زن به تبعیت نفوذ هر جنبه ای از زندگی روزمره و شکل فرهنگی ما افسانه ها و توهمات در آن ارائه می دهد دقیق مدرکی برای ادعاهای اولیه موج دوم فمینیسم — که نر برتری یک سیستم منسجم از روابط قدرت و این که “شخصی سیاسی است.”

اگر de Beauvoir را از دیدگاه اگزیستانسیالیسم است بیش از حد بی گناه (و شاید بیش از حد متکبر) برای یک پست مدرن, poststructuralist عصر آن را استعاره مناسب به موضوع. پس از انکار استقلال شخصی تعریف سرکوب زنان — و پس از ایدئولوژی پدرسالارانه دارد که اجازه می دهد زنان استقلال را نابود تمدن اگر نه انسان گونه خود — اخلاقی دفاع از آزادی است که لزوما در قلب فمینیسم. و برای فمینیست های نسل من, بنابراین بسیاری از آنان “آزاد” است که تا به حال آگاهانه برای به دست آوردن یک زندگی خواب با آنها خوشحال و جلوگیری از سنتی زن-و-مادر — برخورد بین ما احساس حق به آزادی و مردان را خیره فرض تسلط نه تنها سیاسی (و شخصی) اما مبارزه بزرگ اخلاقی درام. De Beauvoir را رندر از زن به عنوان موضوع به دنبال تعالی تنها بود مجبور به موقعیت دیگر و به دام افتاده در حلول بیان شده است که درام با وضوح که تقریبا ساخته شده تا برای خنکی.

De Beauvoir نفوذ سایه افکنده اوایل رادیکال فمینیستی نقد مارکسیسم است. آن را de Beauvoir که برای اولین بار با اشاره به تقلیل از انگلس تلاش برای ردیابی و سرکوب زنان به تشکیل کلاس و اصرار داشت که تمایلات جنسی و تولید مثل تا به حال به دسته اصلی برای درک زندگی زنان; آن را نیز de Beauvoir که استدلال — و حتی بیشتر problematically از معمولی چپ نقطه نظر — که شرایط اجتماعی نمی تواند ظلم و ستم; بلکه مردم در پاسخ به کسانی که شرایط انتخاب به ستم. “ماتریالیسم تاریخی” او نوشت: “طول می کشد برای اعطا حقایق است که برای توضیح: انگلس فرض بدون بحث پیوند از علاقه است که روابط را به ملک; اما آیا این علاقه منبع نهادهای اجتماعی باید منبع خود را?”

انگلس و دیگر ماتریالیست تاریخی بود که یک ضمنی پاسخ به این سوال: علاقه به حال منبع آن در میل به بقا و آسایش مادی. اما توسط de Beauvoir زمان آن را روشن است که این رویکرد عقل سلیم به این سوال نمی تواند توضیح دهد که ظهور فاشیسم شکست انقلابی سوسیالیسم در اروپای غربی و یا توتالیتر انحراف انقلاب روسیه. De Beauvoir ساخته شده فلسفه او بر این ایده است که موضوع انسان ذاتی ضربه به سوی آزادی بود اما اگر هر چیزی کمتر مفید از ماتریالیسم برای درک پویایی سلطه و تسلیم است. او راه حل برای این مشکل بود سرزنش ظلم و ستم در “امپریالیسم آگاهی انسان” که او استدلال “شامل اصلی دسته دیگر و اصلی آرمان برای تسلط بر دیگر.” از همه مشکوک تجدید نظر به پیشینی حقایق در مورد طبیعت انسان این یکی به نظر من ضعیف ترین. و من فکر می کنم هیچ اتفاقی که پس از آن تفکر فمینیستی در مورد ریشه های نر برتری شده است مبهم است.

بسیاری از فمینیست های رادیکال که در نظر گرفته خود را در اين ايام در مارکسیستی حس را دیدم که زنان به عنوان یک مظلوم کلاس مبارزه به نمایندگی از منافع خود (تعریف به عنوان جنسی و عاطفی در علاوه بر این به اقتصادی) بودند نیز عمیقا تحت تاثیر قرار دوم فیلم. سیاسی فرمولاسیون آمد که از این ترکیب غالب تمایل در Redstockings — ثروتمند بودند و در تناقض مانند متکلمان’ توضیحات چگونه خدا طرح الهی است ineluctable اما بشر رایگان خواهد شد. فمینیستی در اين ايام استدلال کرد که در حالی که جنسی مردان کلاس منافع مشخص خود را سرکوب زنان و در واقع همه مردان را به زنان ستم میکنند و هر فرد انسان می تواند انتخاب کند که به سرکوب زنان است. هر انسان با مته سوراخ اخلاقی و شخصی مسئولیت خود عمل می کند; جبر هرگز نمی تواند بهانه ای برای اجازه دادن به مردان کردن قلاب. به طور مشابه, زنان فرستاده شده به مردان تا زمانی که آنها تا به حال برای جلوگیری از مجازات و در برابر هر زمان که آنها احساس کردند ممکن بود: در هر صورت آنها بازیگری علاقه خود را. و در عین حال وجود دارد همیشه زنانی که (برای چه مرموز دلیل؟) تصمیم به گرفتن خطرات به گام وجود دارد جلوتر از هر کس دیگری. گاهی اوقات دیگران دنبال کرد و پس از آن شما تا به حال یک جنبش است.

در این سوال “که در آن منافع است و منبع آن” فمینیستی در اين ايام نشان می دهد که میل به بقا و آسایش (از جمله عشق, لذت جنسی, حمایت عاطفی) و آزادی همه نقش داشته است. در سطح درک خود را از مرد برتری نیست بسیار شبیه de Beauvoir است. در اين نظر مردان سهمی در قدرت خود را بیش از زنان بود و کاملا عملی — آن را به دست آورد آنها پول اوقات فراغت و خدمات داخلی, نه به ذکر است, عشق, لذت جنسی و حمایت عاطفی در شرایط خود را. اما اگر شما نگاه از نزدیک در این لیست از موضوعات آن را کاملا ساده است. می تواند شما فرض کنید مثلا جنسی که تسلط بود ذاتا لذت بخش تر از تمایل متقابل? یا که آن را ساخته شده از “ماده” حس برای انتخاب عشق خراب شده توسط پنهان خشم مظلوم بر عشق با یک شریک برابر? کمین در پشت اين تحليل د Beauvoirian فرض که ظالمان بودند و متصل به قدرت به خاطر خود.

برای دیگر جناح رادیکال فمینیسم این فرض کاملا آشکار است. نیویورک فمینیست های رادیکال’ مانیفست برای مثال استدلال کرد که مردان اعمال قدرت بر زنان برای ارضای غرور خود را. به عنوان آنها را دیدم آن مرد نیست ارزش قدرت خود را به خاطر آن به آنها اجازه تقاضا خدمات زنان بلکه خواستار خدمات به تأیید قدرت خود را. جالب اینجاست که این ایده شفافی در راه است که به جرم de Beauvoir را از اساسی ترین اعتقادات در مورد ساختگی جنسيت: فرهنگی فمینیست که بر این باور بودند که زنان مشکل تعالی از “مرد ارزش” منسوب درایو برای قدرت و نه به امپریالیسم از آگاهی انسان اما به امپریالیسم از فالوس.

به عنوان یک Redstocking من اساسا در اين اردوگاه اما با یک تفاوت; من فکر کردم بهترین ابزار برای درک تمایلات جنسی و زندگی خانوادگی کلید به فرهنگ پدرسالاری بود و روانکاوی. رادیکال جنبش فمینیستی بود و البته قاطعانه ضد فرویدی; در اینجا بیش از حد کلاسیک مارکسیستی فکر ادغام با de Beauvoir است. که مانند دیگر نمونه زن فکری, هانا آرنت که اصرار بر ارزیابی آدولف آیشمان در گویا از نظر اخلاقی منجر به انکار خود را ثبت اختراع دیوانگی, de Beauvoir در برابر هر نظر انسان را که به چالش کشیده اولویت عمدی انتخاب اخلاقی. او امتناع از اعتراف به قدرت ناخودآگاه فانتزی و جنگ نه تنها او را مجبور به فرض اولیه را برای تسلط بر آن را نیز به طور ضمنی تعریف شده پاسخ زنان به خود ظلم و ستم در بسیار از نظر اخلاقی. در جهان از دوم جنس زن شورشی بود وجودی قهرمان. و البته paradigmatic زن شورشی بود Simone de Beauvoir خودش.

برای بسیاری از فمینیست معاصر, de Beauvoir زندگی شده است الهام بخش به عنوان به خوبی به عنوان او کار می کنند; در واقع کار خود را — نه تنها دوم Sex اما رمان و خاطرات است — در میان چیزهای دیگر عهد به نوع خاصی از زندگی است. از آن آسان است برای زن شورشیان به صورت خیالی و شاعرانه زندگی که به آن فکر می کنم به عنوان آزاد و بدون علامت نقل قول. اما در واقع de Beauvoir بیشتر بود قادر از سنتی ترین زن خانه دار به فراتر یا دور زدن مرد برتری; مسیر خود را درگیر خود مجموعه ای پیچیده از فداکاری مبادلات و توهمات. بخشی از قیمت او پرداخت می شود برای اینکه Simone de Beauvoir بود به زندگی می کنند بیشتر در ذهن او نسبت به بدن او. De Beauvoir هرگز مورد سوال مردسالار فرض که آزادی انسان بستگی به فتح طبیعت است. رابطه او با سارتر بود قضاوت با خود حساب به مراتب بیشتر مغزی نسبت نفسانی. مانند بسیاری از زنان که قرار دادن یک اولویت بالا در استقلال او تا به حال بدون فرزند — و در حالی که آن را جنسیتی داستانی که همه زنان می خواهند مادران, آن را نیز یک واقعیت است که تا زمانی که مادری حمل اجتماعی شدید مجازات تصمیم به جلوگیری از آن (و ترک آن وابسته به عشق شهوانی لذت) است که دقیقا رایگان.

خود بازتاب این مسائل نبود de Beauvoir را نقطه قوت. از دیدن خودش به عنوان آزادتر از او او را رد کامل واردات از مبارزه خود را — فقط به عنوان بسیاری از رادیکال فمینیستی کودکان, سکس با سیاست اخلاقی مثال تصور آنها می تواند این انقلاب به سادگی توسط تغییر زندگی خود را. اما de Beauvoir تا به حال به مبارزه به تنهایی; زمانی که او پا وجود دارد, چند آماده بودند به دنبال دارد. تا حدودی به دلیل از کار پیشگامانه همه چیز در حال حاضر متفاوت است. در یک معنا با توجه به محدودیت های که کار می کنند و از آن زن شورشی زندگی بهترین راه به آنها افتخار.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>