سفر Bob Marley

خیلی چیزها می گویند: این سفر از باب مارلی

مارس 18, 1982

او با دوستان خود و رپ. Bob Marley. در طول عمر خود این مرد تا به حال تبدیل شدن به یک افسانه ای شکل و در عین حال هیچ چیز را بی خیال شیوه شناسایی یک سوپراستار. او تحت الشعاع قرار دادن و یا جداگانه خود را از ده و یا پس Rastamen فرز مورد اسکس خانه سوئیت. خنده اش شد uproarious بی تکلف و رایگان. او حاوی بنابراین به صورت چسبیده با همسالان خود که من هرگز نمی توانست او را برداشت از او چهره خود را ندارد و تزئین رکورد کت تی شرت و پوستر در همه جا. یک سال پس از مرگ او. کلمات خود را هنوز هم حفظ و هشدار می دهند و به انجام برسانند.

من تا به حال در مورد میلیون ها نفر از سوابق Marley در سراسر جهان فروخته شد که یک میلیونر. هنوز هم من پیدا کردم آن را سخت برای آشتی دادن کمی ساخته جین چادری با مواد منفجره سرگرم کننده که رقصید در سراسر مراحل از عرصه و یا نفوذ من خیره نگاه کردن از روی جلد رولینگ استون. Marley کردم و مودبانه در زمان مرخصی از نشاط ، او مرا به اتاق خواب. دروغ معمولی در سراسر تخت او را با دقت thumbed از طریق کتاب مقدس. امشب او را به صحبت کردن با من در مورد Rastafari; فردا او را به هارلم را در تئاتر آپولو و سابقه بیشتر و بیشتر افسانه است.

Marley ضبط شده خود را برای اولین بار آهنگ “قاضی” در سال 1961; او 16 سال پس از آن. یک فاصله-شتاب کردن صنعت موسیقی شد و فقط در حال توسعه در کینگستون که در آن نرخ بیکاری 35 درصد و Marley خراشیده کردن زندگی به عنوان یک جوشکار. “من رشد خیره می دانید” او به یاد می آورد زمانی که ما صحبت کردیم. “من رشد بدون پدر و مادر. من هیچ هیچ پدر و مادر fe هیچ تاثیر بزرگ pon me. من فقط رشد در ده نشین با ده جوانان است. سمج بدون اطاعت هیچ کس; اما ما تا به حال کیفیت و ما خوب بودند به یکدیگر است.” در سال 1964 Marley, Peter Tosh و Bunny Wailer تشکیل ندبه Wailers. از آغاز Marley سعی در انتقال مطالب معنی دار در اشعار او: “هیچ چیز من بیهوده است. هیچ چیز وجود دارد که من تا کنون انجام است که می رود در باد. هر آنچه که من باید انجام ميگيرد ، چون من و من هیچ مصالحه من و من و موسیقی من یکی از dem دشوار آنهایی که” مارلی گفت.

به زودی جهان را کشف کرد که Marley بود هیچ خواننده عادی که کلمات طراحی شده بودند به hummed برای لحظات را فراموش کرده اید; در اینجا بود که رسول ترانه تماس با توجه به وضعیت ما به دلایل درد و رنج: موسیقی به ارمغان می آورد سبکی به پا می کند و آنها را به رقص اما ضرب و شتم یک راهپیمایی, درام, یک تماس برای مبارزه: “Get up, stand up/ایستادگی برای حقوق خود/Get up, stand up/آیا نمی دهد تا در این مبارزه است.”

مارلی به دست می آمد به طور گسترده ای مورد احترام به عنوان یک ترانه سرا با رسیدن که گسترده و عمیق است. اریک کلاپتون یک ضربه بزرگ با مارلی “من شات کلانتر” جانی نش به ثمر رساند با مارلی “آن را هم بزنید تا” و “گواوا ژله.” در سال 1972 Marley and the Wailers امضا شده با سوابق جزیره کوچک مستقر در لندن شرکت به رهبری کریس بلکول سفید جامائیکا. Marley که خود را نوشت و آهنگ ها و تنظیم موسیقی خود را ساخته شده از 10 آلبوم با جزیره است. همه آنها رفت و طلا; 500 ، 000 نسخه فروخته شده در سال اول در انگلستان و اروپا و کانادا. دو آلبوم Rastaman ارتعاشات و قیامساخته شده طلا در ایالات متحده آمریکا تنها اظهار نظر در مورد موفقیت او بود “مردی که می کند کار خود را به خوبی او باید پاداش باشد.”

در اواخر 60s the Wailers شد اولین محبوب جامائیکا گروه را Rastafari فلسفه و راستا ضربت زنی thrusts اصلی موسیقی خود را. با الهام از بازگشت به آفریقا باورهای Rastafari, Marley در زمان یک علاقه عمیق در آفریقا و تجارت برده و نوشت: برخی از مخرب ترین اظهارات از خشم تا کنون ثبت شده است. آهنگ های خود را طراحی شده بودند هر دو برای گفتن تاریخچه و القای غرور و امید در یک pebple تحت تعلیم با دروغ حقارت. “در موسیقی من من و من می خواهم مردم به خود را,” او گفت:. “من و من از خانه دوید. خانه ما این است که تیمبوکتو, اتیوپی در آفریقا جایی که ما لذت می برد یک تمدن غنی مدتها قبل از آمدن به اروپا است. مارکوس Garvey گفت که مردم بدون آگاهی از گذشته خود را مانند درخت بدون ریشه است.”

به زودی بیشتر و بیشتر از جامائیکا را بالا نوازندگان شد Rastas و رگی غالب موسیقی جامائیکا شد اصلی خودرو بیان برای Rastafari movement. رادیکال ایده انجام شد توسط رادیو به هر خانه و به زودی Rastafari نفوذ جامعه است. رگی خوانندگان مانند Marley شد بیش از صرف هنرمندان آنها شد “انقلابی کارگران” و نمایندگان کینگستون فقیر: “آنها حلقه کامل اما ما گرسنه/گرسنه اوباش توسط اوباش عصبانی/باران سقوط اما خاک آن دشوار/یک قابلمه کوک اما غذا نه” نوق.” آواز با سادگی و وضوح مارلی اسکلتی صدای این ایده ها به راحتی قابل درک و به سرعت جذب می شود حتی بیشتر بی سواد در میان فقرا. از طریق موسیقی مارلی و دیگر راستا نوازندگان حمله جامائیکا را skinocratic سیستم قرار داده شده است که سفید پوستان در بالا mulattos در وسط و سیاه پوستان هیچ جا. Marley سنگ در “Crazy Baldhead”: “من و من ساخت کابین/من و من گیاه ذرت/نمی قوم من قبل از من برده برای این کشور/ در حال حاضر شما نگاه کنید من با تمسخر/سپس شما غذا خوردن تا تمام من ذرت.”

خواننده شد کاهن اعظم پیامبر و pied piper of راستا و گرفتار مردم جهان سوم. بر خلاف اکثر مذهبی فرقه Rastafari هیچ نوشته قوانین و یا روش; اعضای آن ایالات متحده با برخی باورهای رایج و معمول آداب و رسوم. آداب و رسوم و حتی باورهای متفاوت از یک راستا گروه خود را به دیگری. Bongo-U, کالج-آموزش داروشناس و در حال حاضر یک راستا پزشکی مرد در مونتگوبی می گوید: “شما هرگز نمی خواهد می دانم Rastaman از طریق کتاب. شما می توانید بگویید Rastaman از طریق اعمال اما به دانستن Rastaman شما باید در زندگی تجربه — این تنها راه است.” برخی از Rastas هستند عابدانه و مذهبی از نمونه شخصیت اخلاقی; دیگران دزدان و جنایتکاران. برخی از Rastas در حال زحمتکش و کوشا; دیگران معتقدند اشتغال به معنی تسلیم شدن به “بابل.” تنها دو باورهای همه Rastas برگزاری مشترک هستند: Haile Selassie خدا است; بازگشت به آفریقا تنها نجات واقعی برای مردم سیاه و سفید.

“راستا غالب ترین مهم ترین چیز در زندگی من” Marley یک بار به من گفت. “شما یک مرد در دفاع از سرمایه داری و مرد دیگر دفاع سوسیالیستی … در نهایت شما از من و من که در دفاع از Rastafari.” Marley اعتقاد بر این است که در Rastafari راه زندگی وجود دارد یک پیام فوری برای بقیه جهان است. او معتقد بود که ماموریت الهی خود را به گسترش این کلمه از زندگی پیامبر “جاه” و همچنین به اطلاع سیاه پوستان در غرب است که آنها از دست قبیله از بنی اسرائیل به بردگی فروخته غربی جهنم به نام “بابل.” Marley آمد برای کمک به یک بی خانمان و آواره ایجاد یک هویت. Bob Marley که مشغول به کار به منفجر شدن اسطوره سفید خدا در جامعه اولین کسی بود که به من بگویید که اسرائیل یک مرد بود و نه مکانی. او گفت: افرادی که در کشور زندگی می کنند که نام شبه. به مارلی و همه ارتدوکس Rastas سیاه پوستان هستند درست عبرانیان.

Rastas اشاره به خود را به عنوان ‘من و من’ زبان همیشه در جمع زیرا آنها بر این باورند که خدا در زندگی آنها است. به این بیان الهی حضور آنها تغییر اعداد در عنوان Selassie من از اتیوپی و تلفظ آن مانند شخصی ضمیر. اکثر Rastas پایبندی به یک رژیم غذایی سخت گیاهی.

در دقیقترین Rastafari, فرقه به نام Niyabingi, Rastas سوگند متعهد “مرگ سیاه و سفید ستمگران.” در عین حال آنها حاضر به حمل سلاح: “خشونت” بانگو-U توضیح میدهد: “از چپ به Jah. تنها خدا حق دارد برای از بین بردن.” Niyabingi Rastas استناد پیدایش و گفت که خدا زمین را با کلمات — “اجازه دهید نور وجود داشته باشد بله گفت و در آنجا نور بود!’ آنها بر این باورند که زمانی که همه Jah کودکان ایران در یکی گریه — “مرگ سیاه و سفید ستمگران” تخریب مطمئنا به بهره برداران. “Rastas این باور در ذهن قدرت و در قدرت از عناصر رعد و برق و زلزله و رعد و برق” بانگو-U می گوید.

از کتاب اعداد مارلی و دیگر Rastas در زمان فرماندهی هرگز به برش مو خود را: “تمام روز از نذر از جدایی او وجود دارد باید بدون تیغ آمده بر سر خود او باید مقدس باشد و باید اجازه قفل از مو از سر او رشد می کنند.” این است که سوگند Nazarites که در زمان عیسی مسیح. با توجه به کتاب مقدس مبنی, Rastas نمی خورند در حالی که دیگران از گرسنگی مردن. آنها زندگی اشتراکی, های کالا و خدمات در میان جامعه خود.

در اواسط’60s هنگامی که وجود دارد افزایش بی سابقه ای در باند جنگ و خشونت سرقت در غرب کینگستون گتوها — پلیس و سیاستمداران به طور یکسان سرزنش Rastas. دولت دستور حمله راستا شهرداری و پلیس وحشیانه روت آنها سوخته و خانه های خود. بدترین حمله درگیر جولای 1966 تخریب بازگشت-O-دیوار بدترین بخشی از محله های فقیرنشین که در آن متعدد Rastas تا به حال حل و فصل موقت قلع-و-هیئت مدیره حاجت. در سحر به شدت مسلح پلیس ringed حل و فصل با بولدوزر در حالی که سرنشینان خواب. آنها بدون اخطار وارد حل و فصل مجروح شدن و دستگیری نمرات راستا مردان و زنان و کودکان. این حمله موفق به از بین بردن Rastafari movement; به جای آن پراکنده در سراسر کینگستون و بقیه جزیره و به زودی شروع به چالش کشیدن هنجارها باورها و عادات جامائیکا, در سراسر جزیره است.

پس از تثبیت بیش از همه کینگستون به Rastafari که تا به حال سابقه اعتماد به نفس بر اساس ماهیگیری کشاورزی و صنایع دستی در حال حاضر با الهام از جوانان را به دنبال جایگزین اشتغال در خارج از “shitstem!” تماس خود را به “بیرون آمدن از بابل” موجب یک انفجار از هنر خلاق و امروز راستا نقاشان و woodcarvers در حال تبدیل کینگستون به یک ورزشگاه از استعداد’ که تولید قابل توجهی در کسب و کار توریستی برای جامائیکا. اما مهم ترین محصول این راستا هنری رنسانس موسیقی رگی. متعدد ضربت زنی اخوت توسعه در کینگستون گتوها به عنوان بیکار جوانان و سابق بی ادب پسران تبدیل به موسیقی به عنوان یک حرفه و خروجی خلاق.

تا سال 1966 مارلی موسیقی شامل عمدتا از glorifications از rude boy جنایت سبک زندگی. او تا به حال تا به حال بازدید و با “Rude Boy,” “آنها را رد رودی,” من “سخت ترین” و rude boy سرود “Steppin’ تیغ.” اما Marley آمد تحت تاثیر Mortimo Planno یک کشیش و یک نیروی میان غرب کینگستون Rastafari و تغییر و تحول خود را آغاز کرد: Marley گفت Planno هدایت او را به یک آگاهی است که همیشه در او و که او تا به حال تنها به رسمیت شناختن. او تاکید کرد که هیچ کس می تواند یک فرد در یک راستا: “شما باید برای نگاه کردن به درون خود را به دیدن راستا” او گفت:. “هر سیاه یک راستا مدل رقومی زمین فقط باید برای نگاه کردن به درون خود. هیچ کس تا به حال به من بگویید بله به من گفت خودش است. من و من نگاه درون من-و من تو را دیدم Jah Rastafari.”

پس از Planno Vernon کارینگتون Gad پیامبر به Rastas و یکی از دوازده قبیله اسرائیل Rastafari فرقه که Marley تعلق گرفت خواننده و حتی بیشتر به Rastafari: “Gad نشان داد به من و من راز از دست رفته دوازده قبیله” گفت: Marley که آموخته است که هر فرد اختصاص داده شده است به یک قبیله با توجه به ماه تولد خود است. “من متولد شد و در فوریه, بنابراین من از قبیله یوسف,” او توضیح داد. “کسی متولد شده در مارس می گویند آنها در حال بره و این چیزی است که آنها خواهد شد به این دلیل که کلمه قدرت است و شما در آن زندگی می کنند. اما اگر به شما می گویند شما در حال روبن و سپس شما متوجه شما در پیدا کردن ریشه های خود را از آنجا که شما را تبدیل به یعقوب کودکان است که در اسرائیل است. یعقوب گفت: “تو هنر روبن تو نخستزاده من آغاز من قدرت آن جناب از کرامت من.”

در “رستگاری آهنگ” Marley شناسایی خود را به عنوان حال و روز تجسم یوسف پسر یعقوب: “اما دست من تقویت شد به دست خداوند متعال است.” پیدایش 49: 24 می گوید یوسف: “اما او كمان در قدرت و دست خود را ساخته شده بود قوی به دست خداوند متعال است.” Ramdeen های شرق هند وحشت با اشاره به این آیه کتاب مقدس و گفت: “همین که باب مارلی. Jah به او هدیه ای برای نوشتن است که موسیقی و قرار دادن این کلمات با هم. ماموریت خود را به اسرائیل تحویل از طریق آهنگ رستگاری.”

در سال 1967 Marley ترک ضبط چپ کینگستون و بازگشت به سنت ان را کوه ایجاد کرد که او به دنیا آمد. وجود دارد در آن تپه او عهد و پیمان با خدا Jah Rastafari. این بود که برای اثبات یک رویداد محوری در زندگی خود را در جهت موسیقی و در تاریخ Rastafari movement خود را. برای یک سال Marley پرسه می زدند تپه ها و تمرین راه راستا و به زودی Rastafari نفوذ خود را در کل بودن. زمانی که Marley بازگشت به کینگستون در اواخر سال 1968 او با او به ارمغان آورد یک موسیقی جدید و همچنین یک ماموریت به کلمه Jah, Rastafari به مردم است. دین خود را تبدیل به محتوای موسیقی و موسیقی رو شد متوسط که از طریق آن او به بیرون را Rastafari به جهان است. جامائیکا را نخست وزیر سابق مایکل مانلی گفت: “Marley در زمان چه بود یک خرده فرهنگ در جامائیکا و افزایش آن به یک فرهنگ غالب. او در زمان یک هنر مردمی” او ادامه داد: “و او بالا آن را به یک زبان جهانی ارتباطات است.”

مارلی اول آهنگ های مذهبی شهادت “Selassie من است معبد” آمد و در اواخر سال 1968. این بود که به دنبال “Duppy فاتح,” کوچک “تبر” “Trenchtown سنگ” — این آهنگ zeroed در فقر و بی عدالتی و بد از قدرت و سیاست است. Marley تجربه کرده بود یک تولد دوباره و آماده است یا نه جامائیکا و Rastafari جدید پیامبر است. به طور مداوم خواستار توجه به نابرابری اجتماعی و با تهدید و خواستار جبران Marley and the Rastafari عمدتا از طریق موسیقی نقل مکان کرد و نه تنها ضعیف بلکه طبقه متوسط و روشنفکران به سوال اخلاق جامائیکا جامعه و رفتار مقامات دولتی. فشار زیادی آورده بود به سیاستمداران به عنوان موسیقی خواست مردم را به مشاهده و آنها را با بی اعتمادی. در طول ماه قبل از انتخابات سال 1972 حاکم جامائیکا حزب کارگر (به رهبری نخست وزیر هیو Shearer) واکنش ممنوعیت چنین آهنگ از رادیو. اما سریع بازار سیاه تهیه شده در رگی و موسیقی هنوز هم نقش بزرگی در شکست آن سال از JLP توسط مایکل مانلی مردم حزب ملی.

تا کنون که بدون درگیر شدن در قدرت سیاسی Bob Marley که گفت: “من هیچ آواز خواندن سیاست آواز من تقلا آزادی” تبدیل به یک نیروی سیاسی محسوب می شود. او نقل شد و استقبال توسط هر دو جناح از جامائیکا سیاسی ایجاد. جامائیکا آلبرت رید 63 ساله تراکتور اپراتور سوگند یاد کرد که اگر “باب به تنهایی در قدرت بود در جامائیکا ما را دوست داشتنی و صلح آمیز کشور است.”

در جامائیکا و خارج از کشور Bob Marley فراتر موانع نژاد و رنگ و کلاس. مارلی به من گفت: “مردم مختلف از زمین های مختلف گل از زمین است. Jah همه آنها را.” در واقع مردم در سراسر جهان درک شده است که با وجود problack ایستاده او یک نژادپرست آنها می دانستند که او ایستاده بود برای عشق و احترام برای همه مردم. Wailer خواننده جودی Mowatt می گوید که “حتی مردم از زبان های مختلف و فرهنگ های مختلف به دلیل درک پیام خود را ساده بود. او سنگ مورد نیاز برای عشق و وحدت میان همه مردم است.” جهانشمولی Rastafari پیام است که شاید مهم ترین عامل در سراسر جهان, پذیرش از مارلی موسیقی. رگی موسیقی نیز تزریق جدید رادیکال مطالب را به انگلیسی و آمریکایی محبوب موسیقی — the Wailers فولاد, نبض Burning Spear هستند با شکوه نمودار. در باغ, کنسرت, Oja سیاه آمریکا Rastaman صحبت از اتصال خود را به سیاه پوستان در اینجا: “رگی می توانید این موسیقی بسیار بیشتر مربوط به تجربیات زندگی واقعی مردم سیاه در امریکا است. ما گوش دادن به ما رادیو را بیشتر از ما خواندن و یا تماشای تلویزیون و چه بسیاری از موسیقی می گویند به ما ؟ پارتی, پارتی, رقص, رقص, گرفتن, پایین, پایین دریافت کنید. اما یک رگی آهنگ ممکن است مقابله با کمبود مواد غذایی را برای مردم و یا در مورد جنگ در زیمبابوه و یا نیاز به سیاه پوستان به متحد. به همین دلیل بسیار مهم است برای مردم ما به شنیدن رگی.”

در نزاع زده آفریقا که در کشورهای مختلف در مبارزه برای قدرت سیاسی و تعیین سرنوشت آهنگ مثل مارلی “جنگ” با الهام از انقلابیون به نگه دارید تا مبارزه: “… تا فرومایه و ناراضی رژیم/که در حال حاضر نگه داشتن برادران ما/در آنگولا/در موزامبیک/آفریقای جنوبی/مادون انسان در اسارت/شده اند سرنگون,/کاملا نابود/همه جا جنگ است.” خود را “زیمبابوه” شد گریه برای SWAPO و زانو چریکهای در میدان جنگ که در آن زمان رودزیا. این آهنگ بین المللی مبارزه و کمک به برنده شدن در جهان حمایت زیمبابوه را آزاد. در سال 1978 رئیس هیئت سازمان ملل متحد ارائه شده Marley با جهان سوم مدال صلح در ادای احترام به تاثیر و نفوذ او به عنوان یک هنرمند انقلابی.

Marley رفت و حتی بیشتر در کمک به زیمبابوه. او به عنوان یک کنسرت در بوستون دانشگاه هاروارد ورزشگاه و افزایش پول برای ملت است. برای اولین بار در تاریخ مدرن یک خواننده محبوب به حال نتیجه نشان داد که او می تواند با استفاده از موسیقی خود را و محبوبیت خود برای نفوذ در نتیجه یک جنگ است. این عمل برنده Marley در سراسر جهان تحسین بلکه او را به دست آورده دشمنان است. به عنوان Marley توسعه داده شد به طور فزاینده سکولار و بین المللی در حوزه. نظر خود را در سال 1979 انتشار “بابل سیستم” می پردازد که با کارگران گذراندن زندگی خود زحمتکش در سرمایه داری سود ماشین آلات: “ما شده ایم تاسیسات در/شراب مطبوعات مقدار بیش از حد طولانی/شورشی, شورشی./بابیلون سیستم یک خون آشام/مکیدن کودکان روز به روز /مکیدن خون افراد مبتلا به.” Marley به نام در افراد مبتلا به اقدام به تغییر زندگی خود را. چنین شعر می تواند به عنوان تفسیر anticapitalist و مترقی صرفا لیبرال یا آنارشیست — بسته به دیدگاه شنونده: مانند Rastafari ایدئولوژی که از آن می آید رگی پیام باز است-به پایان رسید. و به عنوان Rastafari و رگی شدن گسترده تر مردم از متنوع سیاسی ایدئولوژی خواندن خود معانی به دین و موسیقی است.

برخی از مارکسیستها خواندن و تفسیر این آهنگ ها به عنوان فراخوانی بین المللی طبقه کارگر متحد و سرنگونی سرمایه داری. “مارلی رگی است که جهان قدرتمند ترین نبرد گریه گفت:” چپ اقتصاددان ترزا ترنر. “کار در دست است که جمع آوری بازماندگان از قرن ها استعمار و نژاد پرستی و انحطاط — افرادی که به عنوان توضیح داده شده توسط مارکس هستند لزوما چپ خارج از جریان اصلی جامعه است. کسانی که بازماندگان بالقوه انقلابی و مارلی رگی فراخوانی آنها را به نگه دارید تا زمانی که زندگی را از این نسل است. ماموریت راستا است برای از نو خلق کردن جامعه در یک اخلاقی بر اساس برابری.”

اما مذهبی Rastas مانند Marley هر دو anticapitalist و anticommunist و گفت که هر دو سیستم در حال بد و طراحی شده برای سرکوب و از بین ببرد. آنها را به بیعت با قدرت اما Jah Rastafari. می گوید: بانگو-U: “ما باید مجموعه ای از سیاست در برابر دین و مذهب در برابر, تجارت, سرمایه داری در برابر کمونیسم و آنها را به جنگ! و آنها باید خود را از بین ببرد.” از آنجا که هر یک راستا است که در تماس مداوم با خدا — خواندن یک فصل از کتاب مقدس هر روز — بدون نیاز به واسطه ها. بنابراین وجود دارد هیچ متعارف رهبران جنبش است.

***

برای پنج سال است که قبل از تشخیص سرطان راستا پیامبر Bob Marley مشغول به کار بود دائما نادیده گرفتن مشاوره از پزشکان و همکاران نزدیک است که او را متوقف و به دست آوردن یک معاینه کامل. بدون او نمی خواهد متوقف کردن او را مجبور به ترک صحنه و آن سال را به جبران حرکت است. این بود که در زمان خود و او را مصادره بر آن است. هر زمان که او را به استودیوی خود به رکورد او آهنگ ها به اندازه کافی برای دو آلبوم. Marley خواهد نوشیدنی خود ماهی و چای خود را به خوردن برنج و نخود فرنگی خورش, رول خود را در مورد شش spliffs و رفتن به محل کار. با انرژی باور نکردنی و عزم و اراده او نگه داشته نواختن گیتار خود را شاید 12 ساعت و گاهی تا سپیده دم; اما او تا به حال فقط به آنچه که او می خواست همیشه کمال گرا.

زمانی که Marley and the Wailers وارد در نیویورک در ماه سپتامبر سال 1980 برای کنسرت خود را در Madison Square Garden, راست, دور, من به دنبال آنها. شخص یا جانور سوگلی فیلیپس, یک دوست نزدیک از Marley که سفر با Wailers شد و حتی پس از آن بسیار نگران Marley. او تا به حال برخی از رویاهای وحشتناک. او در یکی از خواب که باب ایستاده بود قبل از او و او را دیدم یک مار فر و حرکت دور و دور در معده خود و خوردن آن را. “من می ترسم برای باب,” او گفت:. “من احساس چیزی وحشتناک اتفاق خواهد افتاد. من فکر نمی کنم این تور به پایان خواهد رسید.”

“مارلی! Marley! Marley!” resounded تحت بزرگ Madison Square Garden گنبد و سپس در میان صاعقه وار تشویق مخاطبان از 20000 شروع به پریدن کرد به پای خود. او در آنجا ایستاده بود. حدود پنج فوت و چهار اینچ باریک مرد در ژاکت جین, شلوار جین, و ساخت و ساز با گیتار خود را برگزار می شود سریع قبل از او مانند یک مسلسل است. او انداخت و او را ropelike سر مو در مورد و آن را تبدیل به یک گردباد در اطراف خود را کوچک سیاه و سفید چهره است. این نرم افزار از یک درام منفجر شد به باس به ارگان. و بالا سر و صدا از مخاطبان پایۀ ترور قطعه قطعه از طریق فضای تیره مانند جیغ کشیدن call of a sea gull: “وجود یک عارف با عبور جریان هوا/اگر شما با دقت گوش دادن در حال حاضر شما را بشنود/این می تواند اولین ترومپت نیز ممکن است آخرین/بسیاری از را به رنج می برند/بسیاری از را به مرگ است.”

او سنگ و هنوز هم قصد در میکروفون حضور در یک بار تکان دهنده و جادویی کاملا در کنترل است. او چشم شد تیره سوراخ در گونه ها از تخته سنگ. یک تاج بزرگ از ورقه های سبز رنگ قفل haloed چهره اش و سقوط بر روی پشت و شانه ها است. من شروع به پریدن کرد و موانع بین صندلی و نقل مکان کرد به های مختلف به پایان می رسد از باغ جستجو برای نشانه ای از هر گونه ضعف است. مارلی به نظر می رسید در شکل عالی و مخاطبان فریاد زد برای بیشتر هر زمان او به اتمام یک آهنگ. “او خوب” من به خودم گفتم “او را باید درست انجام شبیه به این.”

گروه سکوت کرده بود. Marley برداشت از پایین توجه داشته باشید در گیتار آکوستیک: “Emancipate خود را از بردگی ذهنی/جز خودمان را می توانید ذهن ما/هیچ ترس از انرژی اتمی هیچ یک از آنها می توانید زمان را متوقف کنید … این آهنگ ها از آزادی همه من تا به حال …” اما چرا او آواز این یکی به تنهایی ؟ و به همین دلیل زمان گذشته — “من تا به حال تا به حال؟” روز بعد یکشنبه Marley فرو ریخت در حالی که آهسته دویدن در پارک مرکزی. جمعه همان چیزی که اتفاق افتاده در پیتسبورگ در طی چه شد آخرین کنسرت خود را. زیر پنج شنبه من بازدید Rita Marley and Judy Mowatt. “چگونه باب?” از من خواسته. ریتا دست من گرفت. “ما نمی دانیم” او جواب داد: “پزشکان می گویند او یک تومور در مغز است.” نگاه کردم شخص یا جانور سوگلی فیلیپس و به او خیره شد و مستقیم به چشمان من. ما هر دو می دانستند. وحشت به من خفه.

دانش است که Bob Marley ممکن است به زودی بمیرد خالی از سکنه من برای کسانی که ماه او را صرف مبارزه برای زندگی خود را در جوزف Issel سرطان درمانگاه در غرب آلمان است. هنوز هم من شوکه شدم وقتی شنیدم که او مرده بود در میامی در دوشنبه 11 مه در مسیر به جامائیکا. او می دانست که این کار بود. در حالی که در بیمارستان او گفت مادرش Cedella بوکر که او تا به حال به اندازه کافی از سوزن که برای هفت ماه خراشیده شده در گوشت خود را. کمتر از 70 پوند او بیش از حد ضعیف برای بلند کردن گیتار او به سختی به سمت چپ به تنهایی برای 20 سال است. می گوید: خانم بوکر “او نبود ترس و یا تلخ در پایان. او گفت که او قرار بود به تپه ها به استراحت در حالی که برای.”

باب خواب و ریتا مارلی پرواز را به جامائیکا. او سفر به کوه های نه مایل روستای سنت ان را. مارلی در حال زندگی در یک خانه کوچک ساخته شده توسط پدر خود در کنار یک تپه شیب دار مشرف به روستا در دره زیر. وجود دارد که هیل باب نشسته بر روی یک سنگ بزرگ و نوشت: کلاسیک “Trenchtown سنگ است.” وجود دارد که او تا به حال صرف برخی از شادترین روزهای زندگی او بود. باب آرامگاه را ایستاده در کنار خانه سمت راست که در آن سنگ نشسته است. او با دقت انتخاب نقطه.

ریتا تصمیم پس از آن برای ساخت یک معبد با سقف و فضا به اندازه کافی برای او را به نشستن و صحبت کردن با باب. او نمی خواهد بود مدفون در زیر زمین اما بقیه در طاق پنج فوت بالاتر از زمین او را مومیایی کردن بدن خود را در همان راه مصر و قبیله ای آفریقایی خود را حفظ پادشاهان. نسل های آینده قادر خواهد بود برای شکستن مهر و موم قرعه کشی باب کردن و زل زل نگاه کردن بر او. او خواهد او را به محل استراحت خود را با تجمل و شکوه و عظمت در خور یک پادشاه.

هنگامی که پادشاه می میرد و هر کس یک نظریه است; رگی پادشاه این قاعده مستثنی نیست. برخی مانند Fatso که نشسته پشت من در پرواز به کینگستون می گویند که Marley خودکشی: آیا Marley کار خود را به مرگ در سن 36 یا او کار می کنند بنابراین با عصبانیت از آنجا که او می دانست که او خواهد مرد جوان ؟ Marley همیشه مالش پیشانی اش و اش نشان در حالی که انجام است. آیا او می دانم چیزی که هیچ کس دیگری می دانست ؟ “احساس می کند که آن را می داند خداوند” او را سنگ در “فرار” در سال 1978. “باب صرف زمان بیش از حد در لایه ازن که messed تا سلامت خود گفت:” او عکاس, دوست, دوست Fikisha.

صحبت از وجود دارد foul play با وجود آنچه پلیس می گویند. یک ترس به من گفت باب کشته شد زیرا او مهم انقلاب است. او استدلال کرد که “پرتوهای لیزر” قلاب شد تا بین افکن در حالی که باب انجام شده و آنها “رایت کردن ‘im مغز است.” جامائیکا پلیس گروهبان بهاری Savane مطمئن بود که ماری جوانا کشته Marley. “گنجه را نابود کرده است و بسیاری از جوانان” او اصرار داشت. به Rastas که ادعا مضحک است. راستا جورج Niyabingi ترس گفت: “امام گیاه می تواند کشتن هیچ کس آن را می توانید تنها درمان من و I.”

اما بحث برانگیز ترین باور سخت Niyabingi Rastafari است که خود را به کل رد از مرگ است. “انتظار نداریم که یک مرد مانند Bunny Wailer و Peter Tosh در باب مراسم تشییع جنازه” گفت: Niyabingi راستا Ras جو “آنها مردان هستند جگر — آنها نه مقابله با مرگ است.” مزامیر 6:5 می گوید: “در قبر وجود ندارد یاد تو” نتیجه Niyabingi Rastas مانند Peter Tosh و Bunny Wailer می گویند اجازه دهید مرده دفن مرده است. آنها نه حضور در مجالس ترحیم. No hard feelings وجود دارد بین سه اعضای مؤسس the Wailers در واقع اگر پیتر درگذشت باب را نشان داده تا در خود دفن.

Marley مانند دیگر Rastas بر این باور است که یک فرد آشکار خود را دوباره و دوباره در گوشت. بنابراین Selassie است همان مرد دوید. Marley داده است تا یک بدن اما او آشکار خواهد شد خود را دوباره در یک بدن جدید در روز آمده است. به Rastas که باور Marley بود “fleshical تجلی یوسف پسر یعقوب” عبور خود را صرفا مشخص شده خروج از پیامبر و هیچ غم و اندوه است. ترس من-یکی یکی پا Rastaman راننده تاکسی با اشاره به پرستاره آسمان آبی و گفت: هیچ نیاز به غمگین می شود و از آنجا که “ما متعدد هستند به عنوان ستاره. هر پیامبری که می افتد, 12 متولد می شوند.”

***

جمعه, مارس 20 ملی بود بعد از عزاداری و ظهر 12,000 افراد را مورد ضرب و شتم من به عرصه; بازدید بدن و سمت چپ. یکی دیگر از 10,000 جمع آوری شده در خارج از عرصه تلاش برای بدست آوردن در قبل از 5 p. m. هزاران نفر با عجله دروازه و پلیس با توسل به گاز اشک آور به مقابله با آنها. خواهر دخترانه در سن 60 برگزار شد سریع به یک مرد جوان او را نمی دانند و مبارزه راه خود را به جلو به عنوان اگر او نمی تواند احساس گاز اشک آور گاز گرفتن در پوست خود. “من هرگز گاز اشک آور بر من قب” او گفت: “اما من tek آن را تنها برای Bob Marley. من هرگز او را می دانستند اما آه من او را دوست داشتم. خدا می داند که او یک پیامبر واقعی. من تا به حال به دیدن ‘pon صورت خود را قبل از آنها دفن او.”

من ایستاده بود خیره در چه شبیه یک عروسک با Marley ، آن را بسیار وهم آور تجربه شنیدن صدای او به تماشای او دروغ وجود دارد. چهره خوش تیپ نگاه پاک پلاستیک از embalming اما trance تنها افزایش آن عارف مغناطیس. او با شکوه قفل سوخته توسط تابش با هدف در مغز او گذاشته شد و در پیچ طناب تقریبا به کمر. او هنوز هم به پوشیدن طلا و قرمز و سبز undervest و کشباف پشمی کلاه در رنگ های Rastafari و معمول شلوار جین و ژاکت جین. جریان چهره هزار رنگ مختلف جریان به آرامی در طول گام خود را به صدای ندبه از بلندگوها: “پس پیر مرد رودخانه don’t cry for me/علت من در حال اجرا جریان عشق شما ببینید/و مهم نیست که چه مرحله/… مهم نیست که چه شدت گرفتن تغییرات … /شدت گرفتن آنها ما را از طریق/ما هرگز آبی … “

در 6 p. m. روز شنبه, مارس 21 بیش از 200 افسر پلیس و هزاران نفر از جامائیکا, صف جاده خارج کینگستون حداکثر میدان پارک اتیوپی کلیسا. ایشان اسقف اعظم Abouna Yesehay کلیسای غرب سر آمد به کینگستون به officiate در یک اعضا-و-دعوت-مهمان-تنها مراسم آغاز شد که در هشت. داخل دروازه اسقف جمع آوری مستقر در لباسهای پر زرق و برق نقره ای و زرشکی. مانند حکیم پادشاهان از شرق آنها زیر لب دعا در امهری و خدای من به عنوان اسقف اعظم روشن کندر که پر از کلیسا. طبل زد در میان طنین انداز از زنگ ها و زمزمه ها آهنگ و نماز است. روزنامه نگاران و تلویزیون خدمه hustled در را به تمام فضای بین محراب و جماعت مسدود کردن دید از اعضای کلیسا و مهمانان.

یک کاروان موتوری به سرعت مونتاژ پس از سرویس و cruised در سراسر غرب کینگستون عبور مارلی توف گونگ استودیو و سپس تبدیل به عرصه ملی که در آن یک دولت مراسم تا به حال برای شروع در ساعت 11 صبح این عرصه شد و به ظرفیت پر شده. دولت و سیاستمداران سفیران رسانه های بین المللی موسیقی ستاره و هزاران نفر از Rastas لباس سفید با سبز و طلا کلاه آمیخته و صحبت کردیم و پس از آن سیاستمداران نوبت در زمان ساخت سخنرانی: آقا Florizel Glasspole مایکل مانلی و در نهایت نخست وزیر ادوارد Seaga. او اعلام کرد که یک مجسمه از Marley ایستاده با گیتار خود را است و برای اولین بار بنا در جامائیکا پارک حرم برای برجسته جامائیکا قهرمانان. “ممکن است روح خود را پیدا قناعت در دستاوردهای خود را در زندگی و شادی در آغوش Jah Rastafari” گفت: Seaga و مخاطبان شروع به پریدن کرد به پای خود. صاعقه وار فریاد “Rastafari! Rastafari!” مربوط تشویق — در مرگ رسمی جامعه در نهایت به رسمیت شناخته شده مارلی و خدای خود.

در پایان Wailer نوازندگان خشم در راه استقرار شرکت تصمیم گرفتند این مراسم را تحت فشار قرار دادند کنار پلیس pallbearers و Marley مادام العمر اصحاب با مته سوراخ او خارج است. اسب-mounted police مجبور مسیر را از طریق جمعیت بزرگ و کاروان منتقل شده است. مردم انباشت اشیاء بدست آمده به کامیون ها و اتوبوس های برخی از سوار موتور سیکلت, دیگران مجموعه ای پیدا می کنند. را از طریق شهر اسپانیایی پایین گذشته یک هزار shanties تا به کوه عبور می کند و از طریق روستا که در آن مردم جمع آوری شده در دیوارهای جامد در امتداد هر دو طرف از جاده ها عمیق تر و عمیق تر به قلب جامائیکا آنها سفر به تپه که از Bob Marley آمد.

من وارد یک تپه شیب دار بالای آن آرامگاه ایستاده بود و مبارزه در راه من. من تحت فشار قرار دادند یک سیاه و سفید-مناسب مرد را کنار گذاشته و آمد چهره به چهره با لبخند ادوارد Seaga ایستاده در آستانه مارلی آرامگاه. سیاه و سفید-jacketed مردان flanked او. Seaga وارد هلیکوپتر اجتناب از آهسته و خسته کننده 55 مایل سفر در 90 درجه sunsplash. بله, او تا به حال دیده جامائیکا آمد آن روز. او تا به حال هرگز دیده می شود یک مراسم تشییع جنازه بود, بله, آن را به یک دید باور نکردنی است. او نقل مکان کرد و کنار من پا در اطراف او و دیدم طاق باز انتظار.

من شنیده جمعیت گفتند و آمد پلیس pallbearers مبارزه دشوار مانند packhorses زور زدن خود را تحت بار سنگین است. آنها به رهبری مستقیم به صورت طاق و تحت فشار قرار دادند تابوت در. “باب مارلی, پادشاه, رگی انتخاب کرده است به اینجا می آیند به استراحت” کسی اعلام کرد بیش از یک بلندگو. و 10000 صدای تمام افزایش یافت. آنها فریاد “درود بر او”? و یا آن را, “او را ستایش”? انسجام از دست داده بود در یک غرش آن رسیده تا به آسمان است. دوباره و دوباره آنها او را مورد ستایش قرار داد.

عکاسان درهم به درخت تاپ و clambered به سقف باب خانه پدر. ترومپت pealed. خورشید پشت سر هم میان سایه ها بالای کوه و نورانی باب لبه. همسر و مادر خواند: “فرشتگان رحمت و فرشتگان از نور و آواز به استقبال زائر از شب.” خورشید کاهش یافته و پشت کوه و بلافاصله آن بود کولر. تنها اسقف صدای سکوت را شکست و خواندن آخر خطبه. یک مرد تنومند قرار داده شده یک صفحه فلزی با یک طلا ستاره داوود — این برای اولین بار بود مهر و موم. یکی یکی او وارد شده از خاتم و بسته آنها را. سنگین فولادی-سیم کوره بود و پیچ و مهره ای در دوم مهر. آنها بسته plyboard ورق در محل ریخته و در سطل مرطوب سیمان بین plyboard و فلزی — این شکل سوم مهر.

تاریکی می افتد به سرعت هنگامی که خورشید برگ آن تپه. تلویزیون خدمه پلیس و سیاستمداران با عجله سوار وسایل نقلیه موتور غرش کامیون ها و اتومبیل های مذاکره از روی حیله و تزویر turnabouts و rumbled سراشیبی. در 7 p. m. آفریقایی درامر Olatunji راه می رفت در سراسر مارلی آرامگاه زنگ یک agogo یک مراسم بل. درامر زده از طیف وسیعی از رزین های مختلف و ریتم. او در متوقف مارلی سر و رنگ کردن یک نافذ peal که ricocheted کردن طرف کوه و درنگ هنوز در تاریکی است. کوه شد غول پیکر توده زغال سنگ. در سنگهایی آتش سوخته قبل از یک خانه کوچک است. سایه رقصید و نقل مکان کرد و در مورد حیاط. قدرتمند سخنرانان سوار مارلی صدا کردن درب آن resounded در برابر تپه و پر شب: “چه مدت باید آنها را بکشند ما پیامبران/در حالی که ما در کنار ایستاده اند و نگاه/برخی می گویند این فقط یک بخشی از آن/ما باید برای تحقق این کتاب است./نمی خواهد به شما کمک کند به آواز خواندن/این آهنگ از آزادی … آهنگ رستگاری.”

یک پا ابراهیم Moriah آمد رقص دشوار به آرامگاه خود را در زیر بغل به استقبال باب خانه. “باب ما را نگه دارید سر ما است. او را به تماس پدر من عمو همه ما در روستای توسط یک خانواده است. او به ما یک پیام از صداقت. من اعتقاد دارم که او پیامبر است چرا که بسیاری از چیزهایی که او صحبت را به انجام برسانند.” ■

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>