جدید یانکی ها: یک شهر و یک تیم Reborn

جدید یانکی ها: یک شهر و یک تیم Reborn
29 اکتبر 1996

دادگاه خیابانی در بروکلین. یک روز از خیره کننده اکتبر آفتاب. ساعت ناهار. من طفره رفتن پرواز ستون دادگاه خیابان وکلا حضور خود را رنگ آمیزی هوا با جنایات خود را خاکستری چهره مچاله به مشت توسط طراوت در روز است. من با شنیدن نام Derek Jeter و قلب من thumps: این جوان یانکی shortstop شده است تحت تعقیب? خوشه هایی از زنان جوان در حال ریختن از ساختمان های اداری, روشنایی, سیگار hurrying به کافی شاپ. بیشتر نام لرزش از طریق هوا: جو تره. داریل. Jimmy Key. یک مرد با یک غرب لهجه هندی کمک می کند تا یک زن جوان به عجله همراه با سبد خرید که سنگین است با دست پیچیده بسته آب نبات و آجیل. او با پوشیدن یک یانکی را فشار دهید. یک پاکستانی در یک یانکی کلاه peddles کتاب های کودکان و یک مرد دیگر به فروش می رساند کتابها و جزوات مورد negritude. Merengue موسیقی blares از یک فروشگاه. Luis Miguel آواز می خواند از دیگری است. سه Hasidim با عجله و قیافه هیجان و من شنیدن یک نام در عجله از بحث: برنی ویلیامز. موسیقی رپ غرق فعل است. و من به دنبال لاکی چوبی پلاک تحمل نقشه های مختلف جزایر کارائیب به مقصد دیوار از بروکلین زمانی که یک مرد در سراسر خیابان را دم: “T-shirts, get ya یانکی T-پیراهن اینجا یانکی تی شرت.”

در این روز در بروکلین ارواح از گذشته دیگر در حال حاضر. چند wanderers در دادگاه بزرگ خیابان بازار حتی می دانم در نیویورک یانکیز شد یک بار بیشتر منفور مجمع ورزشکاران در این شهرستان است. آنها در اینجا نیست. مهاجران زندگی می کنند خود را با باستان کینه و خود را nostalgias; هیچ کدام در حال فلج نیویورک نوستالژی. مهاجران و جوان در شهرستان زندگی می کنند آن را به عنوان نه به عنوان آن بود. در همان زمان آنها جعل شهرستان است که خواهد بود.

“البته یانکی ها برنده خواهد شد! می گوید:” یک مرد خندان به نام احمد حسن یک تاکسی فلسطینی در راه خود را به ناهار در اقیانوس اطلس خیابان. “تیم ما! یانکی ها در شش!”

“پنج!” می گوید Wilfredo Chacon از پورتو پلتا در جمهوری دومینیکن, و قرمز, قلاب, بروکلین. “ما در حال بازگشت است.”

درست است. اما این بیش از یک داستان ورزشی. بازگشت از یانکی ها به جهان سری تشابه شگفت آور تغییرات در این شهرستان در چند سال گذشته است. یک چیز بسیار روشن است: این زمان بسیار خوبی برای در نیویورک است. آن را به عنوان اگر محاصره کرده است به پایان رسید و بازماندگان آمده اند چشمک زدن به نور خورشید. نرخ قتل شده است در نیمه قطع و شده اند وجود دارد شیب کاهش می یابد و تقریبا در تمام جنایات دیگر. در نیمه شب در حال حاضر در بسیاری از محله ها مردم در خیابان دوباره راه رفتن به خانه از فیلم ها یا رستوران های رایگان از یک بار شکست ناپذیر حس تهدید. مترو در حال تمیز کننده و خیلی امن تر است. و زمانی که جرم و جنایت پایین می رود خوشبینی را افزایش می دهد. شهر نمی تواند شکوفا بدون که دست نیافتنی ترین احساسات است. نه می تواند به تیم بیس بال.

هیچ کس نمی داند با هر دقت به همین دلیل وجود چنین بوده است یک تغییر عظیم. قطعا شهردار جولیانی سزاوار برخی از اعتبار. او تا به حال حس خوبی به استخدام پلیس حرفه ای که آمد تا با یک استراتژی انقلابی: پلیس کار هشت ساعت در روز است. آنها درست به کیفیت زندگی یک پلیس مسئولیت. در مترو, آنها فوق العاده کار متوقف کردن مردمان بد در نقطه ورود; felonious بچه ها که استفاده می شود به سرقت رفتن نیست زحمت پرداخت کرایه. آنها ساخته شده پلیس فرماندهان مسئول شکست خود در حوزه و بخش نیویورک. پلیس برنج به سختی کامل; آنها هنوز هم تحمل بیش از حد بسیاری از پلیس های که در حال نیمه psychos. اما آنها انجام داده اند جامد ، آنها را ساخته اند خوش بینی ممکن است.

اما در سراسر این شهر وجود دارد و شواهد از نیروهای دیگر در کار است. آنها باید کمی با ساکنان شهرستان سالن. نرم افزار مد زودگذر به نظر می رسد به زوال یافت که به معنی کمتر از قتل بیش از کفش و یا کنترل از گوشه و کنار خیابان. هروئین گشت اما فقیر smackheads لازم نیست زمان زیادی را صرف کودکان تیراندازی با اسلحه. هروئین بوده است شناخته شده به عنوان پلیس بهترین دوست: آن را نابود مبارزه با باندهای خیابانی نیویورک در گذشته آن بیشتر است به راحتی متمرکز توسط تامین کنندگان. ترک جنگ شد یک مثال از کنترل نشده سرمایهداری; برای اوباش و معتادان که آزمایش در حال حاضر به نظر می رسد بیش از.

بسیار مهم تر است جامد از نیویورک اخیر مهاجر موج. من نمی تواند ثابت کند اما به نظر می رسد آشکار است که این مهاجران در حال اضافه کردن اجتماعی سیمان به این شهرستان است. آنها یک اخلاق کاری. آنها را به خانواده ها. شب دیگر من در صحبت کردن به یک کشیش کاتولیک که به من گفت که او به تازگی به حال به صرفه جویی در برخی از دزد جوان از مرگ مطمئن در دست دو خشمگین کره داران. “او می خواهم به سرقت رفته آووکادو خاموش ایستاده” کشیش گفت: “و آنها او را تعقیب سه بلوک. سپس آنها می خواستند به ضرب و شتم او را به مرگ.” کشیش شگفت زده شد که هیچ کس که به تماشای کره ای ها کار 14 ساعت در روز خواهد بود شگفت زده کرد.

از جدید چینی در بروکلین بزرگ قومی محدوده هایی از ملکه این مهاجران در حال انجام آنچه مهاجران را همیشه انجام می شود: کار در lousiest شغل تا زمانی که آنها می توانید بهتر از آنهایی که نشان می دهد فرزندان خود را با مثال که کار باید افتخار; تصور آینده ای بهتر است. مانند ایرلندی یهودیان و ایتالیایی ها قبل از آنها به قرار کلیشه و تعصب از کسانی که در حال حاضر در اینجا. بسیاری از مهاجران جدید هستند و در حال بهره برداری: چند سقوط به اعتیاد به مواد مخدر یا جرایم; دیگران را رها کردن و رفتن به خانه. اما بسیاری از آنها را می دانم که یک چیز بزرگ: این بهتر است از آنچه آنها را پشت سر گذاشت. این بی ادب و سرکش شهرستان. این نیویورک.

در این روند آنها در حال تبدیل شدن نیروهای جدید است. و یکی از مسیرهای مهم به تابعیت باقی مانده بیس بال. پدر من گذشت از مهاجرت به شهروند از طریق Ebbets Field نه جزیره الیس; او آموخته بیشتر در مورد امریکا از کون جوان تر از de Tocqueville. در حال حاضر ما باید مکزیک و جمهوری دومینیکن و پاناما در میان ما مردم که باید انجام بیس بال با آنها را در توشه خود را. در حال حاضر آنها می توانید ببینید که بازیکنان از کشورهای خود در لاس ligas grandes. بنابراین می تواند به دیگران است. کره ای ها می توانید برای تشویق چان هو پارک زمانی که داجرز به شهر می آیند و ژاپنی در میان ما می رسند به تشویق Hideo Nomo. چهره خود را خالی می باشد اگر شما ذکر جکی رابینسون و یا ریس یا Campy یا Skoonj. بود که همه مدتها پیش قبل از آنها متولد شدند و قبل از آنها بسته بندی شده آن چمدان و آمد به امریکا است. اما نگاه در اطراف ورزشگاه در یک بعد از ظهر یکشنبه. شما می دانید که این است بازی خود را بیش از حد. بسیاری از بقیه از ما شده اند soured توسط بیس بال. این اعتصاب را شکست بیش از حد بسیاری از عادات قدیمی, ضرب قطع یک روایت کشیده است که تمام راه برگشت به دوران کودکی. بیش از حد بسیاری از بازیکنان بودند خراب oafish پرشهای بیش از حد بسیاری از صاحبان شدند خوکی. بازیکنان و عوامل آنها نقل مکان کرد و از شهر به شهر ابدی مترجمان آزاد هرگز ماندن طولانی به اندازه کافی برای ایجاد محلی هویت; قبل از ما می تواند رسیدن به آنها را می دانیم که آنها رفته بودند. بسکتبال برداشت ما است. نیکز ماند با هم دیگر و همچنین swifter بیشتر زیبا بازی. برای بسیاری از ما این چند سال گذشته بیس بال است یک جسد. و آن را فقط یک مورد از بدبینانه نیروهای جدید است. در شب تابستان امسال من می خواهم به نوبه خود در ESPN SportsCenter و تماشای outfielders در ده شهر مختلف در تعقیب پرواز توپ قبل از پس زمینه از صندلی های خالی. در چشم انداز پارک من اغلب دیدم و سافتبال بازی در میان 50 ساله. اما بچه ها در محله بازی بسکتبال.

حتی زمانی که یانکی ها بودند که منجر به تقسیم بر 12 بازی آن را دشوار است برای حفظ منافع. وجود دارد به سلامتی و دلهره زمانی که دوایت Gooden تن به تن خود را بدون hitter. اما وجود دارد هیچ حس dailiness از بازی accretions و آشکار درام فصل طولانی. تا مرداد. تا یانکی ها شروع به از دست دادن. تا زمانی که آن را به نظر می رسید ممکن است که آنها می توانند آن را بازی کنند. هر کسی می تواند یک جبهه-دونده و یانکی ماشین آلات از گذشته همیشه به نظر می رسید به جلو رفت. اما تیم های ورزشی مانند prizefighters یا شهرستانها همیشه نمی تواند بود واقعا قضاوت کنید تا ببینید آنچه انجام می دهند زمانی که آنها صدمه دیده است.

و یانکی ها مثل زخمی شهر که خانه های آنها رو به یک زانو. آنها متوقف شد. سپس آنها کردم. و در اینجا آنها در جهان سری. در اینجا آنها برای اولین بار در 15 سال در اکتبر غرش استادیوم یانکی. و کسی که نمی تواند ریشه ، چه فن های قدیمی از داجرز نمی تواند ببینید که این دیگر شکنجه گران از گذشته اما در کل گروه جدید به عنوان تازه به عنوان مهاجران. در این سن ورزش بچه ناقص الخلقه برنی ویلیامز دارای فضل است. در سن خراب احمق Derek Jeter با سبک صحبت می کند و با عفت. و وجود دارد David, مخروط, سخت ترین مرد سفید پس از تونی Zale. و وجود دارد Jimmy Key, با استفاده از مکر و مهارت و هوش خود را به یک بازی شبیه هنر است. و وجود تاریک و brooding و بی نهایت بیمار است جو تره. از مهاجر جریان. از تنگ مفهوم خانواده است. از فرهنگ کار است. از بروکلین. با چهره ای مانند یک کفش است. چگونه می تواند هر کسی ریشه در برابر او ؟

بنابراین من غمگین بود که یانکی ها تلف کردم 12-1 در اولین بازی با بریوز. اما من از بین برد. پس از همه, مانند جو تره من از بروکلین. هنگامی که ما جوان بودند ما آموخته است که در مورد از دست دادن. درس که معمولا تدریس توسط goddamned یانکی ها. اما از دست دادن یک شکست ناامیدی چیزی اگر شما باید برخی اعتقاد فردا. جوان می دانند. مهاجران آن را می دانم. آنها زندگی خود را به فرداها. و زمانی که آنها را به نوبت خود در بت شما باید دعا کنید که باد می وزد ،

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>